تبليغاتX
رصدخانه
به نام خدا

با توجه به این که ایمیل من هک شده ، از صبح امروز هر کس از طرف من ایمیل دریافت کرده ، از طرف من نبوده .

بیچاره شدم ! فکر کنم شرف و آبرو و این ها همه در خطر عظمی قرار داره !!

همین !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:18 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin
بعد از یک صبح خسته کننده ، بعداز ظهر بد نبود . فیلم فرزند خاک ، یک گشت و گذار چند ساعته ، یک شام به همراه دوستان ، اما حیف که دوباره آخرش حالم گرفته شد . مثل این که نمی شود ما یک شب سر حال برویم برای خواب !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 22:43 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin
این پست را که می نویسم صدای زیارت آل یاسین در مجموعه خوابگاه ها طنین انداز شده است و فضایی را درست کرده است برای خودش !

یاد این پست افتادم که قبل ها نوشته بودم !

http://observerblog.blogfa.com/post-13.aspx

بیا ...

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:45 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin

البته خیلی از این درگیری های وبلاگی و جدل های پر سر و صدا خوشم نمی آید . شاید همین دلیلی باشد که آنچه را که روزی من قصد نوشتنش را داشتم امروز این دوستمان نوشته است و برای خودش مکافات درست کرده است ! همین هم باعث شد تا در این مورد کمی بنویسم . باشد برای روز مبادا! البته اين را هم بگويم كه الحمدلله نه عزيزان و كاركنان شماها را از نزديك مي شناسم و نه آنها مرا ! بنابراين مي گويم كه اين متن را فقط از جهت بهبود وضعيت نوشتم و نه چيز ديگر .

این حاج مهدی ما مطلبی را در نقد نشریه الکترونیکی شماها نوشت . مطلبی که هر چند جای کار و صحبت بیشتری داشت اما در حد خودش انتقادهایی در اکثر مواقع درست و منطقی را به این نشریه وبلاگی وارد می کرد . نشریه الکترونیکی شماها شماره سوم خود را پشت سر گذاشته است و به نظر حالا زمان خوبی برای کشاندن این نشریه به عرصه نقد برای بهبود وضعیت آن است . چه این که اگر نقد شماها را به تاخیر بیاندازیم این نشریه همان راهبرد قبلی خود را بهترین راهبرد در نظر گرفته و آن موقع است که دفتر توسعه وبلاگ نویسی دینی ، نقطه تاریکی را در تاریخ فعالیت های خود ثبت خواهد کرد . پس به نظر می رسد نقد این نشریه نه از سر جدال های شخصی ، بلکه برای کمک به بهبود و بهتر شدن فضای فکری و محتوایی آن باشد .

 نفس ایده شماها ایده خوب و درستی است . خلاء چنین کاری در جامعه مجازی ایران به شدت هر چه بیشتری احساس می شد و شماها آمده بود که این خلا را پر کند . امروز شماها را هم می توانید در وبلاگ های سکولار و یا غیر دینی ببینید و هم می توانید لوگوی شماها را در یک وبلاگ دینی و اسلامی رویت کنید . و این در نگاه اول یک موفقیت بزرگ برای شماها محسوب می گردد . اما آیا شماها واقعاْ به خاطر عملکردش است که چنین در بین وبلاگنویسان جا گرفته است و یا شاید دلایل دیگری دارد .

همانطور كه مطلع هستيد نشريه شماها را دفتر توسعه وبلاگ هاي ديني واقع در استان و شهر قم ، هدايت مي كند . و اين يعني آشنا بودن دستاندركاران شماها با بسياري از وبلاگ نويسان ديني و اسلامي ما . شايد همين دليل خوبي باشد براي اين كه شماها را بسياري از وبلا گ نويسان مسلمان ما لينك كرده باشند . البته دفتر توسعه نه تنها در قم ، بلكه در بين ساير وبلاگ نويساني كه كمي با جمع وبلاگ نويسان ديني رابطه داشته باشند ، شناخته شده و آشناست و قرار گرفتن لينك شماها در صفحات اين وبلاگ ها هم به خاطر شناختي است كه اين عزيزان از دفتر توسعه داشته اند . چه این كه شماها از همان شماره اول در اين وبلاگ ها لينك بوده است . (به شخصه هيچ سايت يا وبلاگي تا زير و بمش را در نياورم لينك نمي كنم )

پس همانطور كه ديديم شماها نه به خاطر محتوا بلكه به خاطر همان عبارت «من قال» است كه شايد در بين وبلاگ نويسان مذهبي جايي باز كرده باشد .

