جمعه بیست و نهم شهریور 1387
متن
اصلی ندارد !!
پ . ن
:
* از
این عملکرد صدا و سیما به شدت هرچه بیشتری متنفر هستم ! برای یک سریال مسخره که
احیاناً از مضامین ضد دینی و ضدفرهنگی برخوردار است ، چندین بار در طول روز تیزر
های مختلف با افکت های کامپیوتری فراوان پخش می کند اما به رئیس جمهور که می رسد ،
باید کانال را به طور کاملاً اتفاقی در بین پیام های بازرگانی وسط سریال ماه رمضان
شبکه 3 ، روی شبکه 1 ببری تا متوجه شوی مستند حماسه سفر سال قبل رئیس جمهور به
نیویورک در حال پخش شدن است . مستندی که در آن پرفسور مولانا جلوی احمدی نژاد
نشسته است و با آن همه سابقه علمی خودش اعتراف می کند که از احمدی نژاد درس می
گیرد ! حالا یا من کم تلویزیون می بینم یا واقعاً هیچ تبلیغی برای پخش این مستند
که به دست قوی ترین مستند ساز ایران ، نادر طالب زاده ، تهیه شده بود ، صورت
نگرفته بود که در این صورت البته باید به حال این صدا و سیمای چندصداگون حسرت های
فراوان خورد !
* نمی
دانم چه کسی به این آقای اوجی گفته که مجری خوبی است ؟! اصلاً شاید هم کسی تا به
حال به او نگفته باشد ! امشب در برنامه گفتگوی ویژه خبری ، سخنگوی وزارت خارجه با
آن پاسخ های روتین و همیشگی خود روبه روی
اوجی نشسته بود و اوجی هم در کلیشه ای کردن این مصاحبه هیچ چیز کم نگذاشت ! وقتی
یک آدم با یک سری داده های دانشگاهی و شاید در بسیاری از موارد ، به اقتضای شرایط
محافظه کار ، رو به روی تو می نشیند و تو باید از او سوال کنی ، نباید سوالت را یک
بار بپرسی و در صورت پاسخ نگرفتن از سوال عبور کنی ! می پرسد که « درخواست دفتر
حافظ منافع داده اند و اگر بدهند شما چه می گویید ؟» پاسخ می دهند « نخیر !
درخواست نداده اند » و البته آقای اوجی سوال بعد را می پرسد ! در جای دیگری می
پرسد « چرا بیانیه 5 نفر در آستانه سفر بود ؟ » پاسخ می دهند « شاید قدرت ایران را
درک کرده اند ! البته این را از قبل هم می دانستند اما این که می پرسید چرا ؟
احتمالاً قدرت ایران را درک کرده اند ! » و البته بسیاری دیگر از این پرسیدن ها و
پاسخ نگرفتن ها !
*
مصاحبه خبری رئیس جمهور همانند مصاحبه های قبل بسیار قابل توجه بود و البته
اظهارات رئیس جمهور درباره مشایی بسیار جالب تر ! آن موقع که بحث ها داغ بود و
مشایی نقل محافل ، می خواستم از مظلومیتش بنویسم که البته نشد . شاید تنبلی کردم و
شاید هم محافظه کاری (!!!) ( محافظه کاری قتلگاه انقلاب است . « رهبر معظم انقلاب
» ) اما به هر حال خوشحال شدیم که امروز رئیس جمهور حرف دل ما را زد .
* «فبای
آلاء ربکما تکذبان» برای چندمین بار شاهکار سینمای ایران را می بینم ! آن هم
نصفه شب و شاید دیگر کمک کم دم صبح ! بسیار زیبا و در عین حال اسلامی ! شاید فقط کمی
مشکل فیلمنامه و چند صحنه که آن هم البته اقتضای سینمای آلوده ایرانی است !
* دارم
کمی به یک تحول در وبلاگ می اندیشم . شاید چند وبلاگی را در دستور کار قرار دهم !
مطالبی در باب فیلم و نقد فیلم و کامپیوتر و اینترنت و ... در ذهنم هست که به نظرم
خیلی با رسالت رصدخانه مطابق نیستند . احتمالاً حرکتی کنیم در راستای ایجاد یک
تحول !
*
شبهای قدر در راه است و فرصت کم ! البته در این شبها هم برای توبه جا هست و هم
برای تعالی ! خدا یکیش را قسمت ما کند ! ان شاالله!
*
البته می شد لینک های مرتبط را نیز در متن قرار دهم که حالش نبود ! همین ! یا علی
...
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 1:43 |
لینک
|
ارسال کنید به :
چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
»»» بازخوانی یک حماسه
هنوز
هیچ کس «حماسه» سفر سال گذشته دکتر احمدی نژاد را فراموش نکرده است . سفری که شاید
بزرگترین جنگ رسانه ای جمهوری اسلامی پس از انقلاب به شمار می رفت . پس از اعلام
قطعی سفر دکتر احمدی نژاد به آمریکا
برای حضور در سازمان ملل ، دو خبر مهم تمامی
رسانه های آمریکا را شک زده کرد و آن ها را به صورت کاملاً منفعلانه ای به عرصه
عملیات روانی ایرانی وارد کرد . این دو خبر اعلام «درخواست رئیس جمهور ایران برای
بازدید از محل حادثه 11 سپتامبر» و دیگری «حضور در دانشگاه کلمبیا» برای سخنرانی و
پرسش و پاسخ بود . این شوک های رسانه ای سبب شد که شاید تمامی خبرهای اجلاس سازمان
ملل تحت پوشش حضور احمدی نژاد در اجلاس قرار گیرند و طی این حضور بسیاری از
روزنامه ها و رسانه های آمریکایی فقط به پوشش
خبری اقدامات رئیس جمهور ایران پرداختند .
پس از
اعلام درخواست رئیس جمهور برای بازدید از محل حادثه یازده سپتامبر واکنش های
بسیاری به این درخواست در بین سیاست مداران و فعالان سیاسی در آمریکا به وجود آمد
. واکنش هایی که از روی «استیصال» و ناتوانی آمریکایی ها در پاسخ به این درخواست
بود و عمدتاً خواستار رد درخواست رئیس جمهور ایران شده بودند . بسیاری با حامی
ترور خواندن احمدی نژاد ، این درخواست وی را توهین به ملت آمریکا قلمداد کردند و
چنین بیان داشتند که هرگز نباید اجازه بازدید رئیس جمهور ایران را از این مکان
مقدس(!) بدهیم . البته در این میان هوشنگ امیراحمدی هم با واکنش نشان دادن به این
درخواست چنین بیان کرد
:
« رئیس جمهور ایران ممکن است چنین گمان کرده باشد که بازدید
او از برج های دوقلو تصویری را که آمریکایی ها و دولت بوش از او دارند عوض می کند
. تصویری که عمدتاً او را فردی پرخاشگر و ماجراجو در برنامه هسته ای و برخورد با
منتقدان نشان داده است . او نمی فهمد که آمریکایی ها چگونه کار می کنند . او هرگز
متوجه عمق مشکل بین ایران و آمریکا نیست . ممکن است برخی در اطراف او این توصیه را
به او کرده باشند و گفته باشند که این بازدید کمک هایی را خواهد داشت . اما مساله
اینجاست که اطرافیان او احمق هستند »!
جالب
اینجاست که یک سال پس از این صحبت ها و در حالی که تنش ها بین ایران و آمریکا به
اوج خود رسیده بود ، همین آقای امیراحمدی به دنبال ایجاد تعامل بین ایران و آمریکا
بودند !
به هر
حال این خواست رئیس جمهوری ایران اسلامی با بهانه تراشی پلیس نیویورک نسبت به عدم
توانایی در تامین امنیت در این بازدید و همچنین مشغول کار بودن کارگران (!) ، با مخالفت
آمریکایی ها روبرو شد . هر چند که تاثیری که اجازه ندادن آمریکایی ها برای انجام
شدن این بازدید ، بر رسانه ها و افکار عمومی دنیا گذاشت شاید بسیار بیش از انجام
شدن این بازدید بود .
پس از
این ماجرا نوبت به حماسه دانشگاه کلمبیا رسید . حماسه ای که چنان تاثیر گذار بود
که جان بولتون ، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل بلافاصله بعد از پایان سخنرانی در
مصاحبه ای با فاکس نیوز (رسانه صهیونیستی و وابسته به کاخ سفید) چنین اظهار
داشت :
« احمدینژاد
آنچه میخواست به دست آورد و آن حقانیت صحبت در یک دانشگاه معتبر و گرفتن پوشش
گستردهٔ خبری بود. »
حتماً به خاطر دارید سخنرانی
«سخیف» و خارج از عرف سیاسی رئیس
دانشگاه کلمبیا را ک
ه در آن وی احمدی نژاد را فردی دیکتاتور ، حقیر و سنگدل خطاب
کرد و گفت: «شما یا آشکارا قصد تحریک دارید یا اینکه به طرز شگفت آوری بیسواد
هستید» (!) و البته این سخنرانی حتی از جانب خود دانشجویان و اساتید و
سیاستمداران آمریکایی مطرود شناخته شد
. به طوری که نیویورک سان نوشت:
«لی
بولینجر رییس دانشگاه کلمبیا به
قدری توهین آمیز صحبت کرد که دانشجویان دانشگاه کلمبیا به او معترض شدند.»
ریچارد
بتز استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا گفت :
«عجیب
است که کسی را دعوت کنید و قبل از این که او شروع به سخنرانی کند، در قالب چنین جملاتی
به او اعتراض کنید» .
بسیاری نیز چنین بیان کردند
که سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا پیش از این که باعث تخریب احمدی نژاد شود ، به
محبوبیت او در بین جهانیان افزود .
ریچارد بولیت ، پروفسور
تحقیقات خاورمیانه و یکی از پایهگذاران این دعوت، دلیل
حمایت خود از این دعوت را دو چیز میداند:
»First, I think face-to-face
exposure to world leaders is in and of itself good education. And second, it
was my hope that through listening to and observing the new bogeyman of
American politics firsthand, the slide toward war that has been building in
certain precincts of our executive branch and the media might be slowed. «
احمدی نژاد در این سخنرانی و در جلوی(1) دیدگان(2) بسیاری(3) از رسانه های جهان(4) ، همچنان بر «موضع
عزتمندانه» ایران نسبت به مساله فلسطین و دروغ بزرگی به نام هلوکاست و همچنین
معادلات جهانی تاکید ورزید .
