دوشنبه نوزدهم مرداد 1388
می دانی به چه فکر می کردم؟ به این فکر می کردم که دیروز و چهار روز پی
ش سالگرد بمب باران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود . به این فکر می کردم که چه موضوع جالبی بود برای نوشتن و البته به این فکر می کردم که چرا چندان مطلب به درد بخوری در این گوگل ریدر کذایی و وبلاگستان به این بزرگی راجع به این قضیه پیدا نکردم. و همچنان به وبلاگ نویسان منفعل فکر می کردم و این مدعیان حقوق بشری وبلاگستان که یک پست خشک و خالی هم برای این قضیه ننوشتند چه برسد به تحلیل ماجرا و ربط دادن آن به مذاکرات ایران و آمریکا!
ای بابا! بگذریم که گذشت!
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 12:5 |
لینک
|
ارسال کنید به :
پنجشنبه هفتم خرداد 1388
سال
84 زماني كه دولت نهم بر سر كار آمد عده اي رييس جمهور را متهم مي كردند كه با
آمدنش ايران به ورطه ي جنگ و تقابل مستقيم با آمريكا و ديگر زورگويان عالم خواهد
افتاد. او را متهم مي كردند كه شايد نتواند دولت را حتي براي يك سال اداره كند.
متهمش مي كردند كه از جوانان دور و برش كاري ساخته نيست و نمي توان تنها با تكيه
بر ملت ، براي ايران طرحي نو در انداخت. به او مي گفتند كه بهتر است براي اداره ي
كشور با انسان هاي كاركشته كه عضو مجامع سياسي هستند مشورت كند و به حرف آنها گوش
كند. او را متهم مي كردند كه قادر نخواهد بود پرونده ي هسته اي ايران را به جايي
برساند و آن را سرانجامي دهد. به او مي گفتند كه بايد با اقتصاد بين المللي همراه
و همصدا شود وگرنه ايران پيشرفت نخواهد كرد. چند سال بعد به سفر هاي استاني اش
ايراد گرفتند. گفتند كه هم نشيني با محرومان در شان رييس جمهور نيست. نبايد رييس
جمهور با دهاتي ها و مظلومان سر يك سفره بنشيند. بعد به او گوشزد كردند كه بايد در
عرصه ي علمي كاري بكند. هنوز ما به تكنولوژي هاي نوين دست نيافته ايم و...
اما
با تمام اين احوال احمدي نژاد با مظلومان سر يك سفره نشست، كارهايي كه خود و
همكارانش براي آن واقعا زحمت كشيده و شبانه روز نخواببيده بودند، به خود نسبت نداد
بلكه همه را لطف خدا و از كمك وهمراهي
مردم دانست. در برابر زورمندان عالم ايستادگي كرد و ما جلوي چشم آنها به انرژي هسته اي دست يافتيم،
ماهواره به آسمان فرستاديم، به سلول هاي بنيادي دست پيدا كرديم و هزاران اختراع و
اكتشاف را به جامعه ي بشري تقديم كرديم و...
بعد
از چهار سال همان "جماعت هميشه تهمت زن "هنوز هم به تهمت هايشان ادامه
مي دهند، آمار مي دهد مي گويند آمار غلط است، استدلال مي كند مي گويند يك طرفه
هست، قسم مي خورد مي گويند دروغ است... اما با تمام اين تهمت زني ها و نامرادي ها
بالاخره ملت ايران در روز 22 خرداد كار را دوباره تمام خواهد كرد و نشان خواهد داد
كه ملت ايران فراموشكار زحمات خادمش نخواهد بود.
نوشته شده توسط ف.س در ساعت 16:11 |
لینک
|
ارسال کنید به :
جمعه دوازدهم مهر 1387
نظرات سارا پلین و جان
بیدن ، معاونان مک کین و اوباما ، در مورد گسترش انرژی هسته ای
پلین
یک
نیروی مسلح ، یک نیروی هسته ای ، به خصوص ایران ، به شدت خطرناکه ... ایران ادعا می کنه که اسرائیل ، اون جوری که
اون ها ادعا می کنن ، یک جسد بدبو و متعفنه ، کشوری که باید از صحنه روزگار محو
بشه . و حالا رهبری مثل احمدی نژاد ، کسی
که عقل درست و پایداری نداره ، کسی نیست که ما بتونیم اجازه بدیم که به سلاح هسته
ای دست پیدا کنه .
بیدن
پاکستان
در حال حاضر سلاح هسته ای داره و در حال گسترش اون هست . سلاح های پاکستان می تونه
در حال حاضر اسرائیل و کشورهای حوزه مدیترانه رو هدف قرار بده . ایرانی که به سلاح
هسته ای دست پیدا کنه خیلی خیلی بی ثبات و خطرناک خواهد بود ... بنابراین هر دوی
اون ها خطرناکنند و هر دوی اون ها می تونن بازی های منطقه رو تغییر بدن .
نتیجه :
این
حرف ها در آخرین مناظره این دو رد و بدل شده است . نه آن بهتر است و نه این ! نمی
توان به انتخابات آمریکا امیدوار بود . شاید بعداً بیشتر بسط دادم این ماجرا را !
