یک دور دیگر باقی است
لبنان
، این عروس خاورمیانه که البته امروز شاید دیگر عروس نباشد و اگر هم باشد ،"
عروسی است که در عقد بسی داماد است "
. حساسیت استراتژیک لبنان بر هیچ کس پوشیده نیست . کشوری که محل تقابل ادیان و
مذاهب مختلف است و در همسایگی رژیم صهیونیستی ، بزرگترین تروریست دنیا قرار گرفته
است . به جرئت می توان گفت که در دنیای کنونی لبنان به خط مقدم نبرد میان حق و
باطل مبدل شده .
نام لبنان به کرات از طریق تلویزیون و سایت ها و
محافل خبری دنیا مخابره می شود . اما آن چه که این روزها بهانه ای برای آوردن نام
لبنان است قضیه تعیین نخست وزیر و در پی آن تشکیل کابینه دولت وحدت ملی لبنان است
.
از آن
روزی که دستور دولت برای قطع کانال های مخابراتی حزب الله صادر شد و بعد از آن
اقدام هوشمندانه و مدبرانه نیروهای حزب الله برای جلوگیری از بروز جنگ داخلی به
وقوع پیوست و در پی آن نشست دوحه برای به توافق رسیدن گروه های لبنانی بر سر تعیین
رئیس جمهور جدید برگزار شد ، مردم دنیا و به ویژه ملت های مسلمان به طور پیوسته
تمامی وقایع را با دقت مشاهده می کردند . پس از اعلام انتخاب میشل سلیمان به عنوان
رئیس جمهور جدید لبنان ، موجی از امید و شادمانی در بین ملت های حق طلب دنیا بلند
شد . به طوری که بسیاری از آنان با ارسال پیام های تبریک و برگزاری جشن های متعدد
تشکیل دولت وحدت ملی را به فال نیک گرفتند . تا این که طی هفته گذشته میشل سلیمان
، فواد سینیوره را به عنوان نخست وزیر دولت وحدت ملی معرفی کرد .
اگر
بخواهیم کشورهای تاثیرگذار در به توافق رسیدن گرو های مختلف لبنانی و انتخاب میشل
سلیمان به عنوان رئیس جمهور این کشور را بر شمریم می توانیم از نقش تاثیرگذار
سوریه و ایران در رایزنی های اجلاس دوحه یاد کنیم . هر چند که شاید برخی افراد این
توافق را حاصل تلاش برخی کشورهای عربی منطقه بدانند اما آن چه که مشخص است کشوری
همانند قطر را ، با توجه به شواهد و قراین ، نمی توان به عنوان کشوری تاثیرگذار که
نقش مثبتی را در حصول این توافق بازی کرده باشد ، به شمار آورد . هر چند که امریکا
و برخی کشورهای منطقه تمامی تلاش خود را برای عدم دستیابی به توافقی عملی برای
تشکیل دولت وحدت در لبنان به کاربردند اما توافق حاصله در نشست دوحه نشان از عدم
موفقیت آمریکایی ها و یارانشان در این زمینه دارد .
اما
قضیه به همین جا ختم نشد . آمریکا که از کسب موفقیت در نشست دوحه ناامید شده بود
پس از نشست دوحه فعالیت خود را برای اعمال نفوذ در تعیین نخست وزیر جدید آغاز کرد . و چنان که خبرهای رسیده از
لبنان نشان می دهند گویا در دور دوم بازی آمریکا و متحدانش توانسته اند موفق تر از
بقیه مهره ها عمل کنند . فواد سنیوره مجدداً به عنوان نخست وزیر لبنان انتخاب شد .
این خبری بود که بسیاری را بهت زده کرد . پس آن همه جنگ و جدل بر سر برکناری
کابینه فواد سینیوره و تحصنات طولانی مدت در بیروت و رایزنی های گسترده کشورهای حق
طلب ، نتیجه آن شد که دوباره مهره آمریکایی به نام فواد سینیوره قدرت را به دست
بگیرد . میشل سلیمان رئیس جمهور منتخب گروه های مختلف لبنانی گویا نتوانسته بود که
استقلال خویش را حفظ کند و به طور آشکار تحت تاثیر سفارت آمریکا عمل کرد. هر چند
که وی در نخستین سخنرانی خود پس از انتخابش به عنوان رئیس جمهور امیدها را در دل
ملت ها زنده نگه داشت اما اعلام نخست وزیری سینیوره دوباره هاله ای از ابهام را
روی حرکات سلیمان به وجود آورد .
ولی
هنوز یک دور دیگر از این بازی سخت و پیچیده باقی مانده است . البته شاید این دور
پایانی برای این بازی نباشد اما ممکن است سرنوشت سازترین دور بازی باشد . در این
مقطع حساس مهمترین مساله تشکیل کابینه است . بر اساس توافق دوحه 16 وزیر کابینه از
طرف جریان حاکم ، 11 وزیر توسط اپوزسیون و 3 وزیر دیگر نیز به انتخاب رئیس جمهور
معرفی خواهند شد . آن چه که در حال حاضر توجه ویژه را می طلبد این است که جریان
اپوزسیون تمام تلاش خود را برای تصدی وزارتخانه های تاثیر گذار و قدرتمند کابینه
انجام دهد که البته گویا حزب الله که نماینده جریان فکری شیعی در لبنان است و
بسیاری این گروه را متحد و همراه ایران و سوریه می دانند ، و همچنین جریان آزاد
ملی و سایر گرو های مخالف تلاش خود را برای کسب وزارتخانه های مهم به کار گرفته
اند . و برآن هستند تا بتوانند به قولی اقلیتی تاثیرگذار در کابینه سنیوره ایجاد
کنند.
ممکن
است که انتخاب سینیوره به عنوان نخست وزیر از یک طرف ناامیدی هایی را در بین حق
طلبان و از طرف دیگر شور و خوشحالی را در دل آمریکایی ها و استکبار جهانی پدید
آورده باشد اما همانطور که اشاره شد یک دور دیگر باقی است . دوری سرنوشت
ساز که همت تمامی ملل آزادی خواه جهان را برای پیروزی در آن می طلبد .