»»» در
انتظار حماسه ای دیگر
و حالا
پس از گذشت یک سال از سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک ، بار دیگر ایالات متحده با
«نهایت دشمنی» و عداوت انتظار احمدی نژاد را می کشد . هر چند که از گوشه و کنار
صداهایی به گوش می رسد که التماس می کنند که روادید سفر برای احمدی نژاد صادر نشود
. اما به چند دلیل روادید برای سفر دکتر احمدی نژاد صادر خواهد شد :
نخست ؛ آمریکایی ها می دانند که اگر مانع از سفر احمدی نژاد به
نیویورک شوند ، محبوبیت او در بین ایرانیان به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت .
چرا که بسیاری از ایرانیان از موج های شدید تخریب و حملات گسترده ای که به رئیس
جمهورشان در رسانه های غربی صورت می گیرد آگاه نیستند و عدم صدور روادید برای
احمدی نژاد سبب خواهد شد که مردم ایران به اوج دشمنی غرب با احمدی نژاد آگاه شوند
و البته این در جامعه ایرانی و در بین ایرانیان مسلمان عادت است که اگر دشمنشان از
چیزی بد بگوید ، آن ها به شدت به آن علاقه مند می شوند . خصوصیت جامعه ایرانی این
است و آمریکایی ها به این موضوع آگاهی دارند .
دوم ؛ با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و
پایین بودن سطح آرا جمهوری خواهان در نظرسنجی ها ، چنین به نظر می رسد که بوش و
دوستان جمهوری خواهش ، حاضر نخواهند بود که با انجام چنین اقدامات منفعلانه و شتاب
زده ای ، بار دیگر از محبوبیت حزبشان در بین آمریکایی ها بکاهند . شاید عمده دلیل
کاهش محبوبیت جمهوری خواهان در بین مردم آمریکا همین جنگ طلبی و ماجراجو بودنشان
است . عدم صدور روادید برای احمدی نژاد مهر تاییدی خواهد بود بر این نظریه و سبب
خواهد شد که مردم آمریکا که طعم تلخ 6 سال جنگ در افغانستان و عراق را چشیده اند ،
دیگر سکان قدرت را به دست جمهوری خواهان ندهند .
س
وم ؛ بیانیه ای که 5 وزیر خارجه سابق ایالات متحده صادر کرده اند مبنی
بر «لزوم گفتگو» با ایران و البته در این میان حضور هنری کسینجر (به عنوان یکی
از اصلی ترین و بانفوذترین فرد در تصمیم گیری های کلان ایلات متحده ) و تاکید
وی مبنی بر ضرورت گفتگو با ایران ، سبب می شود که به صدور روادید برای حضور احمدی
نژاد در سازمان ملل مطمئن تر شویم .
کسینجر در نشستی که در دانشگاه جورج واشنگتن برگزار شده است چنین بیان می کند :
«من
طرفدار مذاکره با ایران هستم »
* * *
همه
این ها سبب می شود که منتظر حماسه ای دیگر باشیم . حماسه ای که امیدواریم همانطور
که خود رئیس جمهور گفتند ، سبب رسیدن ایران به بالاترین نقطه شود .
« اين
ماه يک حادثه عظيمي است که در آن اتفاق هاي بزرگي رخ مي دهد به طوري که همه درهاي
الهي باز مي شود تا انسان به بالاترين نقطه برسد »
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:57 |
لینک
|
ارسال کنید به :
جمعه بیست و دوم شهریور 1387
این هم یکی دیگر از نوشته های جناب آقای نوری زاد ! همچنان از ایشان حمایت کنید و ثمره اش را نیز ببینید !آیا هنوز هم ایشان را نباید خطاکار دانست ؟!
یک گفتگوی اختصاصی باآیت الله مکارم شیرازی وختم مقالاین را هم ببینید بد نیست ! اینگونه سواستفاده خواهند کرد !مصاحبه خيالي نوريزاد و موج جديد توهين به مراجع (!!!)
همچنان حمایت کنید عزیزان !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 21:42 |
لینک
|
ارسال کنید به :
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
پیشنوشت :
متنی که در زیر می آید
یکی از مناظرات (!) اینترنتی من با یک دوست است . گفتم همین طور اینجا منتشرش کرده
باشم ، هم یادی از گذشته ها کرده ام و هم وبلاگ را بروز کرده باشم . خودم هم وقتی
خواندم چند مشکل محتوایی پیدا کردم اما همینطور منتشرش می کنم تا دخل و تصرفی صورت
نگرفته باشد ! حدود دو سال و نیم از این ماجرا می گذرد .
سلام !
چه طوری داداش ؟! می بینم که خفن جو گیر شدی و می خوای وارد بحث شی ! خوب عیب
نداره من هم پایتم!
خوب حالا دوست داری جواب حرفات رو بدم یا حرف های خودم رو بزنم ؟! ... خوب
دیگه نمی خواد جواب بدی ، من یه پیشنهاد دارم من هر دفعه هم جواب تو رو می دم ، هم
یه مقاله برات می فرستم اگه تو نظرت چیزه دیگه ای بود برام بفرست...
خوب می ریم سر حرف های تو ...
اولین مورد اینه که تو می گی که اصول گرا ها از 8 سال پیش آقای دکتر رو برای
ریاست جمهوری انتخاب کرده بودند !!!!!!!! در صورتی که به تایید هم منابع اصول گرا
و هم خود اصلاح طلبان ،حتی تا پایان دور اول انتخابات تمام تلاش اصول گرایان بالا
بردن آقای قالیباف بود ولی بعد از دور اول وقتی دیدن که قالیباف بالا نیومد به
ناچار مجبور شدن که از دکتر حمایت کنن . پس به طور حتم این که این انتخابات یک
پروسه 8 ساله بوده منتفیه. نکته دوم اینه که جناب عالی مثل اینکه شهر تهران رو
خیلی کوچولو می بینی !!
چون اگر دقت کنی مبینی که حدود 15% از مردم ایران در تهران زندگی می کنن و از
طرفی فکر می کنم که تهران پایتخت ایران باشه !؟(اگه اشتباه می کنم بگو) پس یادمون نره که بیشترین تاثیر پذیری مردم
یک کشور از مرکز اونه ، پس اگر فردی در مرکز یک کشور از محبوبیت بالایی برخوردار
بشه در واقع یک کشور رو با خودش همراه کرده .
نکته سوم : کدوم یکی از این افرادی که رد صلاحیت شدند در افکار عمومی مقبولیت
داشتن؟ نترس . نام ببر داداش خیالی نیست!!
نکته چهارم :اگر دقت کنی می بینی که در سفر های استانی چندین و چند مصوبه به
دست می یاد که اگر کمی در جریان کار های اجرایی باشی می فهمی که حتی کوچکترین
کارهای اجرایی حد اقل به 1 سال زمان احتیاج داره . البته من اصلا قصد دفاع
کورکورانه ندارم و این رو هم می دونم که تو هم قصد نقد مخرب رو نداری در نتیجه هر
دو باید به دولت زمان بدیم تا بعد بتونیم در صورت لزوم به نقد دولت بپردازیم .
اما ذکر یک مطلب در این جا لازمه اون هم اینه که اگر این حرف ها حتی به قول تو
در حد یک شعار هم باشه – که ان شاءالله نیست –
باز به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی یک پیامد خوشایند برای کشور خواهد داشت و
اون هم زنده شدن روح عدالت طلبی در بین مردم ایران اسلامی است . که متاسفانه در
دولت های قبلی کاملا به فراموشی سپرده شده بود و دولت راضی کردن قشری خاص از مردم
را به عموم مردم ترجیح داده بود . ضمنا خوشحالم که خودت این ضرب المثل زیبا رو
آوردی و من دیگه مجبور نیستم به این مسئله فکر کنم ((کاچی بهتر از هیچی))کاملا موافقم !!!!!!
اما در مورد ناکار آمدی کابینه امید وارم با اطلاع حرف زده باشی من فقط می
خوام جند مورد از فعالیتهای کابینه رو برات بگم ، دیگه قضاوت با خودت (البته منصفانه نه حزبی!!)
· در عرصه سیاست خارجی
خوب حتما در جریان هستی که پرونده هستی ما
حدود 4 ساله که به لطف دولت جناب آقای خاتمی مورد بحث آژانس انرژی اتمی و گاهی هم
شورای امنیت قرار کرفته. حتما هم یادت هست که در اون زمان تمامی فعالیت های هسته
ای ما در تعلیق به سر می برد (حرفام اینقدر تکراریه که خودم خسته شدم ساعتم 23:30 است ولی خوب چی کارت کنیم
دیگه ادامه می دم) تا
اینجا از افتخارات دولت آقای خاتمی این بود که پرونده ما به شورای امنیت نرفته و
هی مردم رو می ترسوندن که اگر پرونده به شورای امنیت بره چنین و چنان خواهد شد و
حتی عده ای وطن فروش هی پیغام و پسغام می دادن که انرژی هسته ای کیلویی چنده؟! پول
رو بچسبید . ولی دیدیم که با روی کار آمدن دولت جدید عزت به ملت ایران برگشت و در
اقدامی شجاعانه اقدام به بازگشایی تاسیسات هسته ای گردید . و هیچ اتفاقی هم نیفتاد
. و حالا کار به جایی رسیده که جناب آقای البراده ای به دکتر لاریجانی می گه که
شما فقط 2 روز دوباره فعالیت هاتون رو تعلیق کنید تا آبروی ما در جامعه جهانی حفظ
بشه . البته هر جند که هنوز برخی از عناصر خود فروخته نامه می نویسن و در افاضاتی
بیان می کنن که صلاح مملکت در اینه که ما 20 سال فعالیت هامون رو به تعلیق بندازیم!!! خلاصه کلام این که موضع ملت ایران از ذلت به عزت تبدیل شد.
· در عرصه سیاست داخلی
دیگه نیازی به گفتن نیست . سفرهای استانی
دولت دیگه نیازی به گفتن نداره اگه مشکلی داشتی بپرس تا جواب بدم .
قصد داشتم ادامه بدم ولی دیگه خیلی خوابم می
یاد بقیش باشه برای بعد
ها ها ها ها .........
