پلورالیسم تا کجا ؟

چند وقتی است که تصمیم گرفته ام مطلبی راجع به پلورالیسم بنویسم اما مگر این امتحانات میان ترم و پایان ترم و کار های نشریاتی و ... می گذارند آدم اندکی فراغت بال پیدا کند !! به هر حال امروز می خواهم تصمیمم را عملی کنم .
در ابتدا بهتر است ببینیم که پلورالیست ها چه می گویند ؟ در نگاه اول حرف پلورالیست ها بسیار جذاب و منطقی به نظر می رسد . ببینید :
« انسان ها دارای افکار مختلفی هستند و سلیقه های گوناگونی دارند و هر فکر و سلیقه ای نیز برای فرد یا جامعه ای که آن را برگزیده است ، محترم است . در حقیقت نظر ما برای خودمان محترم است و نظر آن ها هم بر ای خودشان محترم !! و هیچ دلیل برای درست بودن نظر یک گروه و غلط بودن نظر گروه دیگر وجود ندارد ! «
همانطور که می بینیم این جملات بسیار جالب به نظر می آیند . به طوری که اگر این حرف ها را به طور تطبیقی با عرصه های مختلفی همچون سیاست و فرهنگ و اقتصاد و ... مقایسه کنیم درستی آن برایمان آشکار می شود . اما مشکل اصلی این جاست که پلورالیسم در بطن خود اهدافی ورای پلورالیم اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی را پیگیری می کند و در واقع از اثبات درست بودن تکثر در نظریات اقتصادی و یا سیاسی قصد تعمیم خود به عرصه دین را دارد . و دقیقاً در همین نقطه است که این نظریه با اسلام به تناقض می رسد . پلورالیسم دینی در واقع عدم مطلق انگاری است . به طوری که همه چیز دچار شک و تردید است . شما مسلمان هستی ؟ خوب باش ! دلیل وجود ندارد که شما حرف درست بزنی و آن فرد که به بودیسم اعتقاد دارد نادرست بگوید ! در همین شروع کار می توان مسلمانان را از پذیرش نظریه پلورالیسم دینی باز داشت . چه این که اسلام دینی است که در بسیاری از موارد انسان ها را به یقین در مورد مباحث دعوت می کند .
» و بالاخره هم یوقنون «
اگر کمی دقیق تر نظریه پلورالیسم را مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم در می یابیم که هدف نظریه ای همچون پلورالیسم ؛ که بسیاری صهیونیسم را بنیان گذار آن در قرون جدید می دانند ، در واقع مقابله و جلوگیری از گسترش و نفوذ دین اسلام است .
البته نفوذ این نظریه تا حدی است که در بسیاری از رسانه های خارجی و حتی بعضاً رسانه های داخلی نشانه های پذیرش پلورالیسم دینی به وضوح قابل رویت است . شماره اخیر هفته نامه شهروند که در آن بحث صدور انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار داده بود شاهد بر این مدعاست .
علی ای حال تلاش صهیونیسیم و استکبار جهانی برای پیشبرد چنین نظریه هایی بسیار مشهود است . برای مثال هالیوود که وظیفه جنگ فرهنگی و پیشبرد اهداف صهیونیست ها را در جهان دارا می باشد با ساختن فیلم هایی چون سه گانه ماتریس و یا نمایش ترومن و ... سعی در ترویج شک گرایی و عدم مطلق بودن همه چیز را دارد .
آن چه که در پایان این نوشتار قصد رسیدن به آن را داشتم این است که پلورالیسم تا وقتی که در مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ... مطرح می شود با شروط خاصی قابل پذیرش است اما به محض عبور از خط قرمز ها و ورود به مسائل دینی و اعتقادی به نظریه ای کاملاً مطرود و مذموم مبدل می شود .

