قم نشین ها
دین را عوض کنند !
چند روز
پیش ، بعد از کلاس اقتصاد مهندسی به استاد مراجعه کردم تاسوالاتی را راجع به
اقتصاد بپرسم. استاد هم که از قضا از فضلای دانشگاه محسوب شده و دارای مدارک معتبر
علمی از دانشگاههای ایران و آمریکا است و حتی سمت مشاور علمی یکی از استانداران را در دولت آقای خاتمی یدک می کشد با روی باز از ما استقبال کرد. سوال
این بود که با توجه به نظام عرضه و تقاضای موجود در سیستم اقتصادی، به نوعی مجوز
احتکار به فروشندگان داده می شود تا قیمت ها به سطح پایه برسند و این نه تنها ضد
قانون که با شرع هم مطابقت ندارد. ویا جایی که ما از حداقل نرخ جذب کننده صحبت می
کنیم و تعیین آن را برای سرمایه گذاری ضروری می بینیم، به نوعی مجوز ربا را برای
سرمایه گذار صادر کرده ایم و سوالاتی از این قبیل. استاد ابتدا لبخندی زد و بعد به
تعریف و تمجید از دقت و حسن نظر ما پرداخت ! و بعد اینگونه پاسخ داد که :« در
اینگونه موارد ماباید ببینیم علم چه می گوید! »
پرسیدم : «
پس اعتقادات ما چه می شود؟ با احکام دین چه کنیم؟» استاد در جواب اینگونه شروع کرد
که:« ببین عزیز من ! ما الان با یک مشکل در پیشرفت علم روبرو هستیم و آن این است
که قم نشین ها از علم اطلاعی ندارند و نمی خواهند اصول علمی را بپذیرند بنابراین
باید ابتدا قم نشین ها را وادار کنیم که علم را بپذیرند». پرسیدم :« بگذارید سوالم
را دقیق تر مطرح کنم. اگرما با یک تضاد در علم اقتصاد و دینمان روبرو شدیم باید به
فکر حل این مشکل از طرف علم باشیم یا این که دین را تغییر دهیم تا علم را بپذیرد؟»
.بعد از اینکه استاد شرح سفر مکه خودش را برای ما داد و ما را از متدین بودن خود
مطمئن کردند در پاسخ نکته ی جالبی را فرمودند که: « آن دینی که نتواند این علم را
بپذیرد اصلا ً مورد تایید نیست و ما باید اهالی دین را مجبور کنیم تا علم را
بپذیرند!»
حال ما
مانده ایم که با این تضاد ها چه کنیم؟! آیا اسلام اقتصاد دارد یا نه؟ آیا قم نشین
ها می پذیرند که دین را تغییر دهند؟! آیا اساتید علم قبول دارند که علمشان وحی مُنزل
نیست و علم هم می تواند تغییر کند ؟! اگر کسی پاسخی داشت لطفاً ما را خبر کند !