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 1:10 |
لینک
|
ارسال کنید به :
شنبه شانزدهم شهریور 1387
راستش
از کمپانی گوگل خیلی خوشم می آید ! دلیلش هم شاید این باشد که همواره ایده های
جدید دارد برای توسعه و پیشرفت ! شاید کسی که کمی با اینترنت در ارتباط باشد تا
جلویش نام گوگل را ببری ، سریع یک صفحه سفید
خالی با یک لوگو و یک تکس باکس ساده و چند لینک را متصور شود که می تواند لغتی را
وارد کند و نتایج جستجویش را درصفحه ساده دیگری ببیند . اما آنهایی که ارتباط
بیشتری با اینترنت دارند با شنیدن نام گوگل دنیایی از امکانات و ابزار را در ذهن
خود مشاهده می کنند . امکاناتی که هر یک چشم اندازی نوین را در پیش دیدگان اهالی
اینترنت و وب گشوده است . ابزارهایی چون سرویس جی میل ،
سرویس گوگل ارث ، گوگل
آلرت ، گوگل بوک ، گوگل لب و البته شاید گوگل ریدر (! جدای از تکنولوژی پیشرفته و
پرکاربرد گوگل ریدر ، حس خوبی نسبت به این سرویس گوگل ندارم ! اما به هر حال امروز
در هر جایی در محیط سایبر صحبت از این ابزار و کاربردهای آن و استفاده های مختلف
از آن است ) و این روزها هم البته سرویس جدید گوگل با نام گوگل بروزر یا همان کروم .
اکنون
این فرصت برای ما مهیا شده است تا به بررسی ابعاد مختلف کروم بپردازیم . آن چه که
در زیر می آید چند ویژگی برجسته کروم است که نشان می دهد که کروم آمده است که بماند !
بسیاری
اعتقاد دارند که برداشت اول از هر محصولی سبب علاقه و یا تنفر شما از آن می شود .
شاید در مورد کروم چند دقیقه بیشتر زمان نبرد تا من متقاعد شوم که محصول تازه گوگل
، یک بروزر جذاب و شگفت انگیز است که سبب می شود که این نوع از ابزار به مرحله
جدیدی از حیات خود برسند . در نگاه اول ممکن است آدم به این فکر بیفتد که کروم همه
دیزاینر ها را کنار گذاشته است و کلاً گرافیک را بیخیال شده ! اما اگر کمی فکر
کنیم . این امر ، اتفاقی عادی است . اصلاً از گوگل انتظار دیگری نمی رفت . این سبک
گوگل است که محصولاتی با کمترین سطح از گرافیک و ظاهر ، اما با قابلیت های بالا و
مناسب را ارائه دهد . همانطور که از
مایکروسافت یا اپل انتظار نوع خاصی از طراحی می رود ، گوگل نیز چنین است . در کروم
رابط کاربر یا همان GUI ( گرافیک یوزر اینترفیس ) بسیار ساده و کم فروغ
است ! کروم به جای گذاشتن وقت خود روی طراحی دکمه های روشن و یا تب های زیبا با
لایتن افکت های جذاب ، کار کردن روی سرعت را ترجیح داده است . سرعت اجرا و جستجو و
همچنین سرعت بروز کردن وبسایت ها سه نکته بی نظیر کرومست که سبب خواهد شد که کم کم
مرورگرهای دیگر را به خاک بسپاریم !
نکته
بسیار مهمی که سبب خواهد شد کروم در دل هر کاربر حرفه ای جای خود را باز کند ، این
است که اگر در هنگام باز بودن تب های مختلف و متعدد یکی از آن ها اصطلاحاً کرش کند
، آن زمان است که به راحتی و با بستن همان تب همه مشکل حل خواهد شد . نکته ای دیگر
طراحی ساده و شیرین کروم است . شاید مدتی طول بکشد تا به ظاهر کروم عادت کنید .
روزی را به خاطر بیاورید که برای اولین بار به صفحه اصلی گوگل رفتید و آن را با صفحه
شلوغ و پر از لینک یاهو مقایسه کردید ! برای من که صفحه بسیار خالی بود ! ممکنه که
شما در مورد کروم هم چنین احساسی را داشته باشید !
حاشیه
های پنجره اصلی کمی گرد شده و دکمه های مینیمایز و کلوز و ماکسیمایز به طور معمولی
روی پنجره سوار شده اند ! ویندوز تایتلی در کار نیست ! و همچنین هیچ آیکن و یا
منوی اضافی دید شما را تیره و مخدوش نخواهد کرد . تبها در بالاترین نقطه پنجره
قرار دارند و یک تولبار ساده زیر آن قرار گرفته است ! این تمام چیزی است که کروم
را شکل داده است ! برخلاف ظاهر عجیب و پرجاذبه و گهگاه گیج کننده IE8 ، کروم به همین سادگی است و به همین
خوشمزگی !
مشخصه
دیگر کروم تب های پویا است . کروم دستورات مربوط پنجره و تب ها را با کلیدهای
میانبر ساده کرده است . یک تب را درگ کنید و در هر قسمتی که دوست دارید رها کنید و
جالب این که سایر تب ها به نرمی و زیبایی هر چه تمام تر جای خود را به تب مورد نظر
شما خواهند داد .
نکته
دیگر که کروم را خاص کرده است ایجاد یک دسکتاپ اختصاصی است . به طوری که در زمان
ورود شما لیستی از وبسایت هایی را که معمولاً می روید و یا به آن ها علاقه دارید
مشاده خواهید کرد . جالب این است که اگر شما گزینه مربوط به gears را اینیبل کرده باشید ، این توانایی
را خواهید داشت که به صورت آفلاین به امکانات آنلاین خود دسترسی داشته باشید .
نگران انتقال اطلاعات جدید که شما به صورت آفلاین وارد کرده اید نباشید چرا که کروم
مشکل شما را حل خواهد کرد . در اتصال مجدد شما به اینترنت تمامی اطلاعات جدید توسط
کروم ، اصطلاحاً sync
خواهند شد . هر چند که فایرفاکس نیز این توانایی را دارد اما تکنولوژی کروم برای
توسعه دهندگان وب بسیار سهل الوصولتر خواهد بود .
اما در
مورد امنیت کروم . شاید کروم همانند یک بروزر به نظر آید و همان کارها را انجام
دهد . اما در حقیقت کروم یک سیستم عامل کوچک است که در یک بروزر جاسازی شده است .
خود بروزر نسبت به همه چیز اولویت دارد . بنابراین امنیت کروم به این سادگی ها نمی
تواند توسط برنامه ها مزاحم تحت وب به خطر بیافتد . هر تبی به طور جداگانه عمل
خواهد کرد و هیچ تاثیری بر سایر تب ها نخواهد داشت . و این همان چیزی است که شاید
بسیاری از کاربران فایرفاکس به عنوان مشکل اصلی آن یاد می کنند . مشکلی که در کروم
به طور
کامل برطرف شده است . نکته جالب دیگر این است که کروم تسک منیجر خود را
داراست ! (shift+esc)
که تمامی تب ها با ریز مشخصات و استفاده از پردازنده در آن گنجانده شده اند . جالب
این که اگر شما روی گزینه (Stats
for nerds) در پنجره تسک منیجر کلیک کنید به اطلاعات جالبی در مورد بروزرهای
فعال روی سیستم عامل و همچنین تب های فعال در کروم دست خواهید یافت . حتی می
توانید میزان اشغال حافظه توسط اسکریپت های یک سایت را ببینید !
آن چه
که گفته شد بخش هایی از مزیت ها و مشخصات ظاهری و نرم افزاری کروم بود . اما هر چه
که از عرضه نسخه بتای کروم می گذرد ، خبر های جالبی از نقاط ضعف این مرورگر به گوش
می رسد . برای مثال کافی است در نوار آدرس کروم عبارت :% را وارد کنید تا ببنید که به ناگاه کروم
کرش می کند و همه تب ها بسته می شوند و یک پیغام ارور روی مانیتور شما ظاهر خواهد
شد ! این را یکی از کاربران کروم کشف کرده بود . و البته چندین مشکل دیگر مانند
مشکلاتی در سینک کردن اطلاعات و بوکمارک ها و ... که در مقالاتی به آن اشاره شده
است . اما نکته مهم این است که کمپانی که پشت کروم قرار گرفته است ، گوگل است . و
این یعنی کروم به برترین بروزر جهان تبدیل خواهد شد ! باید منتظر بود تا نسخه های
کاملتر از کروم عرضه شوند و آنوقت است که نوبت به پلاگین ها و اکستنشن ها می رسد و
خواهید دید که کروم بروزرهای دنیا را یکی پس از دیگری از صحنه بیرون خواهد کرد .
هر چند نقدهای امنیتی و اخلاقی به گوگل شده است . از آن جمله می توان به انحصارگرا
خواندن گوگل اشاره کرد . اما نظر من این است که در عرصه رقابت و جهان مجازی باید
انحصارگرا بود . اگر انحصار گرا نباشی موفق نخواهی بود ! حال این که تبعات این انحصارگرایی
چه خواهد بود ، آن مقوله دیگری است . مثلاً کروم همه چیز شما را رصد خواهد کرد .
خوب اگر چنین باشد که ماکروسافت سالهاست به وسیله سیستم عامل هایش تمام سیستم ها
دنیا را رصد می کند . پس زیاد نباید درگیر این بحث ها شد . از این رقابت لذت ببرید
قبل از این که از قافله عقب بمانید !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 23:33 |
لینک
|
ارسال کنید به :
شنبه شانزدهم شهریور 1387
پیشنوشت
:
راستش
تصمیم داشتم چند وقتی از این درگیری ها و چالش های سیاسی به دور باشم و کمی به
مسائل دیگر بپردازم اما واجب بود که این مطلب را بنویسم .
این سیاست بازی ها را کنار بگذارید ! لطفاً !
این چند
روزه بحث پیرامون صحبت های آقای نوری زاد و نوشته های ایشان در مورد مراجع و
روحانیت بالا گرفته است و قضیه کم کم دارد جامعه را تحت شعاع خود قرار می دهد و
البته چه نامیمون و نامبارک است که این سخنان در دل ماه مبارکی چون ماه رمضان صورت
می گیرد ! اما فارغ از دیدگاه احساسی و دور از منطق ، بهتر است به صورت منطقی و
حساب شده به بررسی ماجرا بنشینیم .
