تبليغاتX
رصدخانه

بسم الله

فکر می کنم ۳ ماه کار در حوزه وبلاگ نویسی ، چند روزی استراحت لازم دارد . اصلاْ چرا نمایندگان مجلس تعطیلات تابستانی می روند که ان وقت رئیس جمهور هم مجبور می شود نامه بنویسد به رهبری که مدت سرپرستی وزیر اقتصاد را تمدید کند . ما مگر چیمان از نمایندگان مجلس کمتر است ؟! ما هم چند روزی به استراحت می رویم . شاید هم بیشتر از چند روز . شاید هم چند ماه . کسی چه می داند !! اما آن چه مسلم است حداقل ۳ یا ۴ روز آینده را نخواهم بود .

یا علی ...

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 18:45 | لینک  | 

- حالا چرا آقا ارمیا سه شنبه ها قدم رنجه می فرمایند ؟

از یک دنیای دیگر برای ما زبان درآورده است . آداب دان شده است . " قدم رنجه می فرمایند !" شاید از این راه نماها یاد گرفته اما پنداری یادش رفته است ... آن شب ها که می رفت و دست شویی های صحرایی را می شست و پانصد و هفتاد و دو قدم بلند پیاده راه می رفت تا لب نهر برسد و آن جا آفتابه ها را پر می کرد و می آورد که مبادا کسی آب آشامیدنی تانکر را حرام کند ، آن زمان ها قدم رنجه نمی فرمودند ! وقتی پوتین ها را جفت می کرد و کنار سنگر می گذاشت ، این قدر آدم حسابی نبود ...

- داداش یواش ! گردن ما نگذار همه چیز را ! کی من پوتین های تو را جفت کردم ؟ حکماً کرامت داشته ای ، کفش هایت جلو پات جفت می شده ...

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 10:59 | لینک  | 

« مواضع ايران همواره روشن بوده و همواره تاكيد كرده‌ايم كه جز رژيم صهيونيستي با همه كشورها در شرايط عادلانه، برابر و احترام‌آميز گفتگو مي‌كنيم. ما با عمل آنها و تجاوزگري آنها مخالف هستيم.

در خصوص دفتر حافظ منافع نيز هنوز درخواست رسمي ارائه نكرده‌اند و اگر درخواستي ارائه دهند با نگاه مثبت به آن مي‌نگريم. ما از اينكه مردم ديگر كشورها به ايران بيايند يا مردم ايران به كشورهاي ديگر بروند نگران نيستيم زيرا مردم ايران هركجا كه هستند محكم و هويت دار هستند. »

این سخنان دکتر محمود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ایران اسلامی ، این روزها واکنش های مختلفی را دربین محافل خبری داخل و خارج از کشور داشته است .

24 ژوئن 2008 ( 4 تیر 1387 ) خبرگزاری اسوشیتد پرس خبری را از قول یکی از دیپلمات های آمریکایی که خواسته بود «نامش فاش نشود» ، روی تلکس خبری خود فرستاد ، با این مضمون که به زودی «دفتر حافظ منافع امریکا» در تهران راه اندازی خواهد شد . دو روز قبل از انتشار این خبر اما روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای به بررسی روابط دیپلماتیک تهران – واشنگتن پرداخته بود . این روزنامه به نقل از یک تحلیلگر می نوسد :

« این اقدام (بازگشایی دفتر حافظ منافع در تهران ) به آمریکا اجازه می دهد که به جوان ها دسترسی داشته باشد ، با مخالفین ارتباط داشته باشد و این ها چیزی است که رژیم ایران به آن ها علاقه ندارد »

اما پس از انتشار خبر از جانب خبرگزاری های خارجی ، خبرگزاری های داخلی نیز به تکاپو افتادند و سعی کردند که صحت ماجرا را از جانب افراد مطلع جویا شوند . همان روز (4 تیر) خبرگزاری فارس با انتشار خبری از جانب یک «منبعرایس آگاه» در وزارت خارجه ، ایده افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران را رسانه ای خواند . اما در همان حال کاندولیزا رایس در پاسخ به خبرنگار آسوشیتد پرس ، این خبر را نه تایید و نه تکذیب کرد :

« ما می دانیم که بعضی وقت ها برای ایرانی ها سخت است که به دبی بروند ... ما می خواهیم که ایرانیان بیشتری از ایالات متحده دیدار کنند ... ما مصمم هستیم که به مردم ایران دسترسی پیدا کنیم »

این جملات بویی از توطئه می دهند . در همین حال دکتر علی لاریجانی ، این مرد سیاسی ایران که سبک گفتار او همیشه هر علاقه مند به سیاستی را مجذوب خود می کند ، در حاشیه مراسم جامعه مهندسین ایران خبر تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران را «شایعه ای فریبکارانه» خواند . با گذشت زمان تحلیل ها و نظرات متفاوت روی این ماجرا بالا گرفت و هر کس از دیدگاهی این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد . برخی مخالفت ها از جانب جریان های دانشجویی با احتمال وقوع این اقدام صورت گرفت . برخی از محافل تندروی داخلی نیز هرگونه اقدامی را برای پیشبرد این امر ، مذموم دانسته و تهدید کردند که در صورت تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران ، بار دیگر آن را «تسخیر» خواهند کرد !

