تبليغاتX
رصدخانه

بسم الله

نمی بینیم ...

داشتم به فیلم های مستندی که درباره ایران و اسلام ساخته شده است فکر می کردم  . فیلم هایی چون جنگجویان خدا (Gods warriors ) ، روزگاری در ایران (once upon in iran ) و ... که نشان از اهمیت بسزای ایران اسلامی برای غرب دارند . مستند جنگجویان خدا یک مستند 30 – 40 قسمتی است که به مقایسه 3 دین بزرگ دنیا یعنی اسلام و مسیحیت و یهودیت می پردازد . این مستند کاری است از شبکه سی ان ان و با اجرای خانم کریستین امان پور . نکات جالب در این مستند بسیار است . از حدود 10 قسمتی که این مستند به حوزه اسلام می پردازد حدود 5 قسمت را صرفاً به ایران اختصاص داده و این در حالی است که در سایر قسمت ها نیز گریزی به ایران زده می شود . در ابتدای ورود به بحث ایران در این مستند سریالی ، امان پور پس از بررسی وضعیت مبارزین سنی که از کشورهایی همچون مصر و ... استفاده شده است ، به بررسی وضعیت شیعیان به پرچم داری ایران می پردازد و با گریزی تاریخی به ایران زمان شاه ، خصلت جهادی و شهادت طلبی شیعیان را نمایش می دهد . نکته جالبی که هم در مستند جنگجویان خدا و هم در روزگاری در ایران به چشم می خورد تاکید ویژه روی عاشورا و حضرت امام حسین (ع) است به طوری که در جای جای این سریال ها زمانی که هدف بررسی شهادت طلبی شیعیان باشد نام امام حسین نیز به چشم می خورد . به قول آقای طالب زاده تئوری « اسلام فوبیا » یا همان « ترس از اسلام » به شدت مشهود و مورد تاکید رسانه های غربی است .

اما هدف از این نوشته بررسی جز به جز این مستند ها نیست که خود مجالی دیگر را می طلبد . هدف نگارنده از آوردن این مطلب بررسی نکاتی است که غربی ها و رسانه هایشان در جنگ رسانه ای که در پیش گرفته اند ، به شدت تاکید می کنند و سعی در القای این مباحث به مخاطبین خود را دارند . به طور خلاصه آن چه که به عنوان هدف برای رسانه های غربی در جنگ رسانه ای تعریف شده است ، شامل نکات زیر است :

1-      ترس از اسلام : این عبارت به نظر واضح ترین هدف رسانه های غربی در برنامه هایشان می نمایاند. به طوری که در اکثر مباحثی که در مورد اسلام و به خصوص شیعیان در این رسانه ها مطرح می شود همواره بحث شهادت طلبی و خشونت و ... بزرگنمایی شده است . برای مثال در جنگجویان خدا ، شهادت طلبی ایرانیان و اعتقاد به عاشورا و ... با آوردن صحنه هایی از جنگ تحمیلی و جوانان و نوجوانانی که به جبهه ها شتافته اند و یا صحنه هایی از عزاداری شیعیان برای امام حسین (ع) ، نشان داده می شود و یا در مستند روزگاری در ایران که اساسآ هدف ، به چالش کشیدن عاشورا است ، گزارشگر با همراه شدن با یک کاروان که عازم کربلا هستند تمامی اعتقادات شیعیان را در مورد عاشورا به سخره می گیرد و با همراه کردن فردی به نام کامران ، که به وضوح مشخص است که کامران در کربلاماموریت حضور در کاروان را داشته است ، سعی می کند که به نحوی اسلام آمریکایی را مورد تایید غرب نشان دهد . به طوری که کامران را فردی که در جبهه بوده است نشان می دهد و به مصاحبه با مادرش می پردازد . مادر او که بی حجاب در مقابل دوربین شبکه 4 انگلیس ظاهر شده است ، در جواب سوال خبرنگار که از او می پرسد که آیا حاضر است بار دیگر پسرش را به جبهه بفرستد ، می گوید : هرگز ، هرگز اجازه نخواهم داد . و سپس شروع به نقد مادرانی می کند که می گویند حاضرند بچه هایشان شهید شوند و این گفته آن ها را دروغی بیش نمی شمارد . در مقابل شخصی همچون کامران که به قول خودش در جنگ راننده آمبولانس بوده و در واقع برای جنگ نرفته است بلکه برای کمک به همنوع ! در جنگ شرکت کرده است ، افراد دیگری قرار دارند که همچنان به شهادت معتقدند و به عاشورا عشق می ورزند . و در پایان مستند به این نتیجه می رسد که راه حل پایان بحران ایران با غرب اسلام کامرانی است !! نه اسلام عاشورایی .