نقل
است که پس از آن فتوای تاریخی میرزای شیرازی درباره تحریم تنباکو و موفقیت های
سترگ به دست آمده ی پس از آن ، بر خلاف همه اطرافیان شیخ که از این اتفاق بسیار
شاد و خرسند بودند ، اما خود ایشان بسیار ناراحت بوده ، شاید در برخی مواقع اشکی را
بر دیدگان جاری می ساختند . از ایشان علت امر را جویا شدند و ایشان چنین پاسخ
دادند که : شاید ما امروز در مقابل
استکبار پیروز شدیم اما من از آن می ترسم که مستکبران از جایگاه و توان مرجعیت
شیعه در جامعه آگاه شدند و از این پس برای شکستن و پایین کشاندن این جایگاه تلاش خواهند
کرد .
اما
هدف از این نقل نه متهم کردن آقای نوری زاد به وابسته بودن به استکبار و مستکبران
است ، بلکه منظور این است که این تلاش ها و زحمت های شبانه روزی دشمنان اسلام و
انقلاب امروز نتیجه داده است و قبح نقد و شاید کمی آن طرف تر، توهین به مراجع کم
کم دارد شکسته می شود و آن روز که این اتفاق به طور کامل بیفتد ، باید به «سکولار»
ها و «لیبرال» ها و همچنین دکتر «شریعتی» و پیروانش تبریک گفت که بالاخره " جدایی
دین از سیاست " و " اسلام بدون روحانیت " به وقوع
پیوسته است و تنها کشوری که به حکومت «الله» و «دین الله» معتقد بود کم کم دارد دم
از کنار کشیدن روحانیت و در مقامی بالاتر ، مرجعیت از سیاست و " اموری که
در آن تخصص ندارند " ، می زند و گویی یادشان رفته است آن جمله معروف را
که :« سیاست ما عین دیانت ماست
و دیانت ما عین سیاست ما » و
اگر نبود این اعتقاد ، امروز سایه ولایت بالای سر این مملکت نمی بود .
صحبت
بر سر درست یا غلط بودن نقدهایی که آقای نوری زاد کرده اند نیست ، که ایشان همواره
«منتقدی خوب» و در عین حال بعضاً «عاملی ضعیف» بوده اند ! چه در عرصه هنر و چه در
عرصه رسانه و ... همین «چهل سرباز»ی که در نامه یکی از علاقه مندان
ایشان که در وبلاگ شخصی آقای نوری زاد منتشر شده است ، این همه مورد لطف و ستایش آن
عزیز قرار می گیرد ، به نظر حقیر کاری جز کوچک کردن افسانه های بزرگ ملت ایران که
روزی همگی به آنها افتخار می کردند ، انجام نداد . رستمی که هماره در ذهن ایرانیان
با رخشش می تازید و شکوه و عظمت را در ذهن ها متبادر می ساخت ، امروز و به همت
همین عزیزمان ، سوار اسبی نحیف و خسته و با گرزی چوبین و کوچک در کنار خانه ها قدم
می زند و کسی محلش نمی گذارد ! نمی خواهم کارهای باارزشی را که ایشان در طول سال
های دولت اصلاحات و «نقدهای منصفانه» و بدون غرضی که ایشان وارد می کردند را کتمان
کنم ، که اگر چنین کنم کاری ناشایست و بدور از انصاف است . و نیز کارهای باارزش هنری
ایشان را که علاقه مندان بسیاری دارد . اما سخن اینجاست که آقای نوری زاد بالاخره
در چه امری تخصص دارند . ایشان که مراجع را پس از سالها تلاش و دود چراغ خوردن و
تحمل رنج و زحمت بسیار در امر سیاست غیر متخصص می دانند ، چطور است که این چنین
مطمئن عملکرد مراجع را زیر سوال می برند . ایشان در بخشی از نوشته خود که اخیرا
در وبلاگ شخصیشان منتشر کرده اند ، چنین بیان می کنند :
"
وقتی علی (ع) به شکایت یک یهودی به محکمه قاضی خودگماشته
اش می رود ، چرا فلان مرجع نباید به شکایت یک شهروند بی سروپا به محکمه عدل نظام
جمهوری اسلامی ایران فراخوانده شود؟ "
بله ! کیست که نداند این
ماجرا را ؟! اما سوال اینجاست که «فلان مرجع» به چه جرمی باید به «محکمه عدل»
فراخوانده شود ؟ شکایت از چه ؟ شکایت از این که یک مرجع عالی قدر نظر خود را در
مورد حضور یک فرد در بدنه دولت اعلام کرده است ؟ ایشان در نامه ای که به حضرت مکارم
نوشته اند ، از جایگاه بالا و قدرت بی حد و حصر مراجع سخن رانده اند و فرموده اند :
" همين حالا ، بايك كلام و غيظ شمايان ، فلان مسئول مرتبط ، فرو
مي ريزد و طوفاني در عرض وطول كاري اش در مي گيرد . و يا درمقابل ، به يك تشويقتان
، پروبال مي گيرد و سر به ابرهاي آسمان مي سايد . "
اگر چنین است پس چرا آقای
مشایی همچنان بر سر کار خود هستند و همچنان در رکاب دولت به فعالیت خود ادامه می
دهند ؟ اگر احیاناً مراجع معظم و معزز نظر خود را در مورد عملکرد دولت به صراحت
بیان می کنند ، به این دلیل است که ایشان این دولت را از «خود» می دانند و چنین
پنداشته اند که اگر این دولت در پیشبرد امور توفیق نیابد ، «فرصت خدمت» از دست
رفته است . وگرنه ایشان در زمان دولت ها قبلی کی و کجا چنین صریح و بی پرده به
دولتی ها نقد می کردند ؟
اما از خود این صحبت ها و
نقدها و بعضاً توهین ها که بگذریم ، واکنش دوستان ارزشی و ارزشمدار در این میان جالبتر
است . دوستانی که شاید به خاطر «حمایت از دولت» و «مخالفت با طیف دوم خردادی» از برخی
چیزها می گذرند . اعتقادم بر این است که باید «حرف حق» را زد ، حال چه این حرف
مخالف دوستان شما باشد و یا مخالف مخالفان شما باشد ، همین که حق باشد کفایت می
کند . کما این که در عمل نیز اثبات کرده ام که تلاشم بر این است که به قولی "
نه از این ور بام بیفتم و نه از آن ور بام "! این شیوه انتشار صحبت
های جناب نوری زاد درست یا نادرست ، خلاف
حق است ! ایشان اگر نیت خیر داشتند و قصدشان رساندن نکاتی به گوش مراجع بود می
توانستند مطالب خود را به صورت نامه ای سربسته برای مراجع ارسال کنند و آن زمان
بود که می دیدند که مراجع از صحبت های ایشان استقبال کرده و شاید پاسخی روشن و
شفاف برای ایشان می نگاشتند . اما وقتی که ایشان نامه ای را که به حضرت مکارم نوشته
اند ، در وبلاگشان منتشر می کنند و بعد از آن نیز بار دیگر نوشته ای دیگر را خطاب
به روحانیون و مراجع می نویسند ، نشان از آن دارد که ایشان شاید «نیات دیگر»ی به
جز رساندن حرف به گوش مراجع داشته اند . نمی گویم بشویم علماو ساده لوحان زمان شیخ
اشراق ، سهروردی ، و سهروردی زمان (!) را به دار بکشانیم ، اگر چه که مرده باشد !
اما نه آقای نوری زاد «سهروردی گون» حرف می زنند و نه علمای ما آن «متحجران»
زمان شیخ اشراق هستند . دوستان قبول کنیم حرف های آقای نوری زاد بدور از شان
ارزشمداران و معتقدان به نظام است ، حال اگر بناست مخافتی با این صحبت ها نکنیم ،
حداقل حمایت را
نیز کنار بگذاریم ! متاسفانه برخی ژست روشنفکری به خود گرفته اند و در زمانی که
همه چیز «نسبی»(!) است و «صراطهای مستقیم»(!) متعددی برای رسیدن به خدا موجود است ، کاسه
داغتر از آش شده اند و از «آن ور بام» با شتاب ثابت 9.8 متر بر مجذور ثانیه سقوط
کرده اند ! این سیاست بازی ها را کنار بگذارید دوستان !
لطفاً !
امید است که آقای نوری زاد
خودشان با آن «قلم نقاد» و قوی ، سخنان خود را به ورطه نقد بکشند و اجازه ندهند که
صحبت هایشان به «ابزاری در دست مخالفان نظام و انقلاب» مبدل شود .
پ.ن :
- به شخصه با دادگاه ویژه
روحانیت مخالفم !
- انشار این نامه در وبلاگ
آقای نوری زاد بدجوری اعصابم را به هم ریخت . به شدت به این آقای نوری زاد مشکوکم
.
- کیهان نیز خود را مبرا کرده است
و پایش را از این جدال پر سر و صدا بیرون کشیده است !
- به دوستانی که لینک
مطلبشان در این پست آمده عرض می کنم ، اگر همین حرف های آقای نوری زاد را فردی چون
رمضان زاده یا تاجزاده یا حجاریان بر زبان می راند ، باز هم همین مطالب را می
نوشتید ؟! البته من نمی گویم که شما خدای نکرده خلاف ارزش ها صحبت کرده اید ! اما
حرفم این است که کمی از این سیاست زدگی خارج شوید و نگاهی ارزشمدار به مسائل داشته
باشید ! همین !
بعدالتحریر :
از آقای مهدی تشکر می کنم که اشتباه در ذکر نام میرزای شیرازی را به من گوشزد کردند .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 7:22 |
لینک
|
ارسال کنید به :
جمعه پانزدهم شهریور 1387
نمی دونم چرا بدجوری به این کارتون علاقه دارم ! حدود یکی دو سالی میشه که شاید هر ماه یه بار می بینمش !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:44 |
لینک
|
ارسال کنید به :
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387


هیچ
وقت این چنین سخت نیندیشیده بود ! دیگر بچه نبود ، ولی بزرگ بزرگ هم نشده بود .