اما سخنان اخیر رئیس جمهور و انتشار خبر روزنامه گاردین مبنی بر افتتاح دفتر حافظ منافع تا یک ماه آینده ، سبب شده است که به طور جدی تری هدف از تاسیس این دفتر مورد توجه ایرانیان قرار گیرد .

«انقلاب دوم» را هیچ کس فراموش نکرده است . 13 آبان 1358 هـ.ش . روزی که مردم ایران نشان دادند که حتی اگر دولت از صحنه خارج شود ، مردم به فرمان رهبر خود آماده هر گونه فداکاری در راه اسلام و انقلاب خواهند بود . دولت لیبرال و سکولار مهدی بازرگان ، آن روزها از در «سازش» با آمریکایی ها بیرون آمده بود و با خارج کردن مردم از صحنه انقلاب راه را برای مستشاران آمریکایی باز گذاشته بود که هر کاری را که می خواهند بکنند . سفارت آمریکا که همواره آثار اقداماتش در درگیریهای قومیتی و سیاسی کشور دیده می شد ، آن روز با آرامش کامل به «تفرقه افکنی» های خود بین ایرانیان مشغول بود . اما با هوشیاری دانشجویان پیرو خط امام و دانش آموزان انقلابی این لانه جاسوسی تسخیر شد و بار دیگر انقلابی را برای ملت ایران رقم خورد .

غرض از این بازخوانی تاریخی ، انجام مقایسه ای بین شرایط آن روز و امروز ایران اسلامی است . آبان ماه 58 زمانی بود که نیروهای انقلاب هنوز نظام سیاسی کشور را ساماندهی نکرده بودند . دولت موقت مهندس بازرگان وظیفه آماده سازی شرایط برای تشکیل دولت مردمی را بر عهده داشت . وظیفه ای که تسخیر لانه جاسوسی نشان داد که در توان دولت بازرگان نیست و پس از آن بود که بازرگان استعفا کرد و استعفایش مورد پذیرش حضرت امام (ره) قرار گرفت . در سال 58 هنوز مشکلات بسیاری بر سر راه انقلاب اول قرار داشت . «جنبش های استقلال طلب» در کردستان و بعضاًٌ در آذربایجان ، عملیات های مختلف نیروهای منافقین در کشور ، حملات بین المللی به کشور و ... که همگی از جانب «سفارت آمریکا» در ایران سازماندهی و هدایت می شد . سیاست خارجی ایران هنوز شکل نگرفته بود . سفرهای خارجی مسئولان در پایین ترین حد ممکن بود و همه نیروها در تلاش برای «ساماندهی» شرایط داخلی بودند .

امروز اما پس از گذشت حدود 30 سال از آن ماجرا ، انقلاب اسلامی در شرایطی بسیار «برتر» از آن زمان قرار دارد . امروز ایران به عنوان بزرگترین قدرت منطقه ای و حتی شاید از قدرت های برتر جهان مطرح است . شرایط سیاسی داخلی در وضعیتی مطلوب و عادی قرار دارد . سیاست خارجی ایران ، فعال ترین روزهای خود را در طول تاریخ 30 ساله انقلاب سپری می کند . روابط کشور با بسیاری از ملل دنیا در شرایط مطلوب قرار دارد . فتنه اختلاف های قومیتی و سیاسی تا حد زیادی برطرف شده است و شاید به صفر رسیده است . سیستم های اطلاعاتی و امنیتی و نظامی ایران در منطقه حرف اول را می زند . بسیاری از اقدامات در عراق و افغانستان و سایراحمدی نژاد نقاط دنیا با هدایت ایران است که اتفاق می افتند . دولتی که امروز قدرت عمل را در ایران به دست دارد ، دولتی انقلابی ، مردمی ، ولایتمدار ، خدمتگذار و پایبند به اصول و ارزش های اسلامی و انقلابی است . دولتی که به جرات می توان گفت که انقلاب سوم را برای ایران رقم زده است . این ها همه به علاوه بسیاری از برتری های ایران حاضر نشان از آن دارد که شرایط امروز ایران با شرایط آبان ماه 58 ، بسیار متفاوت است .  در واقع می توان این نتیجه را گرفت که اگر روزی آمریکایی ها پایشان به ایران باز شود نه تنها «نمی توانند» همانند اوایل انقلاب در صدد اختلاف افکنی در داخل برآیند ، بلکه به ابزاری در دست ایران برای پیشبرد اهدافش تبدیل خواهند شد .