2-      احمدی نژاد ، مشکل غرب : نکته دیگری که در برنامه های سه سال اخیر رسانه های غربی به چشم می خورد ، معرفی احمدی نژاد به عنوان اصلی ترین مشکل غرب با ایران است . این ایده به شدت از سوی رسانه های غربی به کار گرفته می شود . برای مثال قرار دادن تصویر دکتر احمدی نژاد در کنار هیتلر ، معرفی او به عنوان فردی جاه طلب  و ... به طور مستقیم ایده حذف احمدی نژاد را پیگیری می کنند . در مستند روزگاری در ایران به شدت این موضوع مطرح می شود و در مستند جنگجویان خدا نیز این مسئله مشهود است . در جایی از مستند جنگجویان خدا ، زمانی که کریستین امان پور مشغول بررسی جهادگران مصری و گروه اخوان المسلمین است اشاره می کند که نداشتن رهبر مشکل اصلی اخوان برای شروع حرکت است ، و سریعاً بعد از بیان این مطلب می گوید که : البته ایرانی ها یکیش رو دارن ! و تصویر احمدی نژاد نشان داده می شود .

این نوع برخورد در بسیاری از رفتار های رسانه های غربی مشهود و واضح است .

3-      معرفی اسلام آمریکایی به عنوان اسلام مورد تایید غرب : اسلام آمریکایی اسلامی است که در آن شیرین عبادی ها و شادی قدیریان ها و صانـــ... ها و ... عزیز شمارده مebadiی شوند . در بخشی از مستند جنگجویان خدا امان پور به سراغ شیرین عبادی می رود و احوالات حقوق زن در ایران را از او جویا می شود . خودتان می دانید که ایشان چه پاسخ داده اند !! در بخش دیگری نیز به سراغ خاshadiنم عکاسی !!! به نام شادی قدیریان می رود . او که کارش سانسور عکس هاست !!! اعتقاد دارد که زن در ایران بسیار مظلوم و کوچک شمرده می شود ! و نگرانی خود را در مورد قوانین اسلام رسماً اعلام می دارد .  اثری که در مقابل می بینید یکی از آثار ارزشمند خانم قدیریان است ! البته ایشان بسیار تلاش می کند که انگلیسی صحبت کند اما در مستند صحبت هایی که ایشان به زبان انگلیسی انجام داده اند به صورت انگلیسی زیرنویس شده است !!

سبک دیگری از اسلام آمریکایی هم که زندگی خانواده کامران است که در مستند روزگاری در ایران به تصویر کشیده شده است .  

4-      حذف رهبر معظم انقلاب از صحنه : اما درد آورترین نکته ای که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد ، حذف چهره آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر جهان اسلام ، از محافل خبری است . در تمامی مستند هایی که در مورد ایران ساخته می شrahbariود از جمله جنگجویان خدا ، روزگاری در ایران ، راقه در ایران و ... نامی از رهبر انقلاب برده نمی شود .

این سبک از رفتار نشان از آن دارد که غربی ها مهمترین مشکل را شناخته اند . آن ها می دانند که حذف احمدی نژاد و امثال آن پایان راه نخواهد بود . آن ها به خوبی مشکل را شناخته اند . یک بار این مسئله را در زمان امام خمینی (ره) تجربه کرده اند و فهمیده اند که اگر امام خامنه ای هم مانند امام خمینی به مردم دنیا شناسانده شود ، با چه مشکلات عظیمی مواجه خواهند شد . می دانند که در صورتی که امام خامنه ای به عنوان رهبر جهان اسلام در بین کشورهای اسلامی جا بیفتد دیگر کسی نمی تواند در مقابل اتحاد و همدلی مسلمانان قرار گیرد .  نتیجه ای که غربی ها از رفتارشان با امام خمینی گرفتند این بود که به جای این که فردی که سالها می تواند در صدر نظام اسلامی در ایران قرار گیرد را هدف قرار دهند افرادی را مورد هجمه قرار دهند که ممکن است صحنه نظام را زودتر ترک گویند و در واقع آن ها را به عنوان رهبری شیعیان معرفی کنند که در صورت این که موفق به حذف آن ها از صحنه شدند ، در واقع ضربه ای بزرگ را به جهان شیعه وارد آورند و خلا رهبری را در بین شیعیان فریاد بزنند . اما غافل از این که نور ولایت با این رفتارها از دل شیعیان جهان بیرون نخواهد رفت . غربی ها باید بدانند که اگر امروز احمدی نژاد در برابر آن ها قرار گرفته است به خاطر عشق و ارادتی است که به اسلام و انقلاب و ولایت دارد .   