اما چرا شماها در وبلاگ هاي منتسب به طيف سكولار نويس و غيرمذهبي نيز جا خوش كرده است ؟! به نظر نمي رسد كه دفتر توسعه وبلاگ هاي ديني از گسترش بلاگ هايي با محتواي سكولاريستي و بعضاً ضد ديني حمايت كند ! پس چرا شماها در اينجاها محبوب قلبهاست ؟! شايد دليل اين يكي همان «ما قال» معروف است ! مصاحبه با نويسندگان منتسب به سكولارها در جامعه وبلاگ نويسي و معرفي آنها به عنوان نماد وبلاگ هاي موفق و حرفه اي چه معني مي تواند داشته باشد ؟! البته كه من هم معتقد به فضاي باز و آزاد هستم . اما بايد ديد كه هدف گزاري يك دفتر ، يك نشريه و كلاً يك كار ديني چه مي بايست باشد ؟! آيا اين كه ما در شماره اول با كسي كه گراميداشت دفاع مقدس را كاري عبث و شايد مذموم مي داند می تواند به توسعه وبلاگ های دینی کمکم کند ؟! در شماره اول نشريه و در مصاحبه با خانم توحيدلو آمده است :

« سخت‌ترین کار، انتخاب وبلاگ مناسبی برای گفت‌و‌گو بود. گفتم «وبلاگ» چون برایمان مهم بود بین نویسنده و وبلاگش ارتباط قوی‌ای برقرار باشد تا آنجا که حتی آن وبلاگ جزیی از نویسنده‌اش شده باشد. چند نفری را انتخاب کردیم ولی پس از انتخاب کردن، راه زیادی بود تا تماس گرفتن و خبر دادن و انجام هماهنگی‌های لازم برای انجام مصاحبه. در نهایت سمیه توحیدلو، نویسنده‌ی وبلاگ «بر ساحل سلامت» برای این گفت‌و‌گو انتخاب شد. »

براي نشريه مهم است كه چه كسي را براي شروع كار انتخاب كند تا بتواند ، به قول اين حرف هاي زرد سينمايي ، از سكولارها دلبري كند ! حتماً مي گوييد حالا چرا اين خانم توحيدلو اينقدر بد است !! به اين بخش از پست ايشان كه به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر شده بود دقت كنيد :

« اگر هستند کسانی که اعتقاد دارند جنگ در نهایت با پیروزی ما همراه بوده، اگر هنوز اعتقادی هست که پذیرش قطعنامه هرچند تلخ شکست ما نبوده، چرا آن روز و روز ختم جنگ را پاس نمی داریم؟ مگر نه این است که این صلح است که میمون است و باید پاس داشته شود؟ مگر نه این است که در روز صلح باید یاد آنهایی کرد که برای صلح تلاش کردند؟ چرا ما ایرانیها همیشه نعل وارونه می زنیم؟ ایا به واقع این بدان معنا نیست که ما خودمان را پیروز جنگ نمی بینیم؟ آیا این بدان معنا نیست که هنوز باور نداریم روزهای بهتری برای بزرگداشت هست؟ خلاصه اینکه همیشه همزمان با آغاز پاییز بساط جنگ و رژه و بزرگداشت به پاست. بد نیست ببینیم که چرا این روز را پاس می داریم. شروع یک جنگ خانمان برانداز بدون شک جشن و بزرگداشت ندارد! »

خانم توحيدلو در واقع پيشنهاد مي كنند كه ما روزي را كه امام خميني ، رهبر كبير انقلاب ، از آن به عنوان روزي كه جام زهر را نوشيد ، ياد كرده است ، جشن بگيريم و گرامي بداريم ! اين را بخوانيد  :

« خانم توحیدلو احکام اسلامی را زیر سوال نبرده اند.بلکه برخی مشکلات اعتقادی و سیاسی داشتند »