اما چرا رئیس جمهور ایران اسلامی که همواره مشی ضداستکباری و ظلم ستیزی اش برای جهانیان به اثبات رسیده است ، در پاسخ به سوال خبرنگار سیمای جمهوری اسلامی چنین پاسخ می دهد ؟ تحلیل هایی که پس از انتشار خبر تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا ، از طرف تحلیلگران ، به ویژه تحلیل گران غربی ، منتشر شده است به خوبی دلیل چنین پاسخی را از جانب رئیس جمهوری ایران اسلامی بیان می دارد . همان گونه که در بالا یکی از تحلیل های غربی ها را که در روزنامه واشنگتن پست آورده بودم ، می توان دریافت که در واقع آمریکایی ها با این اقدام تبلیغاتی قصد داشتند که بار دیگر ایران را «مقصر» جلوه دهند . به طوری که پس از انتشار این خبر منتظر مخالفت های مسئولین ایرانی با این اتفاق و بعد از آن ادامه جنگ رسانه ای از جانب خودشان را داشتند . قطعاً اگر رئیس جمهور هر پاسخ دیگری را به این سوال می داد ، رسانه های غربی خود را به قولی خفه می کردند که ببینید این ایران است که مخالف عادی سازی روابط است . اما پاسخ هوشمندانه و حساب شده و «برنامه ریزی شده» رئیس جهور مردمی و پس از آن فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر موافق بودن ایران با مذاکره اما در شرایط عادلانه با هر دولتی به جز رژیم صهیونیستی ، باعث شد که تمامی برنامه ها و استراتژی آمریکایی ها و رسانه هایشان در این باره نقش بر آب شود .

حال اگر موضوع افتتاح دفتر حافظ منافع آمریکا در تهران جدی شود ( آن گونه که از لحن طرفین بر می آید به زودی این اتفاق حادث خواهد شد ) باید چند نکته مورد توجه مسئولان کشور قرار گیرد . همانطوری که از جملات کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه ایالات متحده بر می آید ، هدف از تاسیس این دفتر هدفی خیرخواهانه و درست نخواهد بود اما مقابله با این هدف نه با جلوگیری از تاسیس دفتر بلکه با «کنترل و هدایت» آن به نحوی که مورد نظر است حاصل می شود . در این میان اما باید مراقب طیفی از عناصر معلوم الحال و «خود فروخته» داخلی که خطر آنها بیش از صدها دفتر و سفارت آمریکا است ، بود . طیفی که همواره منتظر چنین فرصتی بوده اند و این روزها با اعلام خبر احتمال تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران ، از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند . اما اینان باید بدانند که همان دانشجویان و دانش آموزانی که آن روز سفارت آمریکا را تسخیر کرده اند ، امروز اگر نیاز باشد لانه جاسوسی عناصر داخلی آمریکایی ها را نیز تسخیر خواهند کرد .

پ . ن :

- این وسط این هوشنگ امیراحمدی هم هست ! بنده خدا فکر کرده خیلی مهم است . توهم مهم بودن زده است !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 15:40 | لینک  | 

امروز سالروز ولادت حضرت علی ( علیه السلام ) است . . .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 9:10 | لینک  | 

هی ...!

کجا داری می ری ! بسه دیگه ! حوصله ام رو سر بردی ! این قدر هی این مسیر رو رفتی و برگشتی ! بسه دیگه بابا ! یه لحظه وایسا ! باهات صحبت دارم . ببین یه سوالی اُزت دارم، تو چرا هی این مسیر رو می ری و برمی گردی؟! اصلاٌ چرا خسته نمی شی؟! بابااصلاً واسه چی اینقدر کار می کنی؟!

باز که راه افتادی ! یه لحظه صبر کن ببینم ! چرا حرف نمی زنی؟! خدا بهت زبون نداده ! یعنی اگه زبون داشتی جواب منو می دادی ! بابا فلاسَفش تو این سوالا موندن!

عقل که داری؟ اون هم نداری؟! ای بابا! بدبخت ! دلم واست سوخت!