rahbari

اینها فقط بخشی از مسائلی است که در رفتارهای رسانه های غربی در مورد ایران به چشم می خورد . بسیاری از عملکردهای این رسانه ها متاسفانه مورد غفلت ما در داخل قرار گرفته است . نمی بینیم که احمدی نژاد خار چشم رسانه های غربی است و در داخل او را به خاطر گرانی متهم و بازخواست می کنیم . نمی بینیم که آرزوی غربی ها کنار رفتن احمدی نژاد از قدرت است و خودمان در داخل به کنار رفتن احمدی نژاد کمک می کنیم و ناخواسته آلت دست غربی ها می شویم . نمی بینیم که رهبری چگونه مورد سانسور و بایکوت خبری در غرب واقع شده است و خودمان هم در داخل کمتر به معرفی شخصیت عظیم و گرانقدر ایشان می پردازیم . و بسیاری دیگر از این ندیدن ها و غافل شدن ها !

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن :

لطفاْ این مطلب را به دوستان خود هم برسانید تا ببینند . فکر می کنم که خیلی از مشکلات حل می شود اگر این مطالب را به همه برسانیم .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:22 | لینک  | 

بسم الله

موبايل را درياب !

موبایل ، این وسیله نو بنیاد و این واژه غریب که اندک زمانی است که وارد فهرست واژگان زبان شیرین فارسی گشته است . شاید ۱۰ یا حداکثر ۱۵ سال باشد که واژه موبایل در بین پارسی زبانان مستعمل گشته است اما سرعت رشد استفاده از آن به حدی است که یوزپلنگ آفریقایی از فرط تعجب به مسابقه با لاکپشت استرالیایی رو آورده و دیگر دم از سریع ترین در جهان نمی زند !

اما از همان آغاز فواید بسیاری را برای موبایل برشمارده اند که در این اندک مال به چندی از آن ها اشاره ای هر چند مختصر خواهیم داشت :

۱- نجات جان افراد :شخص مذكور !

یک تاجر بزرگ را درنظر بیرید که دیرزمانی است که در کار واردات قند و شکر است و در جای جای این مملکت انبارهای بی شماری از قند و شکر ایجاد نموده است . اما از بد روزگار میزان تولید قند و شکر در داخل به حدی است که او توان فروش قند و شکر خویش را ندارد . در یکی از روزهای گرم بهاری برای سرکشی به انبارهای قند و شکر خود ، به یکی از نقاط دور دست که هنوز خطوط تلفن بدان جا نرسیده است رهسپار می گردد . در بدو ورود با مشاهده کیسه قند و شکری که سربه فلک کشیده اند و چشم را یارای مشاهده آن نیست ، دچار سرگیجه شده و از حال می رود . بعد از تلاش کارگران و ندیمان و مستخدمان سر حال میآید . در این لحظه به ناگاه گوشی موبایلش به صدا در آمده و یکی از مشاورانش خبر از پرشدن انبارها از قند و شکر می دهد . حالا او چه کند ؟ این جاست که موبایل برایش راهگشا می گردد ! تاجر مکار موبایل خود را از جیبش درآورده و با یکی از سایت های اینترنتی تماس می گیرد و به آن دستوراتی را ابلاغ می کند از جمله این که شکر در بازار نیست و قند تمام شده است و ... آن سایت هم که می داند با این خوشخدمتی ها چه چیزهایی عایدش می گردد سریعاْ استارت کار مذکور را می زند . اما قضیه به همین جا ختم نمی شود ! تاجر مذکور که از قضا دل خوشی هم از دولت ندارد تصمیم به انجام کاری بزرگ می زند ! دوباره موبایل خود را به دست گرفته و دز بین کنتکت های خود به دنبال شماره دوستان تاجر خود می گردد  تا با انجام کاری مافیای به قولی حال دولت را بگیرند و به قول قدیمی ها با یک تیر دو نشان زده باشد . این کار را نیز می کند و ... القصه را که همگان می دانند . حالا شما فکر کنید که تاجر مذکور اگر موبایل نداشت چه بلایی در آن بیابان بر سرش می آمد ؟ قطعاْ در آن جا سکته را زده بود ! اما موبایل جان آن تاجر را نجات داد !