اين جمله را جناب آقاي نجمي در پاسخ به فاني عزيز نگاشته اند ! نكته اول اين كه ايشان اعتقادات را از احكام اسلام جدا كرده اند ! گويي احكام اسلام ، احكامي ظاهريند و لزومي ندارد كه اعتقادات ما اسلامي باشد ! اما از اين كه بگذريم آيا آن جمله هاي خانم توحيدلو مشكل ديني نيست و فقط مشكل سياسي است ؟! اگر ديدگاه نشريه شماها به دين اين ديدگاه است پس بايد كم كم شماها را نه يك نشريه حامي سكولار كه اصالتاً يك نشريه سكولار ببنيم كه دين را براي خانه ها مي خواهد و سیاست را جدا از دين مي بيند ! اما قطعاً مي دانيم كه اينگونه نيست و هرگز شماها اين مسير را نخواهد رفت .  شاید دلیل این همه اصرار و تلاش ما هم همین باشد که روزی نیاید که دفتر توسعه وبلاگ ها دینی به مکان محبوب وبلاگ نویسان غیردینی تبدیل شود . البته نه این که بخواهم بگویم که این دفتر باید با همه این وبلاگ نویسان غیردینی بجنگد (که اگر من بودم شاید می جنگیدم ) اما همین که مانع از ترویج و توسعه وبلاگ های غیردینی شود ، ما قانع خواهیم بود . قطعاً دعوت از خانم توحید لو و یا بامدادی برای مصاحبه و یا دادن اولین پست وبلاگ منتسب به این دفتر به خانم توحیدلو و بسیاری از این اقدامات نه تنها وبلاگ نویسی دینی را ترویج نخواهد کرد بلکه مانعی در برابر علاقه مندان به توسعه وبلاگ نویسی دینی خواهد بود .

بنا نداشتم خیلی به خود بحث شماها بپردازم اما شد دیگر ! می خواستم از عکس العمل ها نسبت به نگاشته حاج مهدی عزی بنویسم ! هر چند که خود ایشان خیلی از این کار من خوشش نیامد و این روزها هم که با ما دعوایش شده است ! اما واقعاً نتوانستم بیخیال شوم ! ابتدا اینجا را ببنید . در این صفحه از فرندفید و در زیر لینک مطلب گام آخر صحبت های جالبی شده است . دوستمان نقدی بر عملکرد یک نشریه نوشته اند . به واقع نقد کرده اند و نه بیشتر . اما همین عزیزان که عملکرد خود در شماها را منتسب به آزادی بیان و ... می دانند در زیر این لینک چه ها که نکرده اند ! این حامد آقا (Hamed Agha)فکر می کنم  یکی از همکاران دفتر توسعه است که این چنین در ذیل این لینک به افشاگری در مورد فانی پرداخته است ! حامد عزیز اگر شما به مطلب این دوستمان نقدی دارید ، خوب آن را بنویسید این کارهایی که من نتوانستم منظورش را بفهمم ، برای چه ؟! همه عزیزانی که زیر این لینک هر چه خواسته اند گفته اند و گویا دارد برخی دعوا های قدیمی هم سر باز می کند این وسط ! اگر نقدی به نوشته دارند آن را بنویسند . با هوچی گری که کار پیش نمی رود .

سخن بسیار است اما همین کفایت می کند در حال !

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:22 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin

محافظه کاری قتلگاه انقلاب است . البته به واقع این چنین است . چه این که این روزها داریم می بینیم که همین محافظه کاری می تواند سر آدم ها چه بلاهایی که نیاورد ! افرادی که همواره دم از عدالت می زدند ، حالا در بازی های سیاسی غرق شده اند و دارند در این سیاست بازی کثیف غوطه می خورند . چه خوب می شد اگر محافظه کار نبودند . چه خوب می شد اگر که می دیدند که یک فرد وقت رفتنش است به راحتی هر چه تمام تر کنارش می زدند . چه خوب می شد اگر نقدی بر کسی داشتند به صراحت و روشنی بیان می کردند .

اما این روزها خیلی بد شده است شرایط و احوالات آنها ! بهتر است هر چه زودتر این محافظه کاری را کنار بگذارند . که اگر کنار نگذارند آن وقت است که خودشان کنار گذاشته خواهند شد . این قانون طبیعت است .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 20:43 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin
فکرش را بکن دانشجو هستی ، ۲۰ واحد برداشته ای ، ۶ تا ۳ واحدی و یک دو واحدی ، تازه آن دو واحدی هم زبان تخصصی باشد !