14 آبان انتخابات آمریکا برگزار خواد شد .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:53 |
لینک
|
ارسال کنید به :
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
»»» بازخوانی یک حماسه
هنوز
هیچ کس «حماسه» سفر سال گذشته دکتر احمدی نژاد را فراموش نکرده است . سفری که شاید
بزرگترین جنگ رسانه ای جمهوری اسلامی پس از انقلاب به شمار می رفت . پس از اعلام
قطعی سفر دکتر احمدی نژاد به آمریکا
برای حضور در سازمان ملل ، دو خبر مهم تمامی
رسانه های آمریکا را شک زده کرد و آن ها را به صورت کاملاً منفعلانه ای به عرصه
عملیات روانی ایرانی وارد کرد . این دو خبر اعلام «درخواست رئیس جمهور ایران برای
بازدید از محل حادثه 11 سپتامبر» و دیگری «حضور در دانشگاه کلمبیا» برای سخنرانی و
پرسش و پاسخ بود . این شوک های رسانه ای سبب شد که شاید تمامی خبرهای اجلاس سازمان
ملل تحت پوشش حضور احمدی نژاد در اجلاس قرار گیرند و طی این حضور بسیاری از
روزنامه ها و رسانه های آمریکایی فقط به پوشش
خبری اقدامات رئیس جمهور ایران پرداختند .
پس از
اعلام درخواست رئیس جمهور برای بازدید از محل حادثه یازده سپتامبر واکنش های
بسیاری به این درخواست در بین سیاست مداران و فعالان سیاسی در آمریکا به وجود آمد
. واکنش هایی که از روی «استیصال» و ناتوانی آمریکایی ها در پاسخ به این درخواست
بود و عمدتاً خواستار رد درخواست رئیس جمهور ایران شده بودند . بسیاری با حامی
ترور خواندن احمدی نژاد ، این درخواست وی را توهین به ملت آمریکا قلمداد کردند و
چنین بیان داشتند که هرگز نباید اجازه بازدید رئیس جمهور ایران را از این مکان
مقدس(!) بدهیم . البته در این میان هوشنگ امیراحمدی هم با واکنش نشان دادن به این
درخواست چنین بیان کرد
:
« رئیس جمهور ایران ممکن است چنین گمان کرده باشد که بازدید
او از برج های دوقلو تصویری را که آمریکایی ها و دولت بوش از او دارند عوض می کند
. تصویری که عمدتاً او را فردی پرخاشگر و ماجراجو در برنامه هسته ای و برخورد با
منتقدان نشان داده است . او نمی فهمد که آمریکایی ها چگونه کار می کنند . او هرگز
متوجه عمق مشکل بین ایران و آمریکا نیست . ممکن است برخی در اطراف او این توصیه را
به او کرده باشند و گفته باشند که این بازدید کمک هایی را خواهد داشت . اما مساله
اینجاست که اطرافیان او احمق هستند »!
جالب
اینجاست که یک سال پس از این صحبت ها و در حالی که تنش ها بین ایران و آمریکا به
اوج خود رسیده بود ، همین آقای امیراحمدی به دنبال ایجاد تعامل بین ایران و آمریکا
بودند !
به هر
حال این خواست رئیس جمهوری ایران اسلامی با بهانه تراشی پلیس نیویورک نسبت به عدم
توانایی در تامین امنیت در این بازدید و همچنین مشغول کار بودن کارگران (!) ، با مخالفت
آمریکایی ها روبرو شد . هر چند که تاثیری که اجازه ندادن آمریکایی ها برای انجام
شدن این بازدید ، بر رسانه ها و افکار عمومی دنیا گذاشت شاید بسیار بیش از انجام
شدن این بازدید بود .
پس از
این ماجرا نوبت به حماسه دانشگاه کلمبیا رسید . حماسه ای که چنان تاثیر گذار بود
که جان بولتون ، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل بلافاصله بعد از پایان سخنرانی در
مصاحبه ای با فاکس نیوز (رسانه صهیونیستی و وابسته به کاخ سفید) چنین اظهار
داشت :
« احمدینژاد
آنچه میخواست به دست آورد و آن حقانیت صحبت در یک دانشگاه معتبر و گرفتن پوشش
گستردهٔ خبری بود. »
حتماً به خاطر دارید سخنرانی
«سخیف» و خارج از عرف سیاسی رئیس
دانشگاه کلمبیا را ک
ه در آن وی احمدی نژاد را فردی دیکتاتور ، حقیر و سنگدل خطاب
کرد و گفت: «شما یا آشکارا قصد تحریک دارید یا اینکه به طرز شگفت آوری بیسواد
هستید» (!) و البته این سخنرانی حتی از جانب خود دانشجویان و اساتید و
سیاستمداران آمریکایی مطرود شناخته شد
. به طوری که نیویورک سان نوشت:
«لی
بولینجر رییس دانشگاه کلمبیا به
قدری توهین آمیز صحبت کرد که دانشجویان دانشگاه کلمبیا به او معترض شدند.»
