بسم الله
چه کسی سکان عملیات رسانه غرب (بخوانید صهیونیست) در ایران را در دست دارد ؟

خیلی وقت بود که می خواستم بحث روزنامه اعتماد ملی و عملکردش را طی این مدتی که کار خود را آغاز کرده بررسی کنم . اما خوب موقعیت و شاید ضرورت نوشتن روی مباحث دیگری بود . اما صحبت های اخیر آقای منتجب نیا و همچنین اقدام روزنامه اعتماد ملی در چاپ این صحبت ها ، برآنم داشت تا به بررسی عملکرد اعتماد ملی بپردازم .
زمانی که نتیجه دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم اعلام شد و مشخص شد که دکتر احمدی نژاد به همراه جناب هاشمی به دور دوم انتخابات راه یافته اند و بقیه کاندیداها از دور رقابت برای ریاست جمهوری خارج شده اند ، آقای کروبی فریاد تقلب در انتخابات را سر دادند و با ذکر این نکته که چطور ممکن است که با 3 ساعت خوابیدن ایشان نتیجه عوض شود ، سعی در القای نادرست بودن نتیجه انتخابات را داشتند . این پروژه ایشان با نوشتن نامه به رهبر معظم انقلاب و درخواست بازخوانی آرا برخی حوزه ها ابعاد وسیع تری به خود گرفت که البته با درایت و اقتدار رهبری ، متوقف شد . پس از این اتفاقات جناب کروبی رسماً اعلام کرد که تصمیم به تاسیس حزب به منظور حفظ جمهوریت نظام گرفته است . مقدمات تاسیس حزب با همکاری تنی چند از همراهان آقای کروبی از جمله جواد اطاعت ، الیاس حضرتی ، محمد جواد حق شناس و البته رسول منتجب نیا فراهم آمد و بالاخره در آبان ماه سال 1384 حزب اعتماد ملی رسماً اعلام موجودیت کرده و نخستین جلسه خود را در 24 آبان 84 برقرار کرد .
اما مساله در همین جا تمام نشد . حزب اعتماد ملی که هدف خود را درک و رسیدن به افکار و اندیشه های امام قرار داده بود ! برای تحقق این اهداف نیاز به رسانه ای قوی و پرمخاطب ! داشت . بدین منظور روزنامه اعتماد ملی به عنوان ارگان رسمی حزب اعتماد ملی فعالیت خود را آغاز کرد . جهت گیری های روزنامه اعتماد ملی در همان آغاز کار جهت روشن و انقلابی نبود . به طوری که بر خلاف نظر آقای کروبی که اصل تخریب هر دولتی را در سخنرانی خود در زمان اولین جلسه حزب ، مذموم می دانست ، این روزنامه از همان آغاز با همراهی تعداد زیاد روزنامه های زنجیره ای به فعالیت تخریبی علیه دولت مکتبی و مردمی نهم اقدام ورزید . اما موضع جالب این روزنامه درباره صحبت های رئیس جمهور در باب هلوکاست آغازی بود برای حرکت های صهیونیست دوستانه آن . پس از صحبت های رئیس جمهور در باب هلوکاست و درخواست بازخوانی تاریخ در این باره ، به ناگاه روزنامه اعتماد ملی به تکاپو افتاد و تلاش خود را برای اثبات درستی هلوکاست ! به کار گرفت . از جمله با انتشار مقالاتی چون بررسی تبعات انکار هلوکاست ، سعی در القای درستی هلوکاست و دروغ پراکنی رئیس جمهور را داشت . این البته اولین اقدام آشکار روزنامه اعتماد ملی در راستای حمایت از رژیم صهیونیستی بود . جنبه های حمایتی این روزنامه از صهیونیست ها همه روزه و در متن خبرهایی که از فلسطین اشغالی و تحولات آن مخابره می کند قابل رویت است . برای مثال میزان استفاده از واژه اسرائیل به جای واژه درخور رژیم صهیونیستی در این روزنامه بسیار جالب است و یا مقالاتی که در باب حزب الله و عملکردش در لبنان از طریق این روزنامه منتشر می شود دیدگاه برخی را که معتقد به صهیونیست دوست بودن روزنامه اعتماد ملی دارند ، قوت می بخشد . اما نظریه غرب گرایی روزنامه اعتماد ملی نیز نظریه ای بسیار پرقوت و مستدل است . این نظریه نیز با مصداق هایی چون اقدام جالب روزنامه اعتماد ملی در باب اسیران انگلیسی ، قابل اثبات است . پس از همراهی روزنامه اعتماد ملی با رسانه های غربی و انگلیسی درباره آزادی نظامیان انگلیسی جناب شریعتمداری که همواره پرچمدار مقابله با منحرفان و کج اندیشان داخلی بوده است با انتشار یادداشتی چنین بیان می دارند :
« ارگان حزب اعتماد ملی در شماره روز سه شنبه 21 فروردین ماه (86) خود طی مقاله ای که یادآور اطلاعیه های بست نشستگان سفارت انگلیس در زمان مشروطیت است ، به مرثیه خوانی برای نظامیان بازداشت شده انگلیسی پرداخته و مسئولان جمهوری اسلامی ایران – بخوانید توده مردم – را ملامت کرده است که چرا با دستگیری آن ها ، به گردشگری و حضور توریست های اروپایی در ایران لطمه زده اند ! »
فکر می کنید که روزنامه اعتماد ملی در آن زمان چه نوشته بود که این چنین باعث ناراحتی نیروهای انقلابی و مومن شده بود ؟
« حالا فصل سفر است ، به هر نقطه دنیا که سفر کنی ، بهار نفسی تازه به آنجا دمیده است . اما انگار هوای ایران این روزها به شدت ابری است که دیگر حتی پرنده ای هم در آسمان نمی پرد ، گل های محمدی کاشان امسال دیگر چشم های آبی که از بوی خوش گلاب مست شده اند را نمی بینند . همین داستان برای دشت های شقایق و لاله شیراز هم اتفاق می افتد ، امسال بهار ایران ابری است . »
البته تا اینجا که گویا هواشناسی پیش بینی کرده است که به هر حال کل بهار امسال (86) ایران ابری است ! اما ادامه متن را بخوانید :
« این رویا – حضور توریست های چشم آبی – همان روزها که پرونده هسته ای ایران وارد مرحله جدیدی شد به سوی دست نیافتنی شدن پیش رفت و راه های سفر به ایران را ناامن کرد تا این که با بازداشت ملوانان انگلیسی – نه نظامیان ! – در آب های ایران به طور کامل راه ها بسته و همه سفرهای اروپایی به ایران لغو شد » !