حالا چرا زل زدی، ببین! سوال های قبلی ام رو که جواب ندادی، لااقل جواب این سوالمو بده ! سوال اصلی اینه که علت اینکه موجوداتی مثل تو یا حتی من رو زمین هستن و زندگی می کنن چیه ؟

جا خوردی؟!

عیب نداره! یه مقدار فکر کن، بعد جوابمو بده!

حالا تو این مدت که تو فکر می کنی ، من چند کلمه حرف دارم. تو یه کتاب می خوندم توی این نظام هستی، وجود هر چیزی حکمتی داره ! یعنی اگر هست باید باشه و اگر نباشه ، هستی ناقص می مونه! حالا بگذریم که نویسنده ی اون کتاب خُل بود یا دیوونه ! اما اگر واقعاَ اینطوری باشه... یعنی وجود من یا تو اینقدر برای هستی مهمه ؟! یعنی اگر ما نباشیم هستی ناقص می مونه؟! فکر کن ! چقدر مهم!!

اِ اِ اِ ! باز که راه افتادی!

بیا ببینم! دیگه عصبانیم کردی، حالا می خوام یه چیزی رو امتحان کنم!

اگر تور رو بکشم یا حتی خودمو ... نه نه ! دلشو ندارم خودمو بکشم ! ولی تور رو! توی احمق که نه حرف می زنی ، نه عقل داری و نه فلسفه ی خلقتت معلومه.... اگر تو بمیری، طبق حرف های اون کتاب، دنیا باید کُن فیکون بشه!

ترسیدی؟!

مرگ که ترس نداره، یه لحظه ست! نفس می کشیدی حالا نمی کشی !

حالا چطور بکشمت؟! آخه می دونی ، من تا الان هیچ کس رو نکشتم. ولش کن ! فهمیدم! اِ ... کجا رفتی... صبر کن. آ... آها ! لِه شد! مورچه ی احمق ! کلی سر کارم گذاشت!  نظام هستی هم به هم نریخت .... پاشیم بریم دنبال کارمون!

پ . ن :

- این پست را ف.س نوشته است . اما به دلیل برخی مشکلات خودش نتوانست منتشرش کند .

- پیوند های وبلاگ را نیز به روز کردیم . البتهبه زودی چند وبلاگ دیگر نیز اضافه خواهد شد .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:53 | لینک  | 

" پخش مستند توانمندی های نظامی ایران از شبکه المنار " ، " مردم مالزی به توانمندی های ایران افتخار می کنند " ، " حمایت مجلس اندونزی از برنامه هسته ای ایران " ، " حمایت گروه کشورهای غیرمتعهد از برنامه هسته ای ایران " ، ایران افتخار مردم لبنان است " و ...

این جملات را به کرات در خبرها دیده و شنیده ایم . این روزها اما خبری که در صدر اخبار رسانه های خبری قرار دارد ، خبر اجرای رزمایش موشکی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران و تحلیل های متفاوت و احیاناً متناقض روی آن است . مانوری که در زمانی به اجرا درآمد که دامنه تهدیدات علیه میهن اسلامیمان به بالاترین حد خود رسیده بود و آمریکا و رژیم صهیونیستی بنا بر خبرهای « غیرموثق » خود را برای اقدام نظامی علیه کشورمان آمداه می کردند . آن چه که آمریکا و رژیم صهیونیستی طی هفته های قبل از آغاز رزمایش موشکی سپاه از آن دم می زدند ، انجام یک « حمله » (attack) به ایران بود و در واقع هرگز سخنی از «جنگ» (war) به میان نیامده بود . انجام رزمایش موشکی ایران در این برهه از زمان در واقع ارسال پیامی بود برای متجاوزان و مستکبران که در صورت هر حمله ای از جانب آن ها ، پاسخی بسیار قدرتمند تر از آن دریافت خواهند کرد . در واقع ایران نشان داد که او نیز آماده حمله است و برای دفاع لزومی به جنگ تمام عیار نمی بیند .