۲- ایجاد تحولات سیاسی فقط با موبایل !

این یکی نیز از آن کاربردهای بسیار مفید موبایل است . تصور کنید که فردفردی را که تصمیم گرفته است که مشهور شود و برای این منظور راهی دانشگاه های مختلف می شود و اقدام به سخنرانی در جمع دانشجویان می کند . بنابراین قطعاْ این فرد را نمی توان در منزلش پیدا نمود . اما جمعی از ضد دولتی ها که تصمیم به تخریب دولت به هر نحوی که ممکن است را دارند. فرد مذكور چند موبايل دارد براي اين كه زودتر مشهور شود نياز است كه چند موبايل داشته باشد ! برای پیدا کردن فرد مذکور با موبایلش تماس می گیرند ، نکته مهم همین جاست با موبایلش تماس می گیرند ! و به او سیاست های تخریبی خود را اعلام می کنند . حالا آن فرد به راحتی می تواند مشهور شود و از طرفی خوراک رسانه ای رسانه های ضد دولتی هم فراهم شده است . حالا اگر آن فرد موبایل نداشت ... اما او موبایل دارد !

 

۳- انتشار واقعیات ! آن هم فقط با موبایل !م

تصور کنید که یکی از افراد انقلابی که در پی هدایت مردم و رو کردن دست متحجرین و شاخه های طالبان در ایران است به شهری سفر می کند . خوب ! آن چه مشخص است این است که نمی توان او را پیدا کرد مگر به وسیله موبایل ! با موبایلش تماس گرفته می شود و اطلاعاتی در مورد سرکرده طالبان و تحجر در ایران به او می رسد . توجه دارید که با موبایلش تماس گرفته شد ! حالا او حرفی برای گفتن دارد و می تواند ادعای پیروی از خط امام و انقلاب کند . اما اگر موبایل نداشت قطعاْ در آن جلسه حرفی برای گفتن نداشت و مجبور بود با موبایلش اس ام اس بازی کند ! اما او هم موبایل داشت !

 

البته چند نکته اخیر تنها بخشی از کاربردهای بسیار موبایل است که متاسفانه به دلیل این که مسوول سایت دانشکده می خواهد من را بیرون بیندازد از پرداختن به بقیه نکات معذورم .

 

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:12 | لینک  | 

مگر او با شما چه کرده است که این چنین برش می تازید ؟!

یادم می آید که چندی پیش موجی از حملات نسبت به آیت الله مصباح در بین روزنامه ها و سایت های دوم خردادی شکل گرفته بود و ایشان در صدد تخریب وجهه مثبت و مورد قبول جناب مصباح در بین مردم بر آمده بودند . البته در آن برهه با پاسخهایی که از جانب بسیاری از وبلاگ ها و همچنین برخی روزنامه ها همچون روزنامه کیهان به شبهات وارده داده شد ، این موج از بین رفت و مدتی این جماعت سکوت را بهتر از دادن پاسخ های بدون سند و مدرک دانسته و ترجیح دادند که بیش از این آبروی خود را در میان نمحتشمی پورگذارند . آن زمان من هم در پستی به بررسی موضوع مورد بحث پرداخته بودم . 

 اظهارات اخیر جناب محتشمی پور در باب تفکرات آیت الله مصباح یزدی بار دیگر شگفتی همه را برانگیخته است و موجبات تعجب انقلابیون و مذهبیون را در پی داشته است . البته آقای محتشمی پور سابقه ی دارازی را در اظهار نظرهای شگفت آور داشته اند و در همین راستا در سال ۸۵ نیز حملاتی را به آقای مصباح در باب حمایت ایشان از دولت دکتر احمدی نژاد انجام دادند که آن موقع نیز دعوتنامه ای از جانب یکی از شاگردان آیت الله مصباح برای ایشان فرستاده شد تا در مناظره ای به بحث پیرامون مسائل مورد اختلاف بپردازند .