این ها به کنار ! وب دیزاینر هم هستی و بناست سایتی را تا چند روز دیگر بالا بیاوری اما هنوز ۳۰ درصد کار مانده است !

باز این هم به کنار ! از آن طرف دوست داری تحولی در تشکل های دانشجویی ایجاد کنی و بنابراین صبح تا غروب با این و آن جلسه میگیری که بالاخره امسال را چکار کنیم و چکار نکنیم !

این را هم به کنار بگذار ! به عنوان تدوینگر هم تازگی ها کشف شده ای و بناست یک مستند را ادیت کنی !

این را هم بگذار باشد ! یک نشریه ۲۸ صفحه ای روی دستت مانده و باید تا ۱۰ روز دیگر تحویلش بدهی اما هنوز کارهایی که بر عهده خودت بوده انجام نداده ای !

چندین کتاب تخصصی هم باید بخوانی برای اینکه باید در یک پروژه مشترک ، برنامه نویسی کنی اما آن هم هنوز روی زمین است !

اوضاع و احوال ما بهتر از این نمی شود دیگر ! این وسط بناست یک وبلاگ نویس معروف و پربازدید شوی که در جامعه وبلاگنویسان تحولاتی سترگ ایجاد می کنی !و در تمام جوامع مجازی حضور فعال داشته باشی !

بهتر است حداقل آن را که نمی توانی از عهده اش برآیی بیخیال شوی برادر !

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 22:22 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin

نظرات سارا پلین و جان بیدن ، معاونان مک کین و اوباما ، در مورد گسترش انرژی هسته ای

دو دوست عزیز !!!

پلین

یک نیروی مسلح ، یک نیروی هسته ای ، به خصوص ایران ، به شدت خطرناکه  ... ایران ادعا می کنه که اسرائیل ، اون جوری که اون ها ادعا می کنن ، یک جسد بدبو و متعفنه ، کشوری که باید از صحنه روزگار محو بشه . و حالا  رهبری مثل احمدی نژاد ، کسی که عقل درست و پایداری نداره ، کسی نیست که ما بتونیم اجازه بدیم که به سلاح هسته ای دست پیدا کنه .

بیدن

پاکستان در حال حاضر سلاح هسته ای داره و در حال گسترش اون هست . سلاح های پاکستان می تونه در حال حاضر اسرائیل و کشورهای حوزه مدیترانه رو هدف قرار بده . ایرانی که به سلاح هسته ای دست پیدا کنه خیلی خیلی بی ثبات و خطرناک خواهد بود ... بنابراین هر دوی اون ها خطرناکنند و هر دوی اون ها می تونن بازی های منطقه رو تغییر بدن .

نتیجه :

این حرف ها در آخرین مناظره این دو رد و بدل شده است . نه آن بهتر است و نه این ! نمی توان به انتخابات آمریکا امیدوار بود . شاید بعداً بیشتر بسط دادم این ماجرا را ! 14 آبان انتخابات آمریکا برگزار خواد شد .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:53 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin

این روزها اگر در بین تعدادی از اهالی وب و اینترنت در کشور بنشینی و از آن ها در مورد وبلاگنویسان فارسی زبان بپرسی ، یا از تعدادی وبلاگ نویس در حوزه آی تی برایت خواهند گفت و ادامه خواهند داد که جامعه وبلاگنویسان فارسی اینها هستند و یا از تعدادی بلاگر سیاسی سخن به میان می آورند و می گویند که وبلاگ فارسی یعنی این !

اما آیا واقعاً وبلاگستان فارسی را این وبلاگها تشکیل داده اند و بس ؟! حداقل من یکی این طور فکر نمی کنم .