در حالی که بسیاری از ملت های مسلمان و عرب در جهان از رزمایش موشکی ایران با افتخار و غرور یاد می کنند ( نمونه اش را می توانید در سایت یوتیوب ببینید . بسیاری از فیلم های این رزمایش توسط اعراب به اشتراک گذاشته شده است ) و در واقع خوشحال شده اند که «خلأ قدرت» در میان جهان اسلام را جمهوری اسلامی ایران به خوبی پر کرده است ، در این میان اما واکنش برخی از هموطنان در محیط سایبر نسبت به این رزمایش سوال برانگیز است ! از آغاز این رزمایش تا کنون به ندرت می توان در وبلاگشهر مطلبی را در حمایت و تجلیل از رزمایش موشکی سپاه مشاهده کرد . بسیاری از وبلاگ نویسان درگیر مباحث سیاسی و جدل هایشان با طیف مخالف هستند و فراموش کرده اند که باید به چه چیزی پرداخت . البته در این میان نقش «سایت های جریان ساز» در بین وبلاگ نویسان را نباید نادیده گرفت . این سایت ها نیز متاسفانه نتوانستند و یا نخواستند که فضای وبلاگ ها را به سمت پرداختن به رزمایش هدایت کنند و در واقع عمداً و یا سهواً فضا را به سمت جدل های سیاسی پیش بردند . تا اینجای ماجرا را انسان تحمل می کند . به هر حال شاید دوستان وبلاگ نویس که بعضاً با نام ارزشی نویس خوانده می شوند ، تشخیص داده اند که به اندازه کافی به رزمایش پرداخته شده است (!) . اما آن چه که باعث حیرت می شود ، سمت گیری برخی از وبلاگ نویسان فارسی در جهت تخریب رزمایش و زیر سوال بردن اصل آن است . وبلاگ هایی که برخی از آن ها از بازدید کننده های بالایی نیز برخوردارند ، با نوشتن مقالاتی انتقادی سعی در القای فضای ترس و دلهره در جامعه را داشته اند .

البته این امر پس از انتشار یک عکس مونتاژی که گفته می شد از جانب خبرگزاری های داخلی ، آن را منتشر کرده است و البته من برای اولین بار آن را از طریق پایگاه اینترنتی روزنامه نیویورک تایمز دیدم ، شدت گرفت . گویی انتشار این عکس باعث سرباز کردن عقده های برخی از وبلاگ نویسان شد .

این عکس مونتاژی ، عکسی است که قبل از شلیک یکی از 4 موشک در کادر گرفته شده است . اصل عکس که نشان می دهد 3 موشک شلیک شده و موشک چهارم هنوز شلیک نشده است از جانب سایت جام جم آنلاین منتشر شده است . چرا این عکس مونتاژ شده است ؟

در حالت اول اگر خبرگزاری های داخلی را عامل انتشار عکس مونتاژ شده بدانیم ، می توان دلیل مونتاژ را زیبا تر شده عکس دانست . البته هر چند بسیار مبتدیانه این امر صورت پذیرفته است . اما فرضیه انتشار داخلی ان اندکی دور از ذهن است . زیرا که اکثر خبرگزاری های داخلی عکس خود را همراه «نام خبرگزاری» در گوشه ی آن ، منتشر می کنند . فارس ، مهر ، ایسنا ، ایرنا و ... همگی عکس های خود را با ذکر نام منتشر می کنند . بنابراین اندکی دور از ذهن است که این عکس کار خبرگزاری های داخلی باشد زیرا که هیچ گونه نامی از خبرگزاری ها در حاشیه آن دیده نمی شود . من نتوانستم این عکس را در خبرگزاری های داخلی پیدا کنم ، اگر کسی از خوانندگان این مطلب آن را در خبرگزاری های فارسی دیده است ، خوشحال می شوم لینک آن را برای من هم بفرستد .

اما حالت دوم این است که این عکس نیز در راستای «عملیات روانی» دشمنان برای دروغ پردازی علیه ایران ، صورت گرفته باشد . این شیوه از کارها در بین رسانه های غربی بسیار رایج است . نمونه های آن در مورد ایران نیز بسیار است . اشتباهات ترجمه سخنان ، ایجاد تغییر در کلام مسوولان ایران و ... بارها از جانب رسانه های غربی مورد استفاده قرار گرفته است .

البته در این میان نباید از «غفلت» رسانه های داخلی در انتشار برخی از عکس ها که مربوط به این رزمایش نبوده چشم پوشی کرد . عملیان روانی به این سادگی ها هم که برخی می پندارند ، نیست .

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نخواهد بود که فیلم شلیک موشک ها به راحتی ثابت می کند که همه موشک ها شلیک شده اند . به یکی از دوستان می گفتم که اگر ایران به این حد از توان مونتاژ رسیده باشد که آن فیلم را نیز به آن زیبایی مونتاژ کرده باشد ، کاری بزرگ انجام داده و این خود یکی دیگر از توانایی های ایران است !!

در پایان این عکس را که یکی از خبرگزاری ها ! منتشر کرده می آورم . ببینید ، این عکس هم مونتاژی است !!!! کسی نمی خواهد روی این عکس هم تحلیلی داشته باشد ؟!!  دوستانی که هر حرفی را باور می کنند ، این یکی را هم باور کنند ، بد نیست !