ریچارد
بتز استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا گفت :
«عجیب
است که کسی را دعوت کنید و قبل از این که او شروع به سخنرانی کند، در قالب چنین جملاتی
به او اعتراض کنید» .
بسیاری نیز چنین بیان کردند
که سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا پیش از این که باعث تخریب احمدی نژاد شود ، به
محبوبیت او در بین جهانیان افزود .
ریچارد بولیت ، پروفسور
تحقیقات خاورمیانه و یکی از پایهگذاران این دعوت، دلیل
حمایت خود از این دعوت را دو چیز میداند:
»First, I think face-to-face
exposure to world leaders is in and of itself good education. And second, it
was my hope that through listening to and observing the new bogeyman of
American politics firsthand, the slide toward war that has been building in
certain precincts of our executive branch and the media might be slowed. «
احمدی نژاد در این سخنرانی و در جلوی(1) دیدگان(2) بسیاری(3) از رسانه های جهان(4) ، همچنان بر «موضع
عزتمندانه» ایران نسبت به مساله فلسطین و دروغ بزرگی به نام هلوکاست و همچنین
معادلات جهانی تاکید ورزید .
»»» در
انتظار حماسه ای دیگر
و حالا
پس از گذشت یک سال از سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک ، بار دیگر ایالات متحده با
«نهایت دشمنی» و عداوت انتظار احمدی نژاد را می کشد . هر چند که از گوشه و کنار
صداهایی به گوش می رسد که التماس می کنند که روادید سفر برای احمدی نژاد صادر نشود
. اما به چند دلیل روادید برای سفر دکتر احمدی نژاد صادر خواهد شد :
نخست ؛ آمریکایی ها می دانند که اگر مانع از سفر احمدی نژاد به
نیویورک شوند ، محبوبیت او در بین ایرانیان به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت .
چرا که بسیاری از ایرانیان از موج های شدید تخریب و حملات گسترده ای که به رئیس
جمهورشان در رسانه های غربی صورت می گیرد آگاه نیستند و عدم صدور روادید برای
احمدی نژاد سبب خواهد شد که مردم ایران به اوج دشمنی غرب با احمدی نژاد آگاه شوند
و البته این در جامعه ایرانی و در بین ایرانیان مسلمان عادت است که اگر دشمنشان از
چیزی بد بگوید ، آن ها به شدت به آن علاقه مند می شوند . خصوصیت جامعه ایرانی این
است و آمریکایی ها به این موضوع آگاهی دارند .
دوم ؛ با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و
پایین بودن سطح آرا جمهوری خواهان در نظرسنجی ها ، چنین به نظر می رسد که بوش و
دوستان جمهوری خواهش ، حاضر نخواهند بود که با انجام چنین اقدامات منفعلانه و شتاب
زده ای ، بار دیگر از محبوبیت حزبشان در بین آمریکایی ها بکاهند . شاید عمده دلیل
کاهش محبوبیت جمهوری خواهان در بین مردم آمریکا همین جنگ طلبی و ماجراجو بودنشان
است . عدم صدور روادید برای احمدی نژاد مهر تاییدی خواهد بود بر این نظریه و سبب
خواهد شد که مردم آمریکا که طعم تلخ 6 سال جنگ در افغانستان و عراق را چشیده اند ،
دیگر سکان قدرت را به دست جمهوری خواهان ندهند .
س
وم ؛ بیانیه ای که 5 وزیر خارجه سابق ایالات متحده صادر کرده اند مبنی
بر «لزوم گفتگو» با ایران و البته در این میان حضور هنری کسینجر (به عنوان یکی
از اصلی ترین و بانفوذترین فرد در تصمیم گیری های کلان ایلات متحده ) و تاکید
وی مبنی بر ضرورت گفتگو با ایران ، سبب می شود که به صدور روادید برای حضور احمدی
نژاد در سازمان ملل مطمئن تر شویم .
کسینجر در نشستی که در دانشگاه جورج واشنگتن برگزار شده است چنین بیان می کند :
«من
طرفدار مذاکره با ایران هستم »
* * *
همه
این ها سبب می شود که منتظر حماسه ای دیگر باشیم . حماسه ای که امیدواریم همانطور
که خود رئیس جمهور گفتند ، سبب رسیدن ایران به بالاترین نقطه شود .
« اين
ماه يک حادثه عظيمي است که در آن اتفاق هاي بزرگي رخ مي دهد به طوري که همه درهاي
الهي باز مي شود تا انسان به بالاترين نقطه برسد »
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:57 |
لینک
|
ارسال کنید به :
شنبه نوزدهم مرداد 1387
پيش از مقدمه :
در پي دعوت وبلاگ ايليا (علی) برای نوشتن در باب تروریسم ، سعی کردم که متنی مستند با اطلاعاتی جدید را در اختیار دوستان قرار دهم . هر چند در این حوزه هرگز ادعایی نداشته و خیلی هم مطالعه نداشته ام اما این متن حاصل اندک اطلاعات من در این باره است که خدمتتان ارائه می دهم .