سوفی فهمید تازه داشت درون موهای نرم و راحت خرگوش ، همان خرگوش که ار کلاه شعبده
جهان بیرون آمده بود ، فرو می رفت . ولی فیلسوف جلو او را گرفته بود . این مرد –
شاید هم زن ؟- پس گردن او را محکم چسبیده بود و به نوک موها ، به جایی که در بچگی
بازی می کرد ، بازآورده بود . و اینجا ، در نوک نوک موها ، گویی برای نخستین بار ،
دومرتبه داشت جهان را می دید . […]
پرسید : مامان ، فکر نمی کنی زندگی چیز عجیبی است ؟
مادرش چنان متحیر شده بود که ابتدا جواب نداد . معمولاً
وقتی می آمد خانه سوفی سرگرم درس و مشق بود .
گفت : خب ، آره ، گاهی .
- فقط گاهی ؟ ولی فکر نمی کنی چه عجیب است که جهان اصلاً وجود دارد ؟
- سوفی ، ولم کن . دست از این حرف ها بردار .
- چرا ؟ نکند فکر می کنی جهان چیز کاملاً عادی است ؟
- خوب بله . کم و بیش .
سوفی
دید حق با فیلسوف است . بزرگترها جهان را عادی می شمارند . خود را راحت به خواب
خرگوشی زده اند و زندگی روزمره خود را ادامه می دهند .
- تو آنقدر به جهان عادت کرده ای که دیگر هیچ چیز برایت
عجیب نیست .
- این چرندها چیست می گویی ؟
- دارم می گویم همه چیز برای تو عادی شده است . این را می
گویند جهل مرکب !
- سوفی !! حق نداری این طور با من حرف بزنی .
-
بسیار خوب ، طور دیگری می گویم . تو در
ته موهای خرگوش سفیدی که از کلاه شعبده جهان بیرون آمده راحت آرمیده ای . چند دقیقه دیگر سیب زمینی ها را می پزی . سپس روزنامه را
می خوانی ، نیم ساعتی چرت می زنی ، سپس برنامه اخبار تلویزیون را تماشا می کنی !
...
« دنیای سوفی »
« یوستین گردر »
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 11:34 |
لینک
|
ارسال کنید به :
شنبه نهم شهریور 1387
طی چند
سال اخیر و به برکت رشد علمی و ارتباط هر چه بیشتر جوانان و نوجوانان ایرانی با
اینترن و فضای سایبر ، شاهد افزایش تصاعدی و چشم گیر وبلاگ ها و سایت های فارسی در
اینترنت هستیم . در این میان رقابت سختی بین سرویس های وبلاگی ایرانی و خارجی
درگرفته است که قبلاً تا حدی به آن پرداخته بودم . اما نکته ای که شاید کمی به آن
بی توجهی شده است ، راه افتادن وبلاگ هایبا
اندیشه های «انحرافی» و «ضد دین» است
که توسط برخی بلاگرهای فارسی زبان مدیریت می شود . وبلاگ هایی که در عین حالی که
مطالبی بسیار سطحی و تمسخر آمیز در مورد دین و مذهب می نویسند اما از بازدیدکننده
های بسیاری برخوردارند . البته نکته جالب این است که بسیاری از این وبلاگ ها از
سیستم های مدیریتی سرویس دهنده های خارجی همانند وردپرس و یا بلاگر استفاده می
کنند و این خود جای تامل بسیار دارد .
چند شب
پیش در یکی از وب گردی های شبانه ام (!) در قسمت وبلاگ های به روز شده بلاگفا با
وبلاگی برخورد کردم که فقط یک لینک را در صفحه اول خود قرار داده بود . لینکی که
کاربر را به یک وبلاگ تحت بلاگر هدایت می کرد . از نام وبلاگ که بگذریم ، که نامی
بسیار موهن بود ، به مطالب آن می رسیم . مطالبی که بیشتر از فایل های صوتی یک فرد
با نام «ر.ف» برداشت شده بود و صفحه اصلی وبلاگ مم
لو بود از فایل های صوتی فرد
مذکور که در مورد بسیاری از احکام اسلامی از نوع علمی و تاریخی و شرعی و ... اظهار
نظر کرده بود! و البته جالب این که دارنده وبلاگ با چه آب و تابی از این صحبت ها
یاد می کرد . موضوع برایم جالب شد . در ابتدا به دنبال آمار بازدید وبلاگ گشتم و
جالب این که این آمار برای همه «قابل دسترس» بود .(نه مثل آمار من که از فرط کم
بودن ! قایمش کرده ام !) روزانه حدود 1000 تا 1500 بازدید از وبلاگ !
پیوندهای
وبلاگ را نگاه کردم . حدود 30 وبلاگ همگی با همین محتوا و مضمون و با همین تعداد
بازدید با کمی کم و زیاد ! خلاصه این که مشخص بود که این کروه وبلاگی به طور بسیار
سازمان دهی شده و منظم فعالیت می کنند . در ستون کناری وبلاگ یک ابزار چت آنلاین
قرار گرفته بود . چند نفری آنجا فعال بودند و بحث می کردند . بحث هایی بسیار سطحی
و بی سند ! من هم وارد بحث شدم و اندکی در مورد مطالب این آقای «ر.ف» صحبت کردم و
این که بعضی از این سخنرانی های ایشان ترجمه کتاب «آیات شیطانی» است و برخی از آن
ها شکل دیگر حرف های دکتر «سروش» است . تا وارد بحث مستند شدم و شروع به «نقد»
تئوری ها و کتاب های سروش کردم ، کم کم دیگر کسی حرفی برای گفتن نداشت . اما از
این ماجرا که بگذریم ، صحبت بر سر این است که این وبلاگ ها با آرامش و بدون مزاحمت
و مخالفتی به کار خود ادامه می دهند . می توانم بگویم که به «راحتی» می توان این
نوع تفکر را شکست داد و اصولاً این سطحی نگران و ساده لوحان حرفی برای گفتن در
مقابل اصول و ارزش های مستحکم اسلام ناب ندارند . اما به دلیل کم توجهی ما ، هر روز
آمار بازدید این وبلاگ ها بالاتر می رود و جماعت ارزشی نویس وبلاگستان هم تنها به
بحث های خبری و سیاسی (که آن هم متاسفانه پرداخت خوبی ندارد ) می پردازند و
اصلاً به رشد گروه های انحرافی در وبلاگستان توجهی ندارند .
پ . ن
:
- مطلب
بسیار بسیط تر از این حرف ها بود ، اما ما به همین بسنده کردیم .
- این
چند روز درگیر یک سری کارهای طراحی سایت و نشریه و ... هستم برای همین کمتر می
نویسم و بیشتر می خوانم .
-
بازدیدمان پایین آمده ، کم کم دارم به این نتیجه می رسم که سطح فعالیت وبلاگی ام
را کاهش دهم و به کارهایی با مخاطب بیشتر بپردازم . هر چند هیچ چیز وبلاگ نویسی
نمی شود . اما ...
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 18:16 |
لینک
|
ارسال کنید به :
سه شنبه پنجم شهریور 1387
در پست قبل اندکی
در مورد نقاط ضعف و کم کاری های فرهنگی دولت نهم ، به سرکردگی جناب صفار ، اشاره
ای مختصر کردم . قبل از هر چیز باید بگویم که هر کدام از بخش های پست قبل را شاید
بتوان به یک کتابچه تبدیل کرد . هر چند که در کتابچه منتشر شده از سوی حلقه
مشاوران جوان ریاست جمهوری ، کل بخش فرهنگ را در دو صفحه ناقابل خلاصه کرده است .
اما صحبت در فرهنگ بسیار است . در این پست می خواهیم به برخی از عملکردهای فرهنگی
دولت نهم که البته ثمرات خوب و با برکتی را برای کشور داشته است اشاره ای مختصر
داشته باشیم .
5- نشر و کتاب
هنوز
یادمان هست زمانی را که کتاب هایی با انواع تفکرات سکولاریستی و لیبرالیستی و رمان
هایی با مضامین مبتذل و بعضاً به دور از شرع مقدس ، در نمایشگاه های بزرگ کتاب که
در داخل و توسط وزارت فرهنگ برگزار می شد ، به وفور در دسترس بود . زمانی که کتاب
های دکتر سروش به عنوان نماد کتب دین امروزی (!) توسط بسیاری از دولتی ها معرفی می
شد و در دسترس جوانان این مرز و بوم قرار می گرفت . اما امروز با حضور دولتی مکتبی
و ارزشگرا در راس امور بحمدالله شاهد هستیم که تیراژ این کتب به شدت پایین آمده
است و در مقابل با حمایت از آثار فاخر ادبی و هنری و معرفتی ، فضای نشر کتاب در
کشور به عطر معنویت آغشته گشته است . شاید هنوز تتمه هایی از عملکرد دولت های قبل
در حوزه نشر موجود باشد و آثاری داشته باشد اما با توجه به عنایت خاص دولت نهم به
بخش نشر و کتاب ، امید آن می رود که به زودی به سطحی از فرهنگ کتابخوانی برسیم که
دیگر هیچ نوع تفکر انحرافی جرات و توان حضور در بازار نشر کشور را نداشته باشد . اگر
تا چند سال پیش کتاب ها و مقالات سروش از پرخواننده ترین آثار فرهنگی در کشور بود
، امروز به همت دولت نهم ، این نقد تفکر سروش است که طرفداران بسیاری یافته است .
اگر تا همین 3 سال پیش رمان های غربی که از پست ترین مضامین جنسی بهره می بردند ،
مورد توجه خوانندگان رمان کشور بود ، اما امروز رمان بیوتن به پرفروش ترین رمان
کشور تبدیل می شود . کتابی که مبنای آن نقد تفکرات غربی و اسلام مدرن است و ظرف
چند ماه به چاپ پنجم رسیده است . دیروز اگر از عرفی سازی همه چیز از جمله دفاع
مقدس صحبت می شد ، اما حالا رمان ها و کتاب های عرصه دفاع مقدس از پرتیراژترین
کتابها و پرخواننده ترین کتاب ها هستند . در کل اقدامات بسیار خوبی در حوزه نشر در
دولت نهم انجام پذیرفته است . یکی دیگر از کارهای ارزشمند دولت نهم در حوزه نشر را
می توان طرح هدفمند کردن یارانه کتاب دانست . یارانه ای که روزی به ناشر پرداخت می
شد و در مقابل شاید کمترین اثر را برای مطالعه داشت امروز باپرداخت آن به خریدار
سبب حرکتی نو و پرشتاب برای ترویج مطالعه در کشور شده است . این ها همه به معنی
دست یافتن به آرمان شهر کتاب نیست ، بلکه بیانگر این است که با همین رویکرد می
توان در جهت رسیدن به آن تصویر روشن و پرنوری که مقام معظم رهبری از افق نشر و
کتاب ترسیم کرده اند حرکت کرد و به آن دست یافت .