اما سخنرانی اخیر ایشان در نوع خود بسیار قابل توجه است . ایشان در این سخنرانی بسیار دور از انصاف و بعضاْ ادب  ، به تفکرات و مواضع جناب مصباح حمله کرده و ایشان را به تفکر طالبانی و متحجرانه متهم کرده اند . تفکر دینی و انقلابی جناب مصباح بر هیچ کسی پوشیده نیست ولی متاسفانه برخی از افراد که در پیگیری نیت های سیاسی خود دست به هر کاری می زنند این بار جناب مصباح یزدی را موضوعی برای پیشبرد اهداف سیاسی خود قرار داده اند .

وزیر کشور دولت آقای خاتمی در ادامه سخنرانی خویش که در مراسمی به مناسبت رحلت امام و در اصفهان به ایراد سخن می پرداخت در ادامه سخنان خود آیت الله مصباح را به بدبینی نسبت به قشر جوان متهم کرده و ادامه می دهد :

« و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند. امام جوانان را از 15 خرداد تا 22 بهمن و پایان عمر شریفش از سرمایه های انقلاب و کشور می دانست و برای آن ها اهمیت زیادی قائل بود در حالی که شما آن ها را افرادی منحرف، بی دین و هرزه معرفی می کنید ؟ »

این سخنان در حالی از زبان آقای محتشمی پور شنیده شده است که جناب مصباح اهمیت بسایر زیادی را برای قشر جوان کشور قائل بوده و آنان را از سرمایه های مهم انقلاب و اسلام تلقی نموده اند . موسسه بین المللی امام خمینی که زیر نظر مستقیم جناب مصباح اداره می شود هر ساله با برگزاری طرحی موسوم به طرح ولایت برای قشر جوان و دانشجویان کشور ، سعی در افزایش سطح بینش جوانان ودر ابعاد مختلف دینی ، سیاسی و اجتماعی داشته است .

حجت الاسلام محتشمی پور در ادامه بیانات خود تفکر آقای مصباح را تفکری غیرانقلابی خوانده و می افزاید :

« جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی شود ... »

در این جا دو دیدگاه پیش می آید . نخست این که ممکن است آقای محتشمی پور در جریان انقلاب و در ارتباط با انقلابیون نبوده اند و همچنین از تفکرات امام و آیت الله مصباح نیز آگاهی کامل ندارند ! که البته این فرض بسیار بعید به نظر می رسد زیار سوابق ایشان گویای چنین برداشتی نیست . ایشان در دوران انقلاب و پس از تبعید امام ۴ اعلامیه را امضا نموده اند . ( هر چند آیت الله مصباح در این ایام به روایت اسناد موجود ۷ اعلامیه و بیانیه مهم را امضا نموده اند )

دوم آن که ممکن است ایشان به دلیل های نامشخص که برخی منابع از آن با نام خصومت های شخصی نام برده اند اقدام به بیان چنین سخنانی نموده اند . که امید است چنین نیز نباشد .

در مورد این که شاگردان جناب مصباح حتی یک روز هم به جبهه نرفته اند هم گویا جناب محتشمی پور تمامی شاگردان ایشان را می شناسند که چنین محکم در مورد آن ها سخن می گویند . در این مورد فکر نمی کنم که نیازی به سند و مدرک باشد که آیا شاگردان آیت الله مصباح در جنگ بوده اند یا خیر ! چون که اسناد زنده و معتبر همه روزه در کوچه و خیابان و بعضآ در محافل خبری و رسانه ای دیده می شوند .

در مورد تفکر انقلابی و اسلامی جناب مصباح ذکر این بیانات از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای بسیار راهگشا و روشنگر خواهد بود : رهبری

« بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مى شناسم و به ايشان به عنوان، يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسايل اساسى اسلام ارادت دارم .

اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيت هايى مانند علامه طباطبائى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيم القدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر كرده است .

من خدا را شكر و حمد مى كنم كه نسل جوان ما در سراسر كشور به ايشان (آيت الله مصباح يزدى) شديداً علاقمند و قدردان است . »

 

این فرمایشات خود به روشنی بیانگر روحیه انقلابی و ولایتمدارانه جناب مصباح است .

 

البته سخنرانی آقای محتشمی پور حامل نکات مهم دیگری نیز بوده است ، از جمله این که ایشان گفته اند :

« امیدواریم تصمیم گیرندگان اصلی به خود بیایند و همه دلسوزان انقلاب بار دیگر بیایند و به یاری این اسلام و نظام برسند و این انقلاب را از دست نااهلان نجات دهند ... »

 

من که نفهمیدم منظور از نااهلانی که انقلاب را به دست گرفته اند چیست ؟! ان شاالله که حرف بدی نباشد !