پ . ن :

- تاسف آور است . همه مسلمانان سایر نقاط جهان ، با افتخار از رزمایش ایران صحبت می کنند اما ما باید در داخل به دفاع از رزمایش و مقابله با دروغ پردازی ها و اثبات شلیک همه موشک ها (!) بپردازیم .

- برای برخی از ارزشی نویس ها هم متاسفم که زمان شناسی و درک «موقعیت زمانی و مکانی» همیشه برایشان سخت است .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 16:53 | لینک  | 

چند راهکار برای ارتقای سطح بلاگفا

 

من بلاگفا را ترک نخواهم کرد . این را به جرأت می گویم . حتی اگر روزی هاستی در اختیار داشته باشم و بتوانم در جای دیگری به کار وبلاگ نویسی ادامه دهم ، کارم را در بلاگفا نیز ادامه خواهم داد . البته اگر بلاگفا تصمیم به اخراج و حذف رصدخانه بگیرد ، آن مقوله دیگری است ! بلاگفا برای من خاطره است . حس نوستالی که از کار کردن با بلاگفا به من دست می دهد ، هرگز این اجازه را به من نمی دهد که بلاگفا را ترک کنم . هر چند شاید برخی با بلاگفا مشکل داشته باشند و مشکلات و دلایلشان منطقی هم باشد ، اما بلاگفا برای من چیز دیگری است .

به همین دلیل و برای ارتقای سطح بلاگفا و بهبود سیستم مدیریتی آن ، چند پیشنهاد ارائه می دهم :

1- امکان آفلاین نویسی : یکی از امکاناتی که امروزه بسیاری از سرویس دهنده های وبلاگ آن را ارائه می کنند ، امکان انتشار مطلب توسط نرم افزارهای پابلیش است . نرم افزارهای بسیاری این امکان را ارائه می دهند که نسخه جدید آفیس نیز از این قاعده مستثنی نیست . این ابزار به کاربران اجازه خواهد داد که به طور کامل مطلب مورد نظر خود را شکل دهند و فقط با چند دقیقه کانکت شدن ، مستقیماً مطلب خود را منتشر کنند . این امکان را به تازگی یکی از سرویس دهنده های فارسی در اختیار کاربرانش قرار داده است . بلاگفا نیز به عنوان یکی از بزرگترین سرویس دهنده های وبلاگ نویسی می تواند در این عرصه بر رقیبان خود پیشی بگیرد .

2- RSS نظرات : نکته دیگری که به حرفه ای تر شدن بلاگفا کمک خواهد کرد اضافه کردن RSS نظرات برای فیدخوان هاست . این روزها خوراک خوانی در وبلاگشهر به شدت رایج شده و همین امر سبب می شود که بهبود سیستم فید بلاگفا امری اجتناب ناپذیر قلمداد شود . هر چند که شاید مدیریت بلاگفا زیاد با این اتفاق فیدخوانی موافق نباشد اما به هر حال این رویداد حادث شده است و ما نباید از سایرین عقب بمانیم .

3- امکان گرفتن پشتیبان از آرشیو وبلاگ : این ابزار را در هیچ سرویس دهنده فارسی و یا خارجی ندیدم ، اما به نظرم به لحاظ فنی ممانعتی برای اضافه کردن این بخش به مدیریت وبلاگ وجود ندارد . با کمی زحمت می توان امکان بک آپ گیری از آرشیو وبلاگ را برای مدیران آن فراهم کرد . این ابزار علاوه بر این که منجر به جذب بسیاری از وبلاگ نویسان خواهد شد ، یک نوآوری بزرگ در عرصه سرویس های وبلاگ نویسی تلقی می شود .

4- امکان ذخیره پیش نویس مطلب : این نکته نیز یکی از نکاتی است که خود من بارها از آن ناحیه ضربه خورده ام ! این که بتوان هر از چندگاهی بخشی از نوشته را به صورت پیش نویس در وبلاگ ذخیره کرد و یا این کار به صورت اتوماتیک هر چند دقیقه یکبار انجام شود ، بسیاری از ناکامی ها در انتشار مطالب را پوشش می دهد . بارها شده که من مطلبی را برای وبلاگ نوشتم ولی به دلیل عدم موفقیت در انتشار آن مجبور به نوشتن مجدد آن مطلب شده ام .

و البته بسیاری از ابزارهایی که می توان برای ارتقای بلاگفا آن ها را به کاربران ارائه کرد . امکاناتی چون هاستینگ رایگان ، اضافه کردن نظرات در صفحه اصلی وبلاگ ، امکان برچسب گذاری مطالب و ...

