به حساب تنبلی می گذاریش یا به حساب ترس از نوشتن یا به حساب توبه از نوشته های قبل اینجا یا به حساب نداشتن حرف نو یا به حساب حرکت به سمت دانشگاه و درس خواندن یا به حساب عاشق شدن یا به حساب ناامید شدن یا به حساب هر چیز دیگر که می خواهی بگذاری ... اشتباه می کنی! اول تا آخر نوشته را بخوان بعد قضاوت کن!
گفتم دیگر اینجا نخواهم نوشت خب حقیقتی است! دیگر اینجا نمی نویسم اما این دلیل نمی شود که جای دیگر هم ننویسم! از چند ماه قبل فکری شده بودم که وبلاگم را روی هاست شخصی بنویسم. این نه دلیلش بیزاری از بلاگفاست و نه همکاری با طرح هجرت از بلاگفا! هوس است دیگر. انسان هم که خبرش به گوشتان رسیده! موجودی است بس هوس باز و اهل تغییر و تنوع. با فرشاد هم صحبت کرده ام او هم خوشحال از شنیدن این خبر بود اما تا گفتم هاست و دامین، گفت البته خودت می دانی! مثل اینکه خبر داشت باید بابتش پول بدهیم! (این را به شوخی گفتم ها) اما خب به هر حال موقعیتش پیش نمی آمد و این اسباب کشی ما عقب می افتاد. اما دیگر تصمیم قطعی است. الان که اینها را می نویسم فکر نکنی وبلاگ شخصی ام آماده است و می خواهم لینک آنرا به تو بدهم ها! نه! اما اینها را اینجا می نویسم که شاید زودتر تکانی به خودم بدهم این چایی را که بناست دم کنم تا با هم بخوریم از مغازه سوپری محل بخرم!
ان شالله از 6 مهرماه در http://fekr.1fenjan.ir خواهم نوشت. این شش مهر هم علتش را نمیدانم. همین طور به ذهنم رسید! خلاصه دنبال علت نباشید که چیزی دستان پرمهرتان را نخواهد گرفت!
اینجا را هم حفظ خواهم کرد. آرشیوش را دوست می دارم. سعیم را می کنم که آرشیو اینجا را منتقل کنم به آنجا! اما خب حفظ رصدخانه هم اهمیتش زیاد است! احتمالاً اولین پست آنجا مروری خواهد بود بر کارهایی که اینجا کردیم و قطعاً کمی هم طولانی خواهد بود. اما ارزشش را دارد. حرف های نگفته زیادی از زمان زندگی در رصدخانه روی دلمان مانده است که قصد افشایش را داریم!
خلاصه امر اینکه محفوظ باشید و منتظر! هم برای فرج آقا هم برای وبلاگ نونوای من که بناست از شش مهر بیاید! راستی شش مهر چندشنبه می شود؟!





