پیشنوشت
:
راستش
تصمیم داشتم چند وقتی از این درگیری ها و چالش های سیاسی به دور باشم و کمی به
مسائل دیگر بپردازم اما واجب بود که این مطلب را بنویسم .
این سیاست بازی ها را کنار بگذارید ! لطفاً !
این چند
روزه بحث پیرامون صحبت های آقای نوری زاد و نوشته های ایشان در مورد مراجع و
روحانیت بالا گرفته است و قضیه کم کم دارد جامعه را تحت شعاع خود قرار می دهد و
البته چه نامیمون و نامبارک است که این سخنان در دل ماه مبارکی چون ماه رمضان صورت
می گیرد ! اما فارغ از دیدگاه احساسی و دور از منطق ، بهتر است به صورت منطقی و
حساب شده به بررسی ماجرا بنشینیم .
نقل
است که پس از آن فتوای تاریخی میرزای شیرازی درباره تحریم تنباکو و موفقیت های
سترگ به دست آمده ی پس از آن ، بر خلاف همه اطرافیان شیخ که از این اتفاق بسیار
شاد و خرسند بودند ، اما خود ایشان بسیار ناراحت بوده ، شاید در برخی مواقع اشکی را
بر دیدگان جاری می ساختند . از ایشان علت امر را جویا شدند و ایشان چنین پاسخ
دادند که : شاید ما امروز در مقابل
استکبار پیروز شدیم اما من از آن می ترسم که مستکبران از جایگاه و توان مرجعیت
شیعه در جامعه آگاه شدند و از این پس برای شکستن و پایین کشاندن این جایگاه تلاش خواهند
کرد .
اما
هدف از این نقل نه متهم کردن آقای نوری زاد به وابسته بودن به استکبار و مستکبران
است ، بلکه منظور این است که این تلاش ها و زحمت های شبانه روزی دشمنان اسلام و
انقلاب امروز نتیجه داده است و قبح نقد و شاید کمی آن طرف تر، توهین به مراجع کم
کم دارد شکسته می شود و آن روز که این اتفاق به طور کامل بیفتد ، باید به «سکولار»
ها و «لیبرال» ها و همچنین دکتر «شریعتی» و پیروانش تبریک گفت که بالاخره " جدایی
دین از سیاست " و " اسلام بدون روحانیت " به وقوع
پیوسته است و تنها کشوری که به حکومت «الله» و «دین الله» معتقد بود کم کم دارد دم
از کنار کشیدن روحانیت و در مقامی بالاتر ، مرجعیت از سیاست و " اموری که
در آن تخصص ندارند " ، می زند و گویی یادشان رفته است آن جمله معروف را
که :« سیاست ما عین دیانت ماست
و دیانت ما عین سیاست ما » و
اگر نبود این اعتقاد ، امروز سایه ولایت بالای سر این مملکت نمی بود .
صحبت
بر سر درست یا غلط بودن نقدهایی که آقای نوری زاد کرده اند نیست ، که ایشان همواره
«منتقدی خوب» و در عین حال بعضاً «عاملی ضعیف» بوده اند ! چه در عرصه هنر و چه در
عرصه رسانه و ... همین «چهل سرباز»ی که در نامه یکی از علاقه مندان
ایشان که در وبلاگ شخصی آقای نوری زاد منتشر شده است ، این همه مورد لطف و ستایش آن
عزیز قرار می گیرد ، به نظر حقیر کاری جز کوچک کردن افسانه های بزرگ ملت ایران که
روزی همگی به آنها افتخار می کردند ، انجام نداد . رستمی که هماره در ذهن ایرانیان
با رخشش می تازید و شکوه و عظمت را در ذهن ها متبادر می ساخت ، امروز و به همت
همین عزیزمان ، سوار اسبی نحیف و خسته و با گرزی چوبین و کوچک در کنار خانه ها قدم
می زند و کسی محلش نمی گذارد ! نمی خواهم کارهای باارزشی را که ایشان در طول سال
های دولت اصلاحات و «نقدهای منصفانه» و بدون غرضی که ایشان وارد می کردند را کتمان
کنم ، که اگر چنین کنم کاری ناشایست و بدور از انصاف است . و نیز کارهای باارزش هنری
ایشان را که علاقه مندان بسیاری دارد . اما سخن اینجاست که آقای نوری زاد بالاخره
در چه امری تخصص دارند . ایشان که مراجع را پس از سالها تلاش و دود چراغ خوردن و
تحمل رنج و زحمت بسیار در امر سیاست غیر متخصص می دانند ، چطور است که این چنین
مطمئن عملکرد مراجع را زیر سوال می برند . ایشان در بخشی از نوشته خود که اخیرا
در وبلاگ شخصیشان منتشر کرده اند ، چنین بیان می کنند :
"
وقتی علی (ع) به شکایت یک یهودی به محکمه قاضی خودگماشته
اش می رود ، چرا فلان مرجع نباید به شکایت یک شهروند بی سروپا به محکمه عدل نظام
جمهوری اسلامی ایران فراخوانده شود؟ "
بله ! کیست که نداند این
ماجرا را ؟! اما سوال اینجاست که «فلان مرجع» به چه جرمی باید به «محکمه عدل»