راستش را بخواهید من بسیاری از وبلاگنویسان آی تی نویس را وبلاگ نویس نمی دانم ! البته نه این که قصد توهین و یا مسخره کردن این دوستان را داشته باشم . چه این که بسیاری از نویسندگان این وبلاگ ها از بلاگرهای فعال و  پرتلاش و بعضاً حرفه ای در وبلاگستان فارسی هستند . و نیز نمی خواهم کلاً ضرورت حضور چنین وبلاگ هایی را در وبلاگستان نفی کنم .  اما صحبت بر سر این است که آیا ما وبلاگ می نویسیم و یا وبلاگ کپی می کنیم ؟! واصولاً حضور این وبلاگ ها تا چه حد در جامعه مجازی ضروری است ؟ اغلب وبلاگهای حوزه آی تی وبلاگهای کپی پیستی هستند که عموماً با تکیه بر ترجمه مطالب بلاگرهای خارجی و انگلیسی زبان سعی در به روز بودن و در عین حال آی تی نویسی دارند . جالب اینجاست که بسیاری از وبلاگ ها هستند که صبح تا شب در مورد چگونگی وبلاگ نویسی سخن می گویند ! در مورد این که مثلاً در بالاترین باشید یا نباشید ، به جامعه های مجازی مثل تویتر و یا فرند فید بپوندید ، چگونه وردپرس خوبی داشته باشید و ... یعنی کار این مجموعه از وبلاگ ها شده این که لزومات وبلاگ نویسی را برای هم شرح دهند و این مطلب آن را شیر کند و آن مطلب این را لینک ! اما دریغ از این که یکبار بتوانید مطلبی را خارج از این نوشته ها در این وبلاگ ها پیدا کنید ! در این وبلاگ ها اصولاً هدف وبلاگ نویسی گم شده است و بلاگرها بیش از آن که به هدف بپردازند در حال شرح و بسط وسیله هستند !

طیف دیگری که دوست دارند لقب وبلاگستان فارسی را ازآن خود کنند ( هر چند تا کنون موفق نشده اند در مقابل آی تی نویسان قد علم کنند که البته شاید دلیلش حرفه ای نبودن آنهاست ) ، این دوستان سیاسی نویس هستند . دو دستگی در بین وبلاگهای سیاسی وبلاگستان فارسی به شدت مشهود است . این طرف مجمع و پایگاه و ... تشکیل می شود و آن طرف حلقه و رادیو و بالاترین و ... . سر این فرندفید هم که هنوز جنگ است ! شاید این ها را بیشتر دوست دارم ! چرا که حداقلش این است که وبلاگ نمی نویسند که وبلاگ نوشته باشند ! بلکه می نویسند برای اهداف متعالی خودشان ! حالا این اهداف مقدس است یا خیر بحث دیگری است . اما با این وجود به نظر من اینها هم جز کوچکی از وبلاگستان هستند .

به نظر من وبلاگستان فارسی در دست شخصی نویسان است . بلاگرهایی که چه بخواهیم چه نخواهیم طیف بسیار عظیمی از وبلاگ های فارسی را در اختیار دارند . اما شاید به همان دلیلی که آی تی نویسان موفق به تسخیر نام وبلاگستان فارسی برای خود شده اند ، این جماعت شخصی نویس نتوانستند نام وبلاگستان فارسی را یدک بکشند . وشاید اصلاً برایشان مهم نیست که وبلاگستان فارسی را به که داده اند و به که نمی دهند ! وبلاگهایی که بعضاً 400-300 پست وبلاگشان تماماً شعر است . یا وبلاگهایی که 300-200 پست خاطره و روزمرگی دارند و شاید 200-100 بازدید روزانه . این ها البته وبلاگنویس هستند . چون که وبلاگ می نویسند چون نوشتن را دوست دارند ، نه وبلاگ نوشتن را ! و جالب اینجاست که از پایدارترین وبلاگ های وبلاگستان فارسی همین وبلاگ های فوق العاده شخصی هستند ، با موضوعات متفاوت !

بهتر است بپذیریم ! البته برای صحت این حرف ها کافیست به جای این که بنشنید و بالاترین را به صورت زنده رصد کنید ، ستون وبلاگ های به روز شده را در بلاگفا یا پرشن بلاگ و یا سایر سرویس دهنده ها مشاهده کنید . آن وقت خواهید دید که در هر دقیقه شاید بیش از 200 وبلاگ این چنینی در ستون به روزشده ها خودنمایی می کنند .

پ.ن :

- البته این حرف ها نه برای این است که بخواهم دعوایی راه بیفتد . فقط خواستم بگویم ما وبلاگستان فارسی نیستیم ! ما فقط بخشی از وبلاگستان فارسی هستیم .