 

----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن

 

۱- پاسخی را در رجانیوز به این مطلب دیدم که جالب بود . شما هم بخوانید .

۲- همین الان خبری دیگر از قول حجت الاسلام رحیمیان در رجا دیدم که این را هم ببینید .

۳- خداوند همه ما را هدایت کند .

۴- همین !

 

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 16:36 | لینک  | 

پلورالیسم تا کجا ؟

پلورالیسم


 

چند وقتی است که تصمیم گرفته ام مطلبی راجع به پلورالیسم بنویسم اما مگر این امتحانات میان ترم و پایان ترم و کار های نشریاتی و ... می گذارند آدم اندکی فراغت بال پیدا کند !! به هر حال امروز می خواهم تصمیمم را عملی کنم .

در ابتدا بهتر است ببینیم که پلورالیست ها چه می گویند ؟ در نگاه اول حرف پلورالیست ها بسیار جذاب و منطقی به نظر می رسد . ببینید :

 « انسان ها دارای افکار مختلفی هستند و سلیقه های گوناگونی دارند و هر فکر و سلیقه ای نیز برای فرد یا جامعه ای که آن را برگزیده است ، محترم است . در حقیقت نظر ما برای خودمان محترم است و نظر آن ها هم بر ای خودشان محترم !! و هیچ دلیل برای درست بودن نظر یک گروه و غلط بودن نظر گروه دیگر وجود ندارد ! «

همانطور که می بینیم این جملات بسیار جالب به نظر می آیند . به طوری که اگر این حرف ها را به طور تطبیقی با عرصه های مختلفی همچون سیاست و فرهنگ و اقتصاد و ... مقایسه کنیم درستی آن برایمان آشکار می شود . اما مشکل اصلی این جاست که پلورالیسم در بطن خود اهدافی ورای پلورالیم اقتصادی یا سیاسی و یا فرهنگی را پیگیری می کند و در واقع از اثبات درست بودن تکثر در نظریات اقتصادی و یا سیاسی قصد تعمیم خود به عرصه دین را دارد . و دقیقاً در همین نقطه است که این نظریه با اسلام به تناقض می رسد . پلورالیسم دینی در واقع عدم مطلق انگاری است . به طوری که همه چیز دچار شک و تردید است . شما مسلمان هستی ؟ خوب باش ! دلیل وجود ندارد که شما حرف درست بزنی و آن فرد که به بودیسم اعتقاد دارد نادرست بگوید ! در همین شروع کار می توان مسلمانان را از پذیرش نظریه پلورالیسم دینی باز داشت . چه این که اسلام دینی است که در بسیاری از موارد انسان ها را به یقین در مورد مباحث دعوت می کند .

 »                                                      و بالاخره هم یوقنون «

 جان هیک ؛ بنیان گذار پلورالیسم در قرون جدیداگر کمی دقیق تر نظریه پلورالیسم را مورد کنکاش و بررسی قرار دهیم در می یابیم که هدف نظریه ای همچون پلورالیسم ؛ که بسیاری صهیونیسم را بنیان گذار آن در قرون جدید می دانند ، در واقع مقابله و جلوگیری از گسترش و نفوذ دین اسلام است .

البته نفوذ این نظریه تا حدی است که در بسیاری از رسانه های خارجی و حتی بعضاً رسانه های داخلی نشانه های پذیرش پلورالیسم دینی به وضوح قابل رویت است . شماره اخیر هفته نامه شهروند که در آن بحث صدور انقلاب اسلامی را مورد بررسی قرار داده بود شاهد بر این مدعاست .

علی ای حال تلاش صهیونیسیم و استکبار جهانی برای پیشبرد چنین نظریه هایی بسیار مشهود است . برای مثال هالیوود که وظیفه جنگ فرهنگی و پیشبرد اهداف صهیونیست ها را در جهان دارا می باشد با ساختن فیلم هایی چون سه گانه ماتریس و یا نمایش ترومن و ... سعی در ترویج شک گرایی و عدم مطلق بودن همه چیز را دارد .

آن چه که در پایان این نوشتار قصد رسیدن به آن را داشتم این است که پلورالیسم تا وقتی که در مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و ... مطرح می شود با شروط خاصی قابل پذیرش است اما به محض عبور از خط قرمز ها و ورود به مسائل دینی و اعتقادی به نظریه ای کاملاً مطرود و مذموم مبدل می شود .