مقدمه :
تروریسم ; واژه اي كه طي سال هاي اخير و البته بعد از قضيه يازده سپتامبر و فروپاشي برج هاي دوقلو ، به كرات از طريق رسانه ها و خبرگزاري هاي مختلف استعمال شده است . كلمه تروريسم در زبان فرانسه براي اولين بار در حوزه سياست به كار رفته است .(1) سايت تحقيقات تروريسم ( terrorism-research ) واژه تروريسم را چنين معنا مي كند :
« تعريف تروريسم بسيار سخت است . اين واژه مي تواند تركيبي از تاكتيك و استراتژي باشد ، يك جنايت و يا يك وظيفه مقدس ، يك اقدام فداكارانه در مقابل ظلم و يا يك عمل زشت بدون بهانه . اين بستگي دارد به زاويه نگاه افراد . »
اين نوع ديدگاه غرب را به مساله تروريسم به خوبي بيان مي كند . آن روز كه جرج بوش رئيس جمهور آمريكا پس از انفجار برج هاي دوقلو در مقابل انظار عمومي حاضر شد و جمله معروف : « هركس با ما نيست ، عليه ماست » را بيان كرد در واقع نوع نگاه آمريكا به جهان در باب تروريسم بود كه بيان مي شد . نگاهي كه هر كسي با آمريكا نباشد پس تروريست است !
پس از مقدمه :
مساله تروريسم ، شايد از نظر تاريخي قدمتي ديرينه داشته باشد اما نوع تروريسمي كه اين روزها مورد توجه همگان است ، شايد بيش از چند دهه عمر نداشته باشد . واژه اي كه هر روزه و از هر طريقي به مردم دنيا القا مي شود تا آن ها بدانند كه همواره در خطرند . خطري كه تنها با فداكاري دولت ها و سيستم هاي امنيتي آن هاست كه بر طرف مي شود . امروزه در اكثر سايت هاي اينترنتي غربي نشاني از اين واژه وجود دارد . براي نمونه پايگاه اينترنتي تروريسم كه وظيفه اش پيگيري و انتقال اخبار تروريسم در سطح جهان است و يا سايت تحقيقات تروريسم كه به آن اشاره شد . پايگاه اينترنتي ياهو كه از بزرگترين و پربازديدترين سايت هاي جهان است در بخش اخبار خود ، يك بخش مجزا را براي انتقال اخبار تروريسم اختصاص داده است . سايت سازمان ملل متحد نيز صفحه اي را به پيگيري ترور و تروريسم در دنيا اختصاص داده است . در اين صفحه از سايت سازمان ملل متحد اعلاميه جهاني مبارزه با تروريسم با عنوان « استراتژي جهاني مقابله با تروريسم » قرار گرفته است . اعلاميه اي بلند بالا كه به بررسي تروريسم در جهان و راه ها و پيشنهاد هايي براي مقابله با آن پرداخته است .
»» تروريست كيست و تروريسم چيست ؟
بگذاريد تروريسم را به طور واقع بينانه اي بررسي كنيم . گروهي در افغانستان تشكيل مي شود . به راحتي مردم را مي كشد . اقدام به طرح ريزي و پياده سازي انفجار هاي مختلفي در نقاط مختلف دنيا مي كند . اين گروه را همه مي شناسيم . « طالبان » نامي است كه اين گروه را با آن مي شناسيم . اين روزها همه مردم دنيا اذعان دارند كه اين گروه يك گروه تروريستي است . اما آيا تا قبل از وقايع يازده سپتامبر نيز چنين بود ؟ آيا همين آمريكايي كه اين روزها هر انفجاري در هر كجاي جهان اتفاق افتد ، انگشت اتهام خود را به سوي طالبان ( و البته در برخي مواقع ايران ) مي گيرد ، تا قبل از سپتامبر 2001 معتقد بود كه طالبان تروريست است ؟ يا شايد به آن ها كمك مي كرد كه به ايران ضربه بزنند . آن روزها كه ايران همواره اعتقاد داشت كه آمريكا در تقويت طالبان در افغانستان خطا رفته است ، چر
ا آمريكا طالبن را تروريست نمي خواند ؟ اما به هر حال حالا همه متفقند كه طالبان گروهي تروريستي است . اما سوال اينجاست كه تفاوت اقدامات طالبان با اقداماتي كه گروهك منافقين در ايران به اجرا گذاشته است در چيست ؟ مگر نه ان است كه همين انفجارهايي را كه بسياري طالبان را مقصر آن ها مي دانند و باعث كشتار بسياري از بيگناهان مي شود ، در ايران و توسط گروهك منافقين به وقوع نپيوسته است ؟ مگر نه اين است كه رئيس جمهور يك دولت كه مورد پذيرش تمامي ملل دنياست توسط اين گروهك به شهادت رسيده است ؟ اما منافقين تروريست نيستند و از ليست گروه هاي تروريستي خارج مي شوند و طالبان همچنان تروريست است .