6- همایش ها و نمایشگاه های فرهنگی
در این
بخش نیز آن طور که از خبرها و منابع مطلع برمی آید ، پیشرفت های بسیار خوبی صورت
پذیرفته است . همایش هایی با موضوعات دینیو معرفتی همچون مهدویت ، آخرالزمان و ...
رشد چشم گیری به نسبت دوره های قبل داشته و امیدهای تازه ای را به وجود آورده است
. می وتان جشنواره آخرین منجی را یکی از بهترین کارهای فرهنگی دولت نهم برشمرد .
اتفاقی که طی یک هماهنگی منحصر به فرد بین ارگان های مختلف کشور در حال وقوع است و
چه اتفاق خوش یمنی ! و همچنین جشنواره هایی چون جشنواره رسانه های دیجیتال و بازی
های رایانه ای و ... همگی نشان از عزم دولت نهم برای حل معضلات فرهنگی این بخش ها
دارد . جهت گیری وزارت ارشاد در جشنواره
فیلم فجر ، نمایشگاه کتاب و سایر رویدادهای بزرگ فرهنگی کشور به سمت ارزش ها و اعتقادات
سبب ایجاد نشاط و حرکت نیروهای ارزشی و متعهد به انقلاب و نظام برای تولید آثار
فاخر هنری گشته است . اما در این میان هنوز در این بخش نقطه ضعف هایی وجود دارد .
یادم می آید که چند هفته پیش مطلبی را با عنوان « زنان باحجاب سرزمین من ؟! » برای
یکی از دوستان نوشتم . بحث بر سر نقد این رویدادی است که چند هفته پیش در ایران
اسلامی به وقوع پیوست و هفته نامه شهروند نیز گزارش مبسوطی را از این نمایشگاه
منتشر کرده بود . صحبت بر سر این است که متاسفانه در این سبک از نمایشگاه ها و
همایش ها دولت نهم هنوز نتوانسته است تفکر خود را به تفکر غالب در این بخش تبدیل
کند و همین امر سبب شده است که هنوز شاهد برگزاری این رویدادهای بعضاً ضدفرهنگی
باشیم . حتماً می گویید این هم که نقد شد ! اما هدف من از آوردن این موضوع در بخش
نقاط قوت دولت نهم از این جهت است که اگر در مقام مقایسه با دولت های قبل این
رویدادها را رصد کنیم ، درمی یابیم که حجم این نوع از اتفاقات در دولت نهم کاهش
نسبتاً خوبی داشته است . به همین جهت می توان امیدوار بود که به زودی بساط این
نمایشگاه های مبتذل نیز برچیده شود .
7- دانشگاه ها
دانشگاه
ها همواره نقطه عطف هر گونه حرکت و جنبش در هر ملتی بوده اند . زمانی که انقلاب شد
این دانشجویان بوده اند که بسیاری از حرکت های انقلابی را به پیش بردند . آنگاه که
سخن از لانه جاسوسی و تسخیر آن به میان آمد ، دانشجویان بودند که سکان این عملیات
تاریخ ساز را در دست گرفتند . زمانی که گروهک های انحرافی در دل انقلاب شکل می
گرفتند ، دانشگاه مکان تجمع و هدف اصلی برای ترویج این نوع از تفکرات قرار گرفتند
. آن گاه سخن از جنگ و دفاع بود ، دانشجویان و دانشگاهیان بودند که درس و دانشگاه
را رها کردند و دفاع از اسلام را بر خود واجب دیدند . آن جا که سخن از آزادی و
حقوق بشر و اصلاحات به میان آمد ، دانشگاه اولین هدف برای ترویج آن بود ، و
دانشجویان از عوامل پیروزی آن بودند و آنگاه که سخن از عدالت و انقلاب و دین و
مبارزه با ظلم نقل محافل شد ، باز هم دانشگاه مبدا جنبشی عظیم برای به کرسی نشاندن
این گفتمان شد . این سیر را که نگاه می کنی متوجه می شوی که دانشگاه و دانشجو تا
چه حد می تواند تاثیر گذار باشد . حال چه ان تاثیر مثبت باشد و چه در برخی مواقع منفی ! خوشبختانه در مورد
دانشگاه نیز دولت نهم رویکرد مثبتی را در پیش گرفته است . چه از حیث منابع درسی که
کم کم به سمت انطباق آنها با دین مقدس اسلام می روند و چه از نظر حرکت به سمت
دانشگاه اسلامی . اشتباه نکنید ! در مورد تعامل دولت نهم با دانشجویان هرگز
اعتقادی به خوب بودن عملکرد دولت نهم ندارم ، اما بحث بر سر اقداماتی است که دولت
از خارج به بدنه دانشگاه تزریق می کند و این ها اتفاقات خوبی است که در دانشگاه ها
در حال وقوع است . برخورد با تفکرات انحرافی در دانشگاه ، ایجاد تغییرات در مدیریت
دانشگاه های کشور (البته شاید بعضاً این تغییرات کمکی نکرده اند اما کلیت کار
بسیار خوب و مثبت است ) ، تخصیص یارانه کتاب به دانشجویان و ... از اقدامات مثبتی
است که دولت نهم برای بهبود شرایط دانشگاه های کشور صورت داده است . اما این نکته
را که بارها روی آن تاکید کرده ام ، بار دیگر گوش زد می کنم که تا زمانی که دولت نهم تعامل
خود را با بدنه دانشجویی کشور افزایش ندهد ، هدف دانشگاه اسلامی محقق نخواهد شد .
8- کارهای فرهنگی خارج از کشور
این
حوزه اگرچه یک حوزه ترکیبی است و تنها به وزارت فرهنگ مربوط نمی شود بلکه از تعامل
بین وزارت خارجه و فرهنگ محقق می شود ، اما به تایید دست اندرکاران فرهنگی که به
خارج از کشور اعزام می شوند ، منشا برکات عظیمی برای اسلام مسلمین گشته است . به
طوری که امروز تفکر اسلامی به عنوان راه نجات بشاریت از این همه رنج و بدبختی به
جهانیان ارائه می شود و همان طور که شاهد هستیم ، پرچم اسلام در گوشه گوشه جهان در
حال به اهتزاز در آمدن است . امروز به همت دولت نهم ، فرهنگ اسلامی-شیعی به عنوان
فرهنگی که ظلم و ستم را هرگز برنمی تابد و مبارزه با استکبار را از اولویت های خود
می داند ، در جهان در حال اشاعه و ترویج است . بسیاری از ملت های دنیا امروز تشنه
شنیدن پیام اسلام ناب محمدی هستند . اسلامی که رئیس جمهور ایران اسلامی ، با تکیه
بر آن چنان از موضع قدرت در برابر ظالمان و زورمندان جهان می ایستد که گویی قدرت
آن ها در برابر اراده و قدرت اسلام به پشیزی نمی ارزد و محلی از اعراب ندارد . شاید
باید اصلی ترین عامل ترویج فرهنگ اسلامی در دنیا را شخص رئیس جمهور بدانیم . شخصی
که به گفته یکی از دوستان خودش به تنهایی یک رسانه قوی و بزرگ است که به راحتی می
تواند آنچه را که می خواهد به گوش جهانیان برساند .
9- مساجد
توجه
ویژه دولت به مساجد و به قول خودمان مسجدی ها و هیئتی ها بسیار خوب و تاثیر گذار
بوده است . بخشی از سخنرانی رئیس جمهور در بین تعدای از هیئتی ها به زیبایی رویکرد
دولت نهم به مساجد را بیان می کند . آنجا که می گوید : من خاک پای سینه زنان را با
هزاران نفر از این به ظاهر سیاسیون عوض نخواهم کرد ( باز هم نقل به مضمون !
متاسفانه فایل صوتی آن سخنرانی به همراه بسیاری از اطلاعات آرشیو شده ام به دلایل
نامعلومی ! ناپدید گشت ! – توهم توطئه ! - ) مساجد همواره منشا اثرات شگرفی در جامعه مذهبی ما بوده است . شاید بخش
اعظمی از آراء دولت نهم نیز از دل همین بچه مسجدی ها که در نقاط مختلف کشور
پراکنده اند به دست آمد و این خود نشان از گفتمام انقلابی و ارزشگرای مساجد دارد .
دولت نهم نیز با درک این مساله توجهات بسیار خوبی را به مساجد داشته است . هر چند
که جای کار در مساجد بسیار است .
»»» نتیجه گیری :
اگر
بخواهیم از آن چه که گفته شد نتیجه ای اجمالی را بگیریم ، باید گفت که عملکرد دولت
نهم در بخش فرهنگ با تمام تلاش هایی که دراین بخش صورت گرفته است اما در مقایسه با
عملکرد این دولت در سایر بخش ها ، هنوز به حد مطلوب و مورد انتظار نرسیده است . در
این میان اگر بخواهیم تقسیم بندی بین تاثیر گذاران دولتی در بخش فرهنگ داشته باشیم
باید امتیاز مثبت عملکرد را در وهله اول به شخص رئیس جمهور ، جناب دکتر احمدی نژاد
و در مرحله بعد به وزارت خارجه بدهیم که نقشی بسیار تعیین کننده و حساس را در
اشاعه فرهنگ ایرانی اسلامی در خارج از کشور داشته اند . و شاید باید امتیاز منفی
را به وزارت فرهنگ داد . چرا که در بخش های مختلفی که مستقیماً به این وزارتخانه
مربوط بوده است عملکرد نسبتاً ضعیفی را شاهد بوده ایم . شاید علت اصلی این امر
ضعیف بودن مدیران میانه وزارت فرهنگ باشد . خبرهایی در دست است که نشان می دهد که
در سطح مدیران میانه وزارت فرهنگ با وجود گذشت سه سال از عمر وزارت جناب صفار ،
هنوز آثاری از تفکرات غرب زده و دوم خردادی موجود است . همین امر سبب شده است که
شاید حرف هایی را که آقای صفار در صحبت های خود همواره وعده داده اند به مرحله
عملیاتی شدن نرسند . امید است که فرهنگ اسلامی ایرانیمان هر روز و با توجه ویژه و
دقیق به رهنمود های مقام معظم ولایت ، رشد و تعالی یابد و برسیم به جایی که
بتوانیم فرج مولایمان حضرت صاحب الزمان (ارواحنا فداه) را از حضرت دوست با نهایت
آمادگی و سربلندی ، خواستار شویم .