«««««««««« »»»»»»»»»»

* آن چه که در بالا آمد ، گلچینی از ابزارهایی بود که سرویس دهنده های معروف وبلاگ نویسی همچون وردپرس ، بلاگر ، پرشن بلاگ و ... ارائه می دهند . در بهترین حالت اگر بلاگفا تمامی این ابزارها را به سیستم خود اضافه کند به یک « آلترناتیو » برای سیستم های وبلاگ نویسی تبدیل خواهد شد .

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 18:11 | لینک  | 

اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود . هیچ ایرانی و هیچ مسلمانی ، این جمله را از یاد نخواهد برد . آن روز که رهبر جهان اسلام خمینی کبیر ، این جمله را بر زبان می راند ، می دانست که اسرائیل از صحنه روزگار محو می شود و این امری شدنی است . همانطور که شوروی از صحنه روزگار محو شد . کجاست آن ابرقدرتی که روزگاری جهان را زیر سلطه خود می دید و حتی فکر آن را نمی کرد که روزگاری خواهد آمد که دیگر نامی از آن روی نقشه های جهان نباشد . اما امام امت ، آن زمان را پیش بینی کرده بود . نوشته بود که اگر شوروی به همین منوال ادامه دهد ، دیگر نخواهد بود . رهبر مسلمین جهان ، رهبر قوی ترین ایدئولوژی سیاسی – اجتماعی – معنوی دنیا ، پیش بینی کرده بود که  کمونیستی که روزگاری یکه تاز عرصه نبرد ایدئولوژی های بشری بود ، آن روز دیگر جایی در میان جهانیان نداشت . اما چه سود ؟ چه سود که رهبران شوروی گوش هایشان کر و چشم هایشان کور شده بود و نمی دیدند . نمی شنیدند صدای شکستن ستون های کمونیست و سوسیالیست را ! ابراهیم زمانه تبرش را برافراشته بود و بتان را نقش زمین می کرد . اما آن ها نمی شنیدند .

امروز نیز شرایط همانند آن روزهاست . همان طور که آن روز شوروی فکر نابودی را نمی کرد ، امروز نیز صهیونیست ها نابودی اسرائیل را کلامی هجو و هزل می دانند . امروز وقتی رهبران جهان اسلام بشارت حذف اسرائیل از صحنه گیتی را می دهند ، رهبران صهیونیست های جهان اما این سخنان را به سخره می گیرند . چنان مغرور قدرت های پوشالی خود شده اند که فراموش کرده اند که « عصر ما ، عصر ایدئولوژی است » (*) پنداشته اند که با زور و قدرت می توان در جهان یکه تازی کرد . بیرق لیبرال دموکراسی را برافراشته اند و زیر آن سینه می زنند که این بهترین نظام برای زندگی بشر است . بی خبر از آن که تبر های اسلام ، تبر های ابراهیم و محمد و علی ، دوباره بلند شده اند و اندکی تا فرود آمدن بر سر بت های زمانه فاصله دارند . به صهیونیست ها و حامیانشان انذار داده شد که آن ها نیز در معرض نابودی قرار دارند اما مثل این که آن ها نیز کر و کور گشته اند . و نمی بینند که پرچم اسلام ، به عنوان آخرین راه نجات بشر ، در گوشه و کنار این کره خاکی به اهتزاز درآمده و اندکی راه تا تشکیل دولت کریمه اسلامی باقی مانده است . به زودی تبر اسلام بر سر بت هایی که در هیئتی جدید سربرافراشته اند ، فرود خواهد آمد و دنیا را از چنگال کثیف قدرت های پوشالی در خواهد آرود .

به امید آن روز ...

(*) شهید دکتر مصطفی چمران

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 0:1 | لینک  | 

از فرو ریختن برج کمونیسم تا پرواز موشک های اسلام!

 