فراخوانده شود ؟ شکایت از چه ؟ شکایت از این که یک مرجع عالی قدر نظر خود را در
مورد حضور یک فرد در بدنه دولت اعلام کرده است ؟ ایشان در نامه ای که به حضرت مکارم
نوشته اند ، از جایگاه بالا و قدرت بی حد و حصر مراجع سخن رانده اند و فرموده اند :
" همين حالا ، بايك كلام و غيظ شمايان ، فلان مسئول مرتبط ، فرو
مي ريزد و طوفاني در عرض وطول كاري اش در مي گيرد . و يا درمقابل ، به يك تشويقتان
، پروبال مي گيرد و سر به ابرهاي آسمان مي سايد . "
اگر چنین است پس چرا آقای
مشایی همچنان بر سر کار خود هستند و همچنان در رکاب دولت به فعالیت خود ادامه می
دهند ؟ اگر احیاناً مراجع معظم و معزز نظر خود را در مورد عملکرد دولت به صراحت
بیان می کنند ، به این دلیل است که ایشان این دولت را از «خود» می دانند و چنین
پنداشته اند که اگر این دولت در پیشبرد امور توفیق نیابد ، «فرصت خدمت» از دست
رفته است . وگرنه ایشان در زمان دولت ها قبلی کی و کجا چنین صریح و بی پرده به
دولتی ها نقد می کردند ؟
اما از خود این صحبت ها و
نقدها و بعضاً توهین ها که بگذریم ، واکنش دوستان ارزشی و ارزشمدار در این میان جالبتر
است . دوستانی که شاید به خاطر «حمایت از دولت» و «مخالفت با طیف دوم خردادی» از برخی
چیزها می گذرند . اعتقادم بر این است که باید «حرف حق» را زد ، حال چه این حرف
مخالف دوستان شما باشد و یا مخالف مخالفان شما باشد ، همین که حق باشد کفایت می
کند . کما این که در عمل نیز اثبات کرده ام که تلاشم بر این است که به قولی "
نه از این ور بام بیفتم و نه از آن ور بام "! این شیوه انتشار صحبت
های جناب نوری زاد درست یا نادرست ، خلاف
حق است ! ایشان اگر نیت خیر داشتند و قصدشان رساندن نکاتی به گوش مراجع بود می
توانستند مطالب خود را به صورت نامه ای سربسته برای مراجع ارسال کنند و آن زمان
بود که می دیدند که مراجع از صحبت های ایشان استقبال کرده و شاید پاسخی روشن و
شفاف برای ایشان می نگاشتند . اما وقتی که ایشان نامه ای را که به حضرت مکارم نوشته
اند ، در وبلاگشان منتشر می کنند و بعد از آن نیز بار دیگر نوشته ای دیگر را خطاب
به روحانیون و مراجع می نویسند ، نشان از آن دارد که ایشان شاید «نیات دیگر»ی به
جز رساندن حرف به گوش مراجع داشته اند . نمی گویم بشویم علماو ساده لوحان زمان شیخ
اشراق ، سهروردی ، و سهروردی زمان (!) را به دار بکشانیم ، اگر چه که مرده باشد !
اما نه آقای نوری زاد «سهروردی گون» حرف می زنند و نه علمای ما آن «متحجران»
زمان شیخ اشراق هستند . دوستان قبول کنیم حرف های آقای نوری زاد بدور از شان
ارزشمداران و معتقدان به نظام است ، حال اگر بناست مخافتی با این صحبت ها نکنیم ،
حداقل حمایت را
نیز کنار بگذاریم ! متاسفانه برخی ژست روشنفکری به خود گرفته اند و در زمانی که
همه چیز «نسبی»(!) است و «صراطهای مستقیم»(!) متعددی برای رسیدن به خدا موجود است ، کاسه
داغتر از آش شده اند و از «آن ور بام» با شتاب ثابت 9.8 متر بر مجذور ثانیه سقوط
کرده اند ! این سیاست بازی ها را کنار بگذارید دوستان !
لطفاً !
امید است که آقای نوری زاد
خودشان با آن «قلم نقاد» و قوی ، سخنان خود را به ورطه نقد بکشند و اجازه ندهند که
صحبت هایشان به «ابزاری در دست مخالفان نظام و انقلاب» مبدل شود .
پ.ن :
- به شخصه با دادگاه ویژه
روحانیت مخالفم !
- انشار این نامه در وبلاگ
آقای نوری زاد بدجوری اعصابم را به هم ریخت . به شدت به این آقای نوری زاد مشکوکم
.
- کیهان نیز خود را مبرا کرده است
و پایش را از این جدال پر سر و صدا بیرون کشیده است !
- به دوستانی که لینک مطلبشان در این پست آمده عرض می کنم ، اگر همین حرف های آقای نوری زاد را فردی چون رمضان زاده یا تاجزاده یا حجاریان بر زبان می راند ، باز هم همین مطالب را می نوشتید ؟! البته من نمی گویم که شما خدای نکرده خلاف ارزش ها صحبت کرده اید ! اما حرفم این است که کمی از این سیاست زدگی خارج شوید و نگاهی ارزشمدار به مسائل داشته باشید ! همین !
بعدالتحریر :
از آقای مهدی تشکر می کنم که اشتباه در ذکر نام میرزای شیرازی را به من گوشزد کردند .