»» تروريسم دولتي
اما آن چه كه هيچ گاه از سوي غربي ها و قدرت هاي استكباري جهان مورد تاييد واقع نشده و همين سبب مي شود كه انسان به دروغ پردازي آن ها در بحث تروريسم پي ببرد ، تروريسم دولتي به نام رژيم صهيونيستي است . آن روز كه « هرتسل » ، كه بسياري او را پدر معنوي اسرائيل
لغب داده اند ، طفل حرامزاده اي به نام اسرائيل را در كتاب دولت يهود خود پس انداخت ، شايد مي دانست كه براي تشكيل دولت يهود بايد يك دولت بر مبناي ترور و كشتار را تشكيل دهد و البته اين آرزوي آن پير خبيث 46 سال پس از نگاشتن كتاب دولت يهود ، يعني در سال 1948 ميلادي به تحقق پيوست . تروريسم دولتي رژيم صهيونيستي از همان ابتدا مورد حمايت قاطع نظام استكبار و استعمار پير قرار گرفت . اين حمايت را مي توان در اعلاميه دارفور كه توسط دولت بريتانيا در سال 1916 ميلادي منتشر شد و پس از آن مهر تاييدي كه نمايند آمريكا در پاي آن زد ، مشاهده كرد . از بدو تشكيل رژيم صهيونيستي تا كنون شاهد هستيم كه بزرگترين جنايات ضد بشري توسط اين رژيم خود ساخته در حال اجرا است اما دول غربي تنها به نظاره ايستاده اند و البته اين بهترين حالت است در قياس با اين كه شايد برخي دولت هاي غربي از اقدامات رژيم صهيونيستي به شدت حمايت كرده اند . آمار و ريز ترورهايي كه رژيم صهيونيستي طي سالهاي اخير انجام داده است را مي توانيد اينجا ببينيد . اين آمار وحشتناك در مقابل كليه گروه هاي تروريستي دنيا شايد قطره اي از دريا باشد .
»» دروغ و واقعيت
آن چه كه مشخص است اين است كه آن تروريسمي كه دول غربي و به ويژه آمريكا به جهانيان عرضه مي كند ، دروغي بيش نيست و فقط در راستاي اهداف استكباري امپرياليست غربي است كه زماني گروهي تروريست و شايد چند روز بعد غير تروريست معرفي مي شوند . تروريست واقعي رژيم صهيونيستي است كه هر روز ده ها فلسطيني را كشته و يا زخمي مي كند و به راحتي اعلام مي كند كه ما مي خواهيم در غزه نسل كشي به راه بياندازيم و البته هيچ گاه نمي توانيد رسانه اي از رسانه هاي استكبار را در حالت محكوم كردن عملكرد اين رژيم بيابيد . البته در مورد مصداق ديگري از تروريسم واقعي اين دوستمان مطلبي نوشته است كه ديگر من به آن نپرداختم . مراقب باشيم كه تروريسم واقعي را گم نكنيم و تحت تاثير رسانه هاي غربي غرق در آن چه كه آن ها مي خواهند نشويم .
پ.ن
- اگه كمي پراكنده گويي كردم ببخيشيد . اين روزها سرم خيلي شلوغه .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:27 |
لینک
|
ارسال کنید به :
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387
بسم الله
عربستان ؛ نيازمند توجه بيشتر
چند هفته پيش خبر ارسال نامه ملك عبدالله براي آيت الله هاشمي رفسنجاني براي دعوت از ايشان جهت شركت در اجلاسي راجع به اسلام و اتحاد مسلمانان ، تمامي محافل خبري را تحت تاثير قرار داد . اين دعوت باعث شد كه در این پست به نحوه عملكرد عربستان در منط
قه بپردازم .
عربستان سعودی ؛ كشوري در حاشيه خليج فارس كه از ديرباز يكي از تاثيرگذارترين كشورهاي منطقه بوده است . اين كشور كه با وجود كعبه به عنوان مركز كشورهاي اسلامي شناخته شده است طي چند سال اخير رفتارهاي ضد و نقيضي را در عرصه سياست خارجي خود به نمايش گذاشته است . از طرفي در برهه هاي مختلف زماني با جهت گيري هاي خاص به سمت ایران و ساير ملل اسلامي خود را به عنوان كشوري اسلامي و معتقد به اصول معرفي كرده است و با برگزاري كنفرانس هاي مختلف با هدف اتحاد بين مذاهب اسلامي ، قصد دارد تا خود را به عنوان بزرگ كشورهاي اسلامي معرفي كند اما از طرف ديگر با به اجرا گذاشتن سياست هايي خلاف حركت كلي كشورهاي اسلامي همراهي خود را با آمريكا و ساير قواي استكبار جهاني به رخ كشيده است . به نظر مي رسد كه عربستان سياست تاييد راست و عمل با چپ را سرلوحه سياست خارجي خود قرار داده است . براي مثال عربستان در زماني كه اوپك اصرار بر عدم افزايش سقف توليد خود را دارد ، برداشت نفت خود را به نحو چشم گيري افزایش داده و نشان داده است كه در برابر قدرت هاي زورگو در جهان نه تنها از موضع فعالانه وارد نشده بلكه به صورت كاملاً منفعلانه به اجراي تصميمات استكبار جهاني مي پردازد .