این موضوع آن موقع با درایت آقای شریعتمداری برملا شد و روزنامه اعتماد ملی فردای انتشار یادداشت جناب شریعتمداری به جز توهین و فحش چیز دیگری را برای پاسخ به کیهان درچنته نداشت ! مصاحبه مهدی محمدی ، دبیر سرویس سیاسی روزنامه کیهان ، با رجانیوز پس از پاسخ اعتماد ملی خواندنی است .
این یکی از نمونه های غرب گرایی های روزنامه اعتماد ملی بود که بدان اشاره شد . اما از این نمونه ها بسیار است . چه در مقالات اقتصادی این روزنامه و چه در بخش های فرهنگی و سیاسی به ندرت می توان مطلبی را یافت که متاثر از دیدگاه های غربی نباشد .
می توان این نوع برخورد روزنامه اعتماد ملی با مسائل - غرب گرایی - را در راستای تحقق پاراگراف ششم از بند (هـ ) مرامنامه حزب اعتماد ملی دانست که در آن این نکته را متذکر شده است که باید در عرصه سیاست خارجی تنش زدایی کرد و به دنبال دوست یابی بود . اما گویا دو کلمه آخر این بند فراموش شده است « منافع ملی » !
روزنامه اعتماد ملی که عرصه را برای تاخت و تاز باز دیده است و این گونه پنداشته که گویا کسی جلودارش نیست ! ، این روزها بسیار پا را فراتر از حدش قرار داده است با انتشار مطالبی درباره دولت و اخیراً شخص رئیس جمهور این نکته را دوباره به ذهن متبادر می سازد که صهیونیست در ایران به شدت فعال است .
اما سوالی که در اینجا از آقای کروبی مطرح می شود این است که آیا ایشان در جریان اتفاقاتی که در روزنامه حزبشان می افتد هستند یا خیر ؟ اگر هستند که ایشان نیز باید در رابطه با عملکرد به شدت خلاف منافع ملی روزنامه اعتماد ملی مورد بازخواست و مواخذه قرار گیرند . و اگر نیستند در اینجا چند پیشنهاد به ایشان ارائه می گردد :
1- روزنامه اعتماد ملی را تا زمانی که نیروهایی متعهد و انقلابی برای گرداندن آن اعلام آمداگی نکرده اند ، تعطیل کرده و به بررسی عملکرد 3 ساله آن بپردازند . چه این که خود ایشان هم تلویحاً عدم موافقت خود را با مندرجات این روزنامه اعلام کرده اند . اما این که ایشان هیچ اقدام عملی را در راستای درست کردن فضای روزنامه اعتماد ملی که افرادی چون مسیح علینژاد ، رسول منتجب نیا ، حسن کریم زاده و ... در آن فعالیت می کنند ، نشان از آن دارد که هنوز به این نتیجه نرسیده اند که روزنامه اعتماد ملی ، ارگان صهیونیست در ایران است .
2- حزب اعتماد ملی را که دبیرکلی آن را بر عهده دارند به صورت گفتمان درون حزبی مورد بازخواست قرار دهند و احیاناً در صورتی که قانع شدند به ماده 37 اساسنامه حزب را به هم حزبی هایشان پیشنهاد دهند. ( ماده 37 اساسنامه حزب اعتماد ملی بحث انحلال حزب را مطرح می کند )
3- از ملت ایران برای عملکر ضدایرانی و ضد اسلامی روزنامه اعتماد ملی که صاحب امتیاز آن خود آقای کروبی هستند ، شخصاً معذرت خواهی کرده و آنان را در جریان دلایل چنین عملکردی از جانب روزنامه اعتماد ملی ، قرار دهند .