- حرف زیاد است . اما مجال نوشتن نیست . باشد برای بعد

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 1:22 | لینک  |  ارسال کنید به : Delicious  Balatarin
شهید من
سردار خيبر ، حاج محمد ابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمد رسول الله كه در سن 27 سالگي به شهادت رسيد . جزيره مجنون محل شهادت اين شهيد بزرگوار است . جزيره اي كه طعم خون بسياري از مجنونان را چشيده است .
--------------------------------
درباره شهيد همت بخوانيد :
حاج همت
وبلاگي درباره حاج همت
شاید کمی چه چه مستانه!
    پیوند ها
    سايت خبري رجانيوز
    -------------------------------------
    سايت خبري تابناك
    -------------------------------------
    دکتر احمدی نژاد
    -------------------------------------
    خبرگزاری فارس
    -------------------------------------
    بی خوابی های یک برنامه نویس
    -------------------------------------
    مرکز اسناد
    -------------------------------------
    پاسداران
    -------------------------------------
    ارمیا
    -------------------------------------
    ایلیا
    -------------------------------------
    واژگون
    -------------------------------------
    تاملات
    -------------------------------------
    گام آخر
    -------------------------------------
    حاج روح الله متفکر آزاد (بیان)
    -------------------------------------
    نوشته های گاه و بیگاه یک اسماعیل
    -------------------------------------
    Gaza
    -------------------------------------
    آخرین نوشته های رصدخانه
    زندگی با خاطرات - غزه
    -------------------------------------
    دیگر اینجا نخواهم نوشت
    -------------------------------------
    یک پیشنهاد
    -------------------------------------
    این یک دعوا نیست. بازی هم نیست البته!
    -------------------------------------
    تکرار و تکرار و تکرار!
    -------------------------------------
    به همین سادگی ها هم نیست!
    -------------------------------------
    گذشت
    -------------------------------------
    تویتر
    -------------------------------------
    ادامه دارد...
    -------------------------------------
    من که تفاوت قائل می شوم! شما را نمی دانم.
    -------------------------------------
    آرشیو ماهانه
    آذر 1388
    -------------------------------------
    شهریور 1388
    -------------------------------------
    مرداد 1388
    -------------------------------------
    خرداد 1388
    -------------------------------------
    اردیبهشت 1388
    -------------------------------------
    فروردین 1388
    -------------------------------------
    اسفند 1387
    -------------------------------------
    دی 1387
    -------------------------------------
    آذر 1387
    -------------------------------------
    آبان 1387
    -------------------------------------
    مهر 1387
    -------------------------------------
    شهریور 1387
    -------------------------------------
    مرداد 1387
    -------------------------------------
    تیر 1387
    -------------------------------------
    خرداد 1387
    -------------------------------------
    اردیبهشت 1387
    -------------------------------------
    فروردین 1387
    -------------------------------------
    آرشیو موضوعی
    دانشگاه
    -------------------------------------
    دانشگاه اسلامی
    -------------------------------------
    رسانه
    -------------------------------------
    سیاست داخلی
    -------------------------------------
    سیاست خارجی
    -------------------------------------
    فلسفه
    -------------------------------------
    دلنوشته
    -------------------------------------
    " زبانه های آتش "
    -------------------------------------
    3 تیر ، انقلابی برای انقلاب
    -------------------------------------
    لوگوی رصد خانه

    كد لينك به رصدخانه :

    تبلیغات و دوستان

    Graphic & Design

    خبرگزاری فارس







    برگی از زندگی
    درد ، حرف من نیست
    درد ، نام دیگر من است
    من چگونه خویش را صدا کنم ؟
    حس می کنم که انگار
    نامم کمی کج است
    و نام خانوادگی ام نیز
    از این هوای سربی
    خسته است
    امضای تازه من دیگر امضای روزهای دبستان نیست
    ای کاش آن را دوباره پیدا کنم
    ای کاش آن کوچه را دوباره ببینم

    « آن جا که ناگهان یک روز
    نام کوچکم
    از دستم افتاد ! »
    لینکدونی
    نویسندگان رصدخانه
    حسین سلیمانی
    -------------------------------------
    ف.س
    -------------------------------------
    شمارنده و خبرخوان
    هر از چند گاهی رصدخانه را به روز می کنیم . اگر می خواهید مطلع شوید ایمیلتان را وارد کنید .

    لطفاً ایمیل خود را وارد کنید :