سال 84 زماني كه دولت نهم بر سر كار آمد عده اي رييس جمهور را متهم مي كردند كه با آمدنش ايران به ورطه ي جنگ و تقابل مستقيم با آمريكا و ديگر زورگويان عالم خواهد افتاد. او را متهم مي كردند كه شايد نتواند دولت را حتي براي يك سال اداره كند. متهمش مي كردند كه از جوانان دور و برش كاري ساخته نيست و نمي توان تنها با تكيه بر ملت ، براي ايران طرحي نو در انداخت. به او مي گفتند كه بهتر است براي اداره ي كشور با انسان هاي كاركشته كه عضو مجامع سياسي هستند مشورت كند و به حرف آنها گوش كند. او را متهم مي كردند كه قادر نخواهد بود پرونده ي هسته اي ايران را به جايي برساند و آن را سرانجامي دهد. به او مي گفتند كه بايد با اقتصاد بين المللي همراه و همصدا شود وگرنه ايران پيشرفت نخواهد كرد. چند سال بعد به سفر هاي استاني اش ايراد گرفتند. گفتند كه هم نشيني با محرومان در شان رييس جمهور نيست. نبايد رييس جمهور با دهاتي ها و مظلومان سر يك سفره بنشيند. بعد به او گوشزد كردند كه بايد در عرصه ي علمي كاري بكند. هنوز ما به تكنولوژي هاي نوين دست نيافته ايم و...
اما با تمام اين احوال احمدي نژاد با مظلومان سر يك سفره نشست، كارهايي كه خود و همكارانش براي آن واقعا زحمت كشيده و شبانه روز نخواببيده بودند، به خود نسبت نداد بلكه همه را لطف خدا و از كمك وهمراهي مردم دانست. در برابر زورمندان عالم ايستادگي كرد و ما جلوي چشم آنها به انرژي هسته اي دست يافتيم، ماهواره به آسمان فرستاديم، به سلول هاي بنيادي دست پيدا كرديم و هزاران اختراع و اكتشاف را به جامعه ي بشري تقديم كرديم و...
بعد از چهار سال همان "جماعت هميشه تهمت زن "هنوز هم به تهمت هايشان ادامه مي دهند، آمار مي دهد مي گويند آمار غلط است، استدلال مي كند مي گويند يك طرفه هست، قسم مي خورد مي گويند دروغ است... اما با تمام اين تهمت زني ها و نامرادي ها بالاخره ملت ايران در روز 22 خرداد كار را دوباره تمام خواهد كرد و نشان خواهد داد كه ملت ايران فراموشكار زحمات خادمش نخواهد بود.