 

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 16:55 | لینک  | 

راه روشن است ! تو چشمانت را باز کن

فرمايشات رهبر معظم انقلاب در جمع مرد م شيراز در اولين روز سفر خود به استان فارس نكات قابل تاملي و روشنگرانه اي را در خود نهفته داشت . ايشان در هنگامي دست به حمايت مجدد از دولت دكتر احمدي نژاد زدند كه دولت نهم تحت شديدترين فشارها و حملات به عملكرد اقتصاديleader خود و وضع اقتصادي كشور قرار دارد .

روي سخن نگارنده با عزيزاني است كه حرف هاي رهبري براي آن ها حجت است و طبيعتاً افراد ديگر در طيف مخاطبين اين نگاشته قرار نخواهند گرفت .

بياييد رو راست باشيم عزيزان . خيلي از ما هنوز راه خود را پيدا نكرده ايم . به طوري كه بسياري از وبلاگ هاي به قولي حزب اللهي نيز در برخي موارد به انتقاد غيرمنصفانه نسبت به عملكرد اقتصادي دولت نهم پرداخته اند . نه ! اشتباه نكنيد . نمي گويم كه همه چيز خوب است . قطعاً مشكلات هست و چه بسا در بخش اقتصادي بيش از ساير بخش ها مشكل هست . اما علت يابي مشكلات حرفي است كه مد نظر نگارنده است . همان كاري كه مقام معظم رهبري در شيراز كردند . علت يابي نه نقد سطحي و احساسي و منفعلانه .

به جرئت مي توان گفت كه هيچ دولتي تا كنون از چنين حمايتي از جانب رهبري برخوردار نبوده است .

شايد وظيفه ما در اين بين اين باشد كه به جاي اين كه پشت سر رهبري بنشينيم و به جاي اين كه براي حمايت از دولت آبروي رهبري را گرو بگزاريم حداقل آبروي وبلاگ هايمان ! را براي دفاع از رهبري و به طبع آن دولت به ميدان آوريم . هر چند كه قطعاً ما نخواهيم توانست كه به درايت و ذكاوت رهبري در نوع حمايت خود از سياست گذاري دولت ، دست يابيم اما ...

اما به قول قديمي ها « كاچي به از هيچي »

 

پس :

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد .

 

يا علي مددي ...

 


پ.ن :

- شايد اسمش جنبش در وبلاگ نويسان باشد ! هر چه شما دوست داريد اسمش را بگذاريد . نفس كار مهم است نه نام آن .

 

 

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 16:29 | لینک  | 

 

بسم الله

آیت الله مصباح

حضرت آیت الله مصباح


 

چه شده است ؟!

در چند روز اخیر شاهد درگیری علنی حسین شریعتمداری مدیرمسوول روزنامه کیهان و سایت خبری تابناک و چند روزنامه منتسب به جریان دوم خرداد بوده ایم . این موضوع بهانه ای شد که به اجمال به بررسی این کنش و واکنش بپردازیم .

موضوع از آن جا شروع شد که روزنامه های زنجیره ای در راستای پروژه تخریب چهره های اtabnakنقلابی و متعهد به نظام مقدس جمهوری اسلامی اقدام به چاپ مقاله ای درباره بحث نمایندهetemad امام در سپاه پاسداران در چند سال اخیر جنگ تحمیلی نمودند که تلویحاْ حضرت آیت الله مصباح یزدی را مورد اتهام قرار می داد . روزنامه اعتماد ملی که شاید بتوان این روزنامه را ارگان رسمی صهیونیست در وادی اسلام دانست آغاز گر این ماجرا بود و ادامه این پروژه خزنده را سایت خبری تابناک بر عهده گرفت .

اما در همین اثنا بود که آقای شریعتمداری با توجه به احساس مسئولیتی که در قبال نظام و انقلاب دارد در صدد پاسخ به اتهامات وارده به شخص آیت الله مصباح برآمدند به طوری کهشریعتمداری ستون یاداشت روز روزنامه کیهان را به پاسخی مستددل به این شبکه های زنجیره ای اختصاص دادند .

پس از پاسخ آقای شریعتمداری به اتهامات واهی این تجدیدنظرطلبان ، موج حملات به آقای شریعتمداری شروع شد که برای نمونه می توان به سایت تابناک اشاره نمود . 