--------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن
- امیدوارم
که توانسته باشم آن چه را که شایسته دولت نهم است ، بیان دارم . هرچند که در بحث
نقد (بخش اول ) جای حرف بیشتر بود و همچنین در بخش نقاط قوت (بخش دوم) نیز حرف های
بسیار باقی ماند . که شاید بعدها به آن بپردازم . در بیان نقاط قوت به اطلاعات بیشتری نیاز دارم . به هر حال از دست ما
آنچه برآمد انجام دادیم . شاید این مطلب را 30 یا 40 نفر بیشتر نخوانند اما حداقل
من خیالم راحت است که وظیفه خود را انجام داده ام . ان شالله خودش راضی باشد .
باقی بهانه است !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 18:0 |
لینک
|
ارسال کنید به :
سه شنبه پنجم شهریور 1387
مقدمه
: این جمله جناب صفار هرندی ، وزیر
فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم ، مرا حسابی به فکر فرو برده است . چند روزی است که
دارم به این سخنان فکر می کنم . اصلاً مگر کسی سخنی از «کودتای فرهنگی» به میان
آورده است که جناب وزیر این چنین با اضطراب و نگرانی که به راحتی از چهره ایشان
پیداست ، فریاد می زند که « اجازه کودتای فرهنگی به کسی داده نخواهد شد ! » ؟
عرصه «فرهنگ»
همواره مظلوم بوده است ، این ربطی به زمان حال و دولت نهم ندارد . فرهنگ نه تنها
همواره در برنامه ریزی های کلان کشوری دارای اولویت نبوده است ، چه بسا در «بعضی
زمان ها» جفاها و خطاهایی بر این بخش صورت پذیرفته که شاید کشور را چندین سال به «عقب»
برده و دچار عقب ماندگی کرده است . اما سوال اینجاست که دولت نهمی که با «گفتمان
انقلاب» بر سر کار آمده است و روحیه «نشاط» را بر کشور حاکم کرده و «هوای تازه» را
در فضای میهن اسلامی تزریق نموده است ، در عرصه فرهنگ چه قدم هایی را برای «جبران»
عقب ماندگی ها و ضربه های وارده بر کشور برداشته است ؟ دولت نهم ، همان طور که در
سالروز حماسه سوم تیر در پرونده
ای ناتمام (!) اشاره شد ، در بسیاری از بخش ها قدم هایی بزرگ در راستای اعتلای
نظام اسلامی برداشته است اما فرهنگ ؟ باید کمی تامل کرد . با هم به بررسی عملکرد
فرهنگی دولت نهم در بخش های مختلف می پردازیم تا بتوانیم قضاوت درستی نسبت به
موضوع داشته باشیم .
1- مطبوعات
« شاید
باید از دولت نهم از این بابت تشکر کرد زیرا که دولت نهم تا کنون از هیچ روزنامه
ای شکایت نکرده است » این مطلب را روزنامه اعتماد در روزی که یکی از «تیترهای
اجباری» را که از سوی دولت محکوم به چاپ آن تیتر شده بود ، منتشر کرد ، نوشت. دولت
نهم در عرصه مطبوعات کاملاً منفعلانه و در موضع دفاع عمل کرده است . اگر بخواهیم
به طور کلی مطبوعات فعلی را نگاهی بیاندازیم ، مشاهده خواهیم نمود که تعداد
روزنامه ها و نشریاتی که جهت گیری های آن ها خلاف مواضع انقلاب و نظام است نه تنها
کاهش نیافته بلکه این تعداد در برخی مواقع افزایش نیز یافته است و البته «شهروند
امروز» نیز در این دوران با ظاهری متفاوت و شکیل ، ماموریت تکرار نشریه «کیان» را
بر عهده گرفته است . روزنامه هایی که همواره سعی در ایجاد تشنج در کشور داشته اند
همچون روزنامه های «اعتماد» ، «اعتماد ملی» ، «هم میهن» ، «آفتاب یزد» ، «کارگزاران»
و ... همگی در دوران دولت نهم یا فعالیت خود را شروع کرده اند و یا ادامه داده اند
. اما در این میان دولت نهم چه کرده است ؟ روزنامه «ایران» را بعدازظهرها هم منتشر
می کند ! «کیهان» را برترین منتقد دولت معرفی می کند ؟! بحث روی صحیح و یا غلط
بودن این تصمیمات نیست بلکه بحث بر سر این است که آیا توان دولت در عرصه مطبوعات
در همین حد است ؟ اگر چنین است پس چگونه می شود که این تعداد کثیر از روزنامه های
زنجیره ای در دولت «اصلاحات» شکل می گیرند و برخی هنوز فعالیت خود را ادامه می
دهند و یا فقط رنگ عوض می کنند و در جای دیگری سکنا می گزینند . متاسفانه باید گفت
که دولت نهم با تمام تلاشی که برای بهبود وضعیت مطبوعات کشور انجام داده است اما
نتوانسته برای ترویج «روزنامه نگاری متعهدانه» کاری را انجام دهد . اقداماتی ضربتی
همانند القای تیترهای اجباری ، جلسات متعدد با اهالی مطبوعات و ... شاید در کوتاه
مدت بتواند جلوی این همه شبهه پراکنی های خیل عظیم مطبوعات زنجیره ای را بگیرد ، اما
اگر برای ریشه کنی این نوع تفکر در بین روزنامه نگاران و تحلیل گران روزنامه ها کاری صورت نگیرد ، در
نهایت آن ها همچنان باقی خواهند بود .
2- موسیقی
موسیقی
فاخر و ارزشمند را کسی منکر نخواهد شد . اما در اینجا نیز دولت نهم و شاید به طور
مستقیم وزارت فرهنگ و شخص آقای صفار در معرض سوال هستند که چگونه است که در دولتی
که همواره ارزش ها و بازگشت به آن ها را ملاک عمل خود قرار داده است ، موسیقی پاپ
به موسیقی فاخر تبدیل می شود . البته باز تا اینجای کار را شاید بتوان تحمل کرد .
اما یک معضل اساسی که امروز گریبان جامعه اسلامی ما را گرفته است ، موسیقی «رپ» و «راک»
است . امروز در هر مکان عمومی که تعدادی جوان دور هم گرد آمده اند ، حاضر شوی حرف
از این سبک از موسیقی هاست . موسیقی راک که در غرب اغلب به عنوان ابزاری در دست
گروههای «شیطان پرستی» شناخته شده است ، امروزه در کشور ما به سبکی محبوب در بین
جوانان تبدیل شده است . و رپ ! این سبک از موسیقی که اصلاً نامگذاری آن به نام «سبکی
از موسیقی» جای شک و تردید دارد اما متاسفانه امروزه بسیاری از جوانان به خصوص
پایتخت نشینان ، با علاقه و اشتیاق فراوان آثار گروه های رپ داخلی و خارجی را
پیگیری می کنند . و البته از ویدئوهای این آهنگ ها که با «مجوز»! وزارت ارشاد
منتشرمی شوند نباید غافل شد . برخی از این ویدئو ها به حدی مبتذل است که انسان را
دچار تردید می کند که آیا وزارت فرهنگ پسوند ارشاد اسلامی را داشت یا خیر ! اما
همین ویدئو ها و آهنگ ها در وزارت فرهنگ جناب صفار منتشر شده اند . حالا سوال
اینجاست که وزارت ارشاد برای مقابله با این محصولات ضد فرهنگی چه کرده است ؟
3- سینما
«نقاب»
، «سنتوری» ، «کلاغ پر» ، «م مثل مادر» ، «آتش بس» ، «روز سوم»
این
اسامی را حتماً شنیده اید . منحنی حرمت سینما در وزارت فرهنگ دولت نهم بسیار عجیب
و غریب است ! در زمانی که فیلم هایی همچون «نقاب» و «سنتوری» در سینمای ایران
تولید می شوند ، فیلم «روز سوم» نیز روی پرده ها اکران می شود ! فیلم «نقاب» را
شاید به جرات بتوان مبتذلترین فیلم تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب دانست .(تا
آنجایی که من دیده ام !) فیلمی که در آن از ترویج فساد و اباحیگری تا زیبا نشان
دادن دبی و کشورهای حاشیه خلیج فارس ، همگی یکجا یافت می شود . هر چند که گفته می
شد که نسخه اکران شده نقاب ، سانسور شده است ، اما به نظر من اگر بنا به سانسور
فیلم می بود باید همه فیلم سانسور می شد ! سنتوری و کلاغ پر و آتش بس و ... نیز
داستانی مشابه دارند اما شاید در سطحی پایین تر . اما در مقابل این آثار می توان
به آثار ارزشمندی چون «م مثل مادر» و «روز سوم» اشاره کرد که در زمان مسئولیت جناب
صفار هرندی اکران شدند . «م مثل مادر» را می توان از باشکوه ترین آثار سینما ایران
دانست . « فبای آلا ربکما تکذبان » سینمای ایران از این سبک فیلم ها می
خواهد . فیلم هایی که معارف دینی ما را به «بهترین» نحو ممکن ترویج کنند . البته
شاید «م مثل مادر» نیز نقاط ضعفی داشت اما در مقابل آن همه نقطه قوت اصلاً نقاط
ضعف نمودی نمی یابند . روز سوم نیز در نوع خود از آثار فاخر سینمای دفاع مقدس بود
. ( با این جمله که همواره مورد تاکید آقای حاتمی کیاست که « دیگر زمان پرداختن
به بعد از جنگ است » به شـــــــــــدت مخالفم . روز سوم را شاهد بر این مدعا
می گیرم . چند فیلم مانند روز سوم برای دفاع مقدس ما تولید شده است ؟ کدامین
فرمانده بزرگ جنگ را با ابزار سینما به مردم شناسانده ایم ؟ ) اما همین «محمدحسین
لطیفی» که روز سوم را به «سفارش» گروه تلویزیونی شاهد ساخت ، طولی نکشید که با
ساخت «توفیق اجباری» ثابت کرد که او مرد این راه نیست . در کل حجم تولید آثار «متعهدانه»
در سینما در برابر آثار «پوچ» و «بی ارزش» سینمایی بسیار کم و ناچیز است . سینمای
ما تا رسیدن به جایی که بخواهد فرهنگ انقلاب و اسلام را صادر کند بسیار فاصله دارد
. البته باز هم منکر انجام این اقدامات ضربتی نمی شوم اما باید گفت که در اینجا
نیز گویا از تربیت کارگردانان و بازیگران و کلاً سینماگران متعهد غافل شده ایم .