عربستان در بسياري از مقاطع زماني چنين عملكردي را از خود به نمايش گذاشته است . در حالت ديگر كه بعضاً عربستان تصميم به اقداماتي فعال را در عرصه بين الملل داشته ، نيز نه تنها در جهت منافع كشورهاي اسلامي قدمي را برنداشته است كه برای مثال در بحث لبنان دقيقاً در مقابل ديدگاه هاي مسلمانان شيعه لبنان قرار گرفته و با همراهي آمريكا سعي در تضعيف حزب الله و روي كار آوردن عناصري وطن فروش در لبنان را داشته است . كه البته تلاش هاي عربستان در اين بخش تا حد زيادي ناكام ماند و اين نشان از آن دارد كه عربستان اگر بخواهد در برابر حركت اسلام گرايان منطقه قرار گيرد غير از منزوي كردن خود چيز ديگري را به دست نخواهد آورد . يا اخيراً حركتي كه عربستان در راستاي تعطیلی برخي مساجد شيعيان در استان الخبر نيز نشانگر تصميمات مكارانه ي اين كشور در جهت مقابله با گسترش شيعه در منطقه را دارد . و يا نقش عربستان در ترور حاج عماد مغنيه ، كه قطعاً شيعيان جهان اين همكاري عربستان با نيروهاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي و آمريكا را از ياد نخواهند برد .
اين ها همه بخشي از حركات مشكوك عربستان در منطقه و جهان است كه نشان از آن دارد كه بايد به اين كشور توجه بيشتري شود و عملكرد آن به طور مشوكافانه مورد بررسي مسئولين امر قرار گيرد . البته در اين راستا مي توان اشاره داشت كه شايد سفر مسئولان نظام به عربستان بتواند دستاوردهايي براي كشور داشته اما ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه مذاكرات در اين گونه سفر ها بايد از موضع طلبكارانه صورت گيرد و نه از موضع تاييد رفتار عربستان ، تا اين كشور اسلامي متوجه باشد كه در صورت ادامه رفتارهاي مغایر با حرکت جهان اسلام ، با تبعات سنگيني مواجه خواهد شد .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:7 |
لینک
|
ارسال کنید به :
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387
یک دور دیگر باقی است
لبنان
، این عروس خاورمیانه که البته امروز شاید دیگر عروس نباشد و اگر هم باشد ،"
عروسی است که در عقد بسی داماد است "
. حساسیت استراتژیک لبنان بر هیچ کس پوشیده نیست . کشوری که محل تقابل ادیان و
مذاهب مختلف است و در همسایگی رژیم صهیونیستی ، بزرگترین تروریست دنیا قرار گرفته
است . به جرئت می توان گفت که در دنیای کنونی لبنان به خط مقدم نبرد میان حق و
باطل مبدل شده .
نام لبنان به کرات از طریق تلویزیون و سایت ها و
محافل خبری دنیا مخابره می شود . اما آن چه که این روزها بهانه ای برای آوردن نام
لبنان است قضیه تعیین نخست وزیر و در پی آن تشکیل کابینه دولت وحدت ملی لبنان است
.
از آن
روزی که دستور دولت برای قطع کانال های مخابراتی حزب الله صادر شد و بعد از آن
اقدام هوشمندانه و مدبرانه نیروهای حزب الله برای جلوگیری از بروز جنگ داخلی به
وقوع پیوست و در پی آن نشست دوحه برای به توافق رسیدن گروه های لبنانی بر سر تعیین
رئیس جمهور جدید برگزار شد ، مردم دنیا و به ویژه ملت های مسلمان به طور پیوسته
تمامی وقایع را با دقت مشاهده می کردند . پس از اعلام انتخاب میشل سلیمان به عنوان
رئیس جمهور جدید لبنان ، موجی از امید و شادمانی در بین ملت های حق طلب دنیا بلند
شد . به طوری که بسیاری از آنان با ارسال پیام های تبریک و برگزاری جشن های متعدد
تشکیل دولت وحدت ملی را به فال نیک گرفتند . تا این که طی هفته گذشته میشل سلیمان
، فواد سینیوره را به عنوان نخست وزیر دولت وحدت ملی معرفی کرد .
اگر
بخواهیم کشورهای تاثیرگذار در به توافق رسیدن گرو های مختلف لبنانی و انتخاب میشل
سلیمان به عنوان رئیس جمهور این کشور را بر شمریم می توانیم از نقش تاثیرگذار
سوریه و ایران در رایزنی های اجلاس دوحه یاد کنیم . هر چند که شاید برخی افراد این
توافق را حاصل تلاش برخی کشورهای عربی منطقه بدانند اما آن چه که مشخص است کشوری
همانند قطر را ، با توجه به شواهد و قراین ، نمی توان به عنوان کشوری تاثیرگذار که
نقش مثبتی را در حصول این توافق بازی کرده باشد ، به شمار آورد . هر چند که امریکا
و برخی کشورهای منطقه تمامی تلاش خود را برای عدم دستیابی به توافقی عملی برای
تشکیل دولت وحدت در لبنان به کاربردند اما توافق حاصله در نشست دوحه نشان از عدم
موفقیت آمریکایی ها و یارانشان در این زمینه دارد .