کلیت ماجرا این بود که روزنامه هاو سایت های دوم خردادی در دورغ پردازی آشکار ٬ اقدام به تحریف نظرات حضرت امام (ره) کردند و سعی بر تحریف نظرات امام در خصوص حضرت آیت الله مصباح یزدی داشتند .

خوشبختانه پاسخ های جناب شریعتمداری پاسخ هایی قانع کننده به این روزنامه های زنجیره ای بود . اما باید دید که چرا این شبکه های مخوف و رسانه های زنجیره ای  جناب مصباح را مورد  حمله قرار داده اند  ؟

قطعاْ این باندها به همین راحتی ستون های پرخواننده خود را بی هدف برای موضوعات مختلف به هدر نمی دهند .

نکته این جاست که حضرت مصباح از همان آغاز دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی به روشن گری و بیان بحران های مختلف اعتقادی و فرهنگی کشور پرداختند و همواره به عنوان یار و یاور رهبر معظم انقلاب در مقابل انحراف از آرمان ها و اهداف انقلاب با قدرت و صلابت ایستادگی کرده اند چه این که در ۸ سال ریاست جمهوری اقای خاتمی حجم عظیمی از سخنرانی ها و مقالات ایشان در راستای مراقبت از انحرافات اعتقادی و ... منتشر شده است و به همین سبب ایشان از آغاز خار چشم معاندان نظام و رهبری بوده اند .

رهبر معظم انقلاب

نظر مقام معظم رهبری نیز در مورد جناب مصباح شنیدنیست . آن جا که می فرمایند :

« شخصیت آقای مصباح، خلا شخصیت هایی مانند شهید مطهری و علامه طباطبایی را یکجا برای جامعه ما پر کرده است.»(1)

 

به هر حال ان چه مسلم است این است که هر چه در مقابل دشمنان اسلام و نظام اسلامی مقاومتر باشی مجبوری که رنج و عذاب بیشتری را تحمل کنی و این همان اتفاقی است که برای جناب مصباح یزدی (دامت برکاته) افتاده است .


(۱) نقل به مضمون

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 23:4 | لینک  | 
شهید من
سردار خيبر ، حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله كه در سن 27 سالگي به شهادت رسيد . جزيره مجنون محل شهادت اين شهيد بزرگوار است . جزيره اي كه طعم خون بسياري از مجنونان را چشيده است .
--------------------------------
درباره شهيد همت بخوانيد :
حاج همت
وبلاگي درباره حاج همت
پیوند ها
* سايت خبري رجانيوز
-------------------------------------
* سايت خبري تابناك
-------------------------------------
* وبلاگ رياست جمهوري
-------------------------------------
* خبرنگار مسلمان (حامد طالبی)
-------------------------------------
* بی خوابی های یک برنامه نویس (محمد علی طائبی)
-------------------------------------
* پايگاه وبلاگ نويسان ارزشي
-------------------------------------
* وبلاگ پاسداران
-------------------------------------
* پايگاه رسمي رضا اميرخاني (بالاخره راه افتاد )
-------------------------------------
آرشیو ماهانه
تیر 1387
-------------------------------------
خرداد 1387
-------------------------------------
اردیبهشت 1387
-------------------------------------
فروردین 1387
-------------------------------------
آرشیو موضوعی
دانشگاه
-------------------------------------
دانشگاه اسلامی
-------------------------------------
رسانه
-------------------------------------
سیاست داخلی
-------------------------------------
سیاست خارجی
-------------------------------------
فلسفه
-------------------------------------
دلنوشته
-------------------------------------
" زبانه های آتش "
-------------------------------------
3 تیر ، انقلابی برای انقلاب
-------------------------------------
لوگوی رصد خانه

كد لينك به رصدخانه :

برگی از زندگی
درد ، حرف من نیست
درد ، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟
حس می کنم که انگار
نامم کمی کج است
و نام خانوادگی ام نیز
از این هوای سربی
خسته است
امضای تازه من دیگر امضای روزهای دبستان نیست
ای کاش آن را دوباره پیدا کنم
ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم

« آن جا که ناگهان یک روز
نام کوچکم
از دستم افتاد ! »
لینکدونی
نویسندگان رصدخانه
حسین سلیمانی
-------------------------------------
ف.س
-------------------------------------
شمارنده و خبرخوان
تبلیغات و دوستان

Graphic & Design