یا حداقل ما که اطلاعی از حرکت به این سمت نداریم .
4- رسانه ها و کانال های ماهواره ای
در این
جا نیز متاسفانه مشکلات بسیار موجود است . شبکه های ماهواره ای که آن ها نیز با
نام مجاز ! مشغول به کار هستند ، به بدترین وجه ممکن فرهنگ غنی و فعال ایران
اسلامی را «سخره» می گیرند . رضا امیرخانی در بخشی از «بیوتن» بسیار زیبا به این
معضل اشاره می کند . « دختر بزک کرده ای که آشپزی آموزش می دهد »! بسیاری
از موسیقی هایی که در بالا اشاره شد از همین کانالهای ماهواره ای ترویج و توسعه
یافته اند . کارهای ضد فرهنگی بسیاری در این شبکه ها در جریان است اما به علت
کمبود وقت همین چند نکته را بسنده می کنیم . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل !
پ . ن
:
- تا
اینجا آنچه از فعالیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم گفتیم بیشتر انتقاد و
پرسش بود . اما در پست بعدی به نقاط قوت عملکرد وزارت ارشاد خواهیم پرداخت .
-
سخنان رهبری برای ما فصل الخطاب است . در اصول و مبانی و در بسیاری از عملکردها از
دولت نهم دفاع کرده و خواهیم کرد . اما این را هم داشته باشید که رهبری همواره بر
مظلومیت فرهنگ تاکید کرده اند و وظیفه ما هم که مطالبه است در ضمن اجازه دهید کمی
هم درد دلمان را بیان کنیم . می ماند ، عقده ای می شویم ها !!
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 2:45 |
لینک
|
ارسال کنید به :
یکشنبه سوم شهریور 1387
چشم
چپش را با زور باز کرد . چیزی ندید . مادر با نگرانی نگاهش می کرد ؛ نشسته در دل
شب . و مارال ، لب زیرینش را می گزید و خون جاری می شد . صورت بیضی شکل و مهتابی
رنگ مارال ، نازنین تر از همیشه بود . با خود فکر کرد نباید داخل آب بماند . اگر
توی آب می افتاد کارش تمام بود . رفته رفته شمع های زیادی در دور دست شب دید . چشم
چپش را مالید و شمع ها منور شدند . بچه ها را دید که شبح گونه غوطه می خوردند توی
آب . و باران گلوله ، امانشان را بریده بود . خود را تا کنار سیم های خاردار کنار
کشید . تگرگ گلوله ها بر آب می بارید ....
ظلمت
محض و شب تاریک ، دور سر او می چرخید و می چرخید . صدای قلبش در همه وجودش انعکاس
می یافت . ایستاد و مادر چایی تازه دم آورد . نشست :
- این
قدر خودت رو خسته نکن مادر ؛ مریض میشی ، می افتی !
پدر
نگاهش را از نگاه او دزدید و او پدر را گرفت به حرف ؛ چرا که پدر نباید احساس
شرمندگی می کرد . تا رمق داشته ، کار کرده ، حالا درد کمر و پاها امانش را بریده
است . توی کوچه نم نم باران بند آمده . تلویزیون خانه مارال اینها روشن بود و او
به سختی خوابش می آمد ؛ اما با غرشی از جا پرید . سنگر ریزش کرده بود . نه ! خدایا
! نمی خوام اینجوری بمیرم . باید بر می خاست . برخاست فشار آورد ...
« با
جام های شوکران »
عبدالمجید نجفی
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 23:30 |
لینک
|
ارسال کنید به :
یکشنبه سوم شهریور 1387
نشسته
ای و بی صدا حرف می زنی البته با خودت :
خسته
شده ام . شاید از گذشته ام ، شاید از حالم ، شاید از آینده ام . یا نه ، فکر می
کنم که از کل زندگی خسته شده ام ! زندگی بسیار خسته کننده است .فکرش را که می کنی
تازه می فهمی که اهل کجا بوده ای ، به کجا پرتت کرده اند . تازه می فهمی که می
توانستی کجا باشی و با که سخن گویی اما حالا در این خاک ها و لجن ها و دودها و
سیاهی ها و ظلم ها و ... هزاران «ها»ی
دیگر که شاید هر کدام هزاران «آه» را در دل خود داشته باشند ، غوطه می خوری . بعضی
وقت ها آنچنان در اوهام خود غرق می شوی که فکر می کنی در اوجی ، اما خبر نداری که
در پستترین پستی ها ایستاده ای و فریاد بر می آوری که من در اوجم ! کدام اوج ؟
اوجی که در آن هر چه سرت را پایین می گیری که چیزی پایین تر از خود را ببینی چیزی
نمی یابی ! اگر این اوج است پس دیگر پست بودن را چه نیاز است ! دور و برت را که
نگاه می کنی ، کمی آن طرفتر ، جایی که نامش را عراق گذاشته اند ، همان جایی که روز
ها صدای قدم های عدالت را می شنید و شب ها صدای ناله مظلومیت را . آنجا حالا دیگر
روزها هم صدای عدالت را نمی شنود . دیگر کسی به فکر یتیمی که در گوشه ای به دنبال
لقمه ای نان خاک و آشغال را با هم در می آمیزد ، نیست . شاید این همان خاکی است که
ظالم ها را پدید آورده است ! خاکی که دست های یتیمی را بی پاسخ گذاشت . از آنجا که
ناامید می شوی بر می گردی می خواهی از آنجا دور شوی ، می روی که فاصله ات را از
ظلم و نابرابری بیشتر کنی اما به کجا می رسی ؟ به دیاری که نامش را از ساکنانش
گرفته اند . افغانستان می خوانند اینجا را . با خود می اندیشی که از دیار ظالمان
دور شدم . اینجا جای دیگریست . کوهها را ببین . از بالا که نگاه می کنی خیلی جاها
سبز است . از ته دل فریاد برمی آوری که بالاخره نجات یافتم . اینجا همان جاست .
طبیعت به اینجا روی خوش نشان داده است . اما
کمی پایین می آیی ، می آیی در دل روستاها ، خانه هایی که دیوارهایشان شاید از
خجالت صاحبانشان خم شده اند و سر خود را پایین انداخته اند . بعضی وقت ها چنان ظلم
بر روی دوش این خانه ها سنگینی می کند که دیگر توان تحمل را ندارند ، می شکنند و
فرو می ریزند و صاحبانشان نیز . شاید خانه ها به این می اندیشند که چطور می توانند
صاحبان خود را از این فلاکت نجات دهند . خودشان را نابود می کنند تا صاحبانشان را
نجات دهند و آنها را از این دیار ظلم و نابرابری نجات دهند . پس آن سبزی ها چه شد
؟! من فکر می کردم که طبیعت با اینجا سر سازش داشته است . به دنبال سبزی ها که می گردی
تازه می فهمی آن ها مزارعی بوده که خارجیانی که با نام نیروهای سازمان ملل در
اینجا ساکن شده اند ، مزارع خشخاش می خوانندشان . تازه می فهمی که اینجا گویا تاریکی
عمق بیشتری یافته است . می روی . با سرعت بسیار می روی . نمی فهمی به کجا و کدامین
سو . فقط می روی شاید جایی را پیدا کنی که از ظلم خبری نباشد . ناگهان صدایی را می
شنوی که فریاد می زند اینجا «سرزمین موعود» است ! خوشحال می شوی . سرزمین موعود !
تمام شد . ظلم تمام شد . بالاخره به سرزمین موعود رسیدم . دور و برت را که نگاه می
کنی تازه می فهمی که گویا اینجا سرزمین موعود ظالمان است ! اینجا ظلم به اوج می
رسد . زمان و مکان ، زمان و مکان اجتماع نقیضین است ! در «اوج پستی» ایستاده ای !
آن طرف کودکی 6 ماهه را می بینی که چشم هایش باز نمی شود . خواب است حتماً ! جلوتر
که می روی می فهمی که تو خواب بوده ای . او پریده است . خود را نجات داده است .
عقب عقب حرکت می کنی تا از او دور شوی . به یک شی آهنی برخورد می کنی ، صدای فریاد
پسربچه ای را می شنوی که در آغوش پدرش دارد آرام می گیرد . صدا قطع شد . مثل این
که دیگر ناراحت نیست . بیشتر که دقت می کنی می فهمی که نه ، مثل این که او نیز
پریده است ! فرار می کنی . صدای فریاد ، ناله ، آه ، شیون ، زاری ، همه و همه با
هم چنان ترکیب شده اند که گویا در وسط تمام عالم ایستاده ای همه با تمام وجود بی
عدالتی و ظلم را در گوش تو یک نفر فریاد می زنند . ناگهان همه صداها از بین می رود
. به آرامی گوشهایت را رها می کنی . کسی در نزدیکی گوشت با صدایی آرام و ملایم به
طوری که گویا تمام دردهای گوشت را التیام دهد می گوید : منتظر باش ... همین
را که می شنوی خستگی را فراموش می کنی ، به دور برت که نگاه می کنی انگار که همه
چیز عوض شده باشد ، انگار که نور همه جا را گرفته ، دیگر تاریکی را نمی بینی ،
شاید گوشه ای تاریکی دست و پا می زند تا زنده بماند اما نور را می بینی که با سرعت
و قدرت همه را کنار می زند . حالا فقط نور است ... نور ... دیگر خسته نیستی . دیگر
زندگی خسته کننده نیست . انتظار زنده بودن را باارزش می کند ، انتظار ...
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:54 |
لینک
|
ارسال کنید به :