اما
قضیه به همین جا ختم نشد . آمریکا که از کسب موفقیت در نشست دوحه ناامید شده بود
پس از نشست دوحه فعالیت خود را برای اعمال نفوذ در تعیین نخست وزیر جدید آغاز کرد . و چنان که خبرهای رسیده از
لبنان نشان می دهند گویا در دور دوم بازی آمریکا و متحدانش توانسته اند موفق تر از
بقیه مهره ها عمل کنند . فواد سنیوره مجدداً به عنوان نخست وزیر لبنان انتخاب شد .
این خبری بود که بسیاری را بهت زده کرد . پس آن همه جنگ و جدل بر سر برکناری
کابینه فواد سینیوره و تحصنات طولانی مدت در بیروت و رایزنی های گسترده کشورهای حق
طلب ، نتیجه آن شد که دوباره مهره آمریکایی به نام فواد سینیوره قدرت را به دست
بگیرد . میشل سلیمان رئیس جمهور منتخب گروه های مختلف لبنانی گویا نتوانسته بود که
استقلال خویش را حفظ کند و به طور آشکار تحت تاثیر سفارت آمریکا عمل کرد. هر چند
که وی در نخستین سخنرانی خود پس از انتخابش به عنوان رئیس جمهور امیدها را در دل
ملت ها زنده نگه داشت اما اعلام نخست وزیری سینیوره دوباره هاله ای از ابهام را
روی حرکات سلیمان به وجود آورد .
ولی
هنوز یک دور دیگر از این بازی سخت و پیچیده باقی مانده است . البته شاید این دور
پایانی برای این بازی نباشد اما ممکن است سرنوشت سازترین دور بازی باشد . در این
مقطع حساس مهمترین مساله تشکیل کابینه است . بر اساس توافق دوحه 16 وزیر کابینه از
طرف جریان حاکم ، 11 وزیر توسط اپوزسیون و 3 وزیر دیگر نیز به انتخاب رئیس جمهور
معرفی خواهند شد . آن چه که در حال حاضر توجه ویژه را می طلبد این است که جریان
اپوزسیون تمام تلاش خود را برای تصدی وزارتخانه های تاثیر گذار و قدرتمند کابینه
انجام دهد که البته گویا حزب الله که نماینده جریان فکری شیعی در لبنان است و
بسیاری این گروه را متحد و همراه ایران و سوریه می دانند ، و همچنین جریان آزاد
ملی و سایر گرو های مخالف تلاش خود را برای کسب وزارتخانه های مهم به کار گرفته
اند . و برآن هستند تا بتوانند به قولی اقلیتی تاثیرگذار در کابینه سنیوره ایجاد
کنند.
ممکن
است که انتخاب سینیوره به عنوان نخست وزیر از یک طرف ناامیدی هایی را در بین حق
طلبان و از طرف دیگر شور و خوشحالی را در دل آمریکایی ها و استکبار جهانی پدید
آورده باشد اما همانطور که اشاره شد یک دور دیگر باقی است . دوری سرنوشت
ساز که همت تمامی ملل آزادی خواه جهان را برای پیروزی در آن می طلبد .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:2 |
لینک
|
ارسال کنید به :
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
بسم الله
لبنان ، از وحدت ملی تا جنگ داخلی !
نقشه ای مخوف در یک اتاق دربسته بین آمریکایی ها و صهیونیست ها و برخی کشورهای عربی نهایی می شود . تصمیم بر آن شده اسیت تا با یک حرکت غافل گیر کننده مقاومت اسلامی لبنان (حزب الله) خلع سلاح شود . همه چیز طبق برنامه پیش می رود . ناوهای امریکایی و صهیونیستی به سواخل بیروت نزدیک می شوند . گروه ۱۴ مارس به سرکردگی جنبلاط ، این روباه پیر ، زمینه را برای این اقدام آماده می کند. به نظر همه چیز درست است .
تا این که سید حسن نصر الله در کنفرانسی خبری از آگاهی حزب الله از برنامه مدون مستکبران جهانی و اعراب خودفروخته برای خلع سلاح مقاومت و در واقع بی دفاع کردن لبنان خبر می دهد و صراحتاْ اعلام می کند که حزب الله به هیچ وجه تن به این کار نخواهد داد . چند ساعت از این کنفرانس نمی گذرد که نیروهای حزب الله در اقدامی که تحیر تمامی جهانیان را برانگیخت دست به محاصره و تسخیر لانه ها جاسوسی استکبار که همانا مراکز وابسته به گروه ۱۴ مارس است ، می زند . مقر برخی رسانه ها و روزنامه های وطن فروش به دست حزب الله می افتد . نیرو های آمریکایی و صهیونیستی که دست و پای خود را گم کرده اند هنوز نمی دانند چه تصمیمی در مقابل این حرکت شجاعانه حزب الله بگیرند . شایعاتی از استعفای سینیوره به گوش می رسد ، روباه پیر کشور و وطن را رها کرده و متواری می شود .
آری توطئه به راه اندازی جنگ داخلی که توسط مستکبران و خودفروختگان ریخته شده بود با هوشیاری حزب الله و شخص سید حسن نصرالله ، نقش بر آب شد . البته نقش نیروهای اطلاعاتی حزب الله و بعضاْ یاران این جنبش مردمی در این میان قابل تحسین است . چه این که گویا نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد و ... در دام بازی این سربازان گمنام حضرت ولی عصر ( روحی فداه ) افتاده اند .
آن چه که از مشاهدات به دست می آید این است که سرزمین لبنان همچنان خط مقدم مبارزه حق علیه باطل است و این نکته ای است بس مهم و قابل تامل .
تئوری وحدتی را که کشورهای همچون ایران و سوریه از آن حمایت می کردند با سنگ اندازی و دخالت آشکار سفارت آمریکا و مستشاران آن در دولت سینیوره در مرز شکست قرار داشت و اگر نبود هشویاری حزب الله قطعاْ این نظریه جای خود را به نظریه جنگ داخلی که به شدت از جانب آمریکا و رژیم صهیونیستی ژیگیری می شود ، جایگزین می شد .
چیزی که به وضوح مشخص است این است که کاخ سفید و در راس آن بوش به دنبال این است که در اواخر دوره حکمرانی خود ضربه ای سنگین را به بدنه جهان اسلام وارد آورد و از این روست که هوشیاری هر چه بیشتر مسلمانان مورد نیاز است . همان هوشیاری که حزب الله در طی چند روز اخیر از خود نشان داده است .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 20:49 |
لینک
|
ارسال کنید به :
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
به نام خدا
خلیج فارس ، خلیج عرب ، پرونده هسته ای ، لبنان ، عراق و...
شاید در ابتدا قرا گرفتن این عبارات در کنار هم کاملاً بی ربط و بی هدف نشان دهد . اما اگر اندکی تامل کنیم خواهیم دید که این ها عباراتی است که در کنار چند عبارت دیگر روی میز تصمیم سازان آمریکا قرار دارد. چرا ؟! عرض خواهم کرد :
حدود 5 یا 6 سال است که موضوع هسته ای ایران در مجامع بین المللی و به طبع آن ها محافل خبری جهان در صدر موضوعات مورد بحث قرار دارد .
دو سالی می شود که لبنان نیز به جمع کشورهای خبرساز دنیا پیوسته و هر از چند گاهی ضمضمه های جنگ داخلی یا انتخابات یا خلع سلاح حزب الله و ... از این نقطه از عالم به گوش می رسد.
عراق نیز چند سالی است که پای ثابت خبرگزاری های جهان است . البته نه خبر کشتار بلکه اخباری چون تثبیت دموکراسی در عراق یا نجات جان یک سگ توسط یک سرباز آمریکایی ! و یا هر چیز دیگر . به هر حال عراق بخشی از وقت مردم دنیا را به خود اختصاص داده است .
اخیراً هم که بحث خلیج فارس و حرکت کمپانی گوگل برای تغییر نام این خلیج به خلیج عربی نقل محافل ملی گرایان و ناسیونالیست ها شده است .
فیلم فتنه نیز چند ماهی است که جامعه مجازی ایران و بسیاری از وبلاگ نویسان را به خد مشغول کرده است.
امااین ها چه ارتباطی با هم دارند؟!!
به نظر می رسد که این عبارات به همراه عباراتی چون فلسطین ، اسرائیل ، غزه ، امنیت اسرائیل ، انحراف اذهان جامعه جهانی و ... همواره طی چند سال اخیر بین سیاست گذاران ایلات متحده و صهیونیست ها دست به دست می شود و هر کدام به شکلی این عبارات را کنار هم می چینند و بازی جدیدی را طراحی می کنند . بازی که ذهن من و شما را به خود مشغول کند و چشمان ما را نسبت به حقایق اطرافمان ببندد.
چشمان ما را ببندد نسبت به این که روزی نیست که خبر کشتار مسلمانان فلسطین و عراق از خبرگزاری ها مخابره نشود ولی خبر اول ما تصویب قطعنامه سوم شورای امنیت است .
چشمان ما را ببندد روی نسل کشی که در غزه در حال وقوع است و ما را به تحریم سایت گوگل مشغول کنند .
فتنه ای همچون فیلم فتنه را علم می کنند تا ما نبینیم که کودکان فلسطینی و عراقی در بدترین شرایط ممکن به سر می برند .
قطعاً تمامی موضوعاتی همچون تغییر نام خلیج فارس ، موضوع هسته ای ، فیلم فتنه و ... نیازمند پاسخ و حرکت ما در راستای شفاف سازی و بیان حقایق است اما ...
اما باید مراقب بود . باید مراقب باشیم که غفلت نکنیم از آن چه که آن ها می خواهند ما را غافل کنند.
و در یک کلام منفعل نباشیم . همین.
یا علی...
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:58 |
لینک
|
ارسال کنید به :