پس از قرن ها عقب افتادگی در کشور های اسلامی، انقلاب اسلامی امید تازه ای بود که در قلوب مسلمانان جهان زنده شد. امیدی که نویدبخش آن بود که وقت آن رسیده که اسلام به جایگاه اصلی خود برگردد. سالها بود که مکاتب مختلف بر پایه ی مادی گرایی نظیر کمونیسم ، لیبرالیسم و... عرصه ی فکری جهانیان راتسخیر کرده بودند.وقتی دم از عدالت می زدی یعنی کمونیستی و وقتی از آزادی می گفتی یعنی لیبرال! اسلام در کنج مساجد و خانه ها تعریف شده بود و هیچ جایگاه خاصی در علم و حکومت برایش متصور نبود. ولی اکنون وضع فرق کرده است. شوروی که نماد تمام عیار کمونیسم بود ،در برابر لیبرال دموکراسی غرب طاقت نیاورد و مضمحل شد. کمونیسم شوروی که ادعای آقایی جهان را داشت، اکنون به بزرگترین وارد کننده کالا و فرهنگ از غرب تبدیل شده است. نماد های کمونیسم هر روز از سراسر دنیا برچیده می شوند. کره شمالی که به عنوان نماد مقاوت کمونیستی در برابر غرب معرفی می شد، بالاخره در برابر غرب سر تسلیم فرود آورد تا ثابت شود، مادی گرایی کمونیستی جایی که با مقاومت تا پای جان طرف می شود زانو بر زمین زده و تسلیم می شود. چندی پیش خبرگزاری ها تصاویر فرو ریختن برج خنک کننده ی صنایع هسته ای کره شمالی را که برای اعتماد سازی(!) تخریب شد را پخش کردند. در حقیقت آن برج خنک کننده آخرین نماد مقاوت کمونیستی در برابر غرب بود که ویران شد و آخرین قطره از آبروی کمونیسم با آن کار بر زمین ریخت تا ثابت شود ادعای مقاومت کمونیسم تا برقرای عدالت در سرتاسر دنیا سرابی بیش نبود. اما ایران که اکنون به عنوان نماد مقاومت اسلام در برابر غرب تجلی یافته است، نه تنها در برابر فشار های غرب – که بسیار از آنچه بر سر کره شمالی آمد بیشتر بود- دوام آورده بلکه اکنون به دوران شکوفایی علمی و صنعتی خود نزدیک می شود . پرتاب موشک های ایرانی به واقع تیری بود که به قلب لیبرالیسم شلیک شد. و باید گفت که دور نیست آن زمانی که فرو ریختن برج های لیبرالیسم غرب و نماد های فرهنگی- اقتصادی غرب را نیز شاهد باشیم.

 

 

نوشته شده توسط ف.س در ساعت 11:18 | لینک  | 

فتنه کارگزاران (1)

ما لیبرال دموکراتیم !

» مقدمه : فعالیت های مشکوک و مرموز روزنامه کارگزاران ، ارگان رسمی حزب کارگزاران سkargozaranازندگی ، برآنمان داشت تا طی سلسله مباحثی به بررسی عملکرد حزب کارگزاران سازندگی و روزنامه اش ، بپردازیم . این نخستین پست از پرونده « فتنه کارگزاران » خواهد بود .  //

 

« من خیلی خشنود شدم وقتی شنیدم پاره ای از کارگزاران صریحا اعلام کردند ما لیبرال هستیم » این سخنانی بود که دکتر عبداکریم سروش در منزل عبدالله نوری و پس از اعلام رسمی حزب کارگزاران سازندگی نسبت به لیبرال دموکرات بودن این حزب ، به بیان آن ها پرداخته بود . خوشحالی دکتر سروش از آن جهت است که بالاخره تلاش همه جانبه حلقه کیان ، که او از اعضای مهم و سردمداران این حلقه بود ، برای ورود ایدئولوژی های غربی و اصطلاحات فلسفه غرب به ایران اسلامی جواب داده بود و همزمان و در یک بازه 1 ماهه 3 حزب ایران ( اعتماد ملی ، کارگزاران سازندگی ، مشارکت ) سعی در هویت بخشی به خود با استفاده از این اصطلاحات داشتند .

حزب کارگزاران سازندگی را یکی از احزاب دوم خردادی لغب داده اند . نه از آن جهت که جهت گیری های آن در راستای حرکت احزاب دوم خردادی است که در این باب این حزب هنوز نتوانسته جهتی مشخص را برای خود برگزیند و به قول معروف فعلاً با وزش باد ، این حزب تغییر جهت می دهد . اما از این جهت این حزب را دوم خردادی می نامند که درست در زمان حادثه دوم خرداد و پس از تشکیل دولت هفتم ، این حزب نیز تاسیس شد . پس از پایان کار دولت سازندگی ، 9 نفر از وزرا به همراه 5 نفر از معاونین دولت ششم تصمیم به تاسیس حزبی با نام کارگزاران سازندگی گرفتند . که البته با مخالفت برخی مسئولین عالی رتبه با حضور وزرا در راس حزب ، این حزب با حضور 5 نفر از معاونین در شورای مرکزی حزب و تعدادی دیگر از چهره های معروف نظام ، اعلام موجودیت کرد . در بدو کار و طی فعالیت 8 ساله دولت اصلاحات ، حزب کارگزاران سازندگی فروغی نداشت و تنها با حضور در کابینه دولت و در واقع سهم گیری از دولت خاتمی ، سعی در زنده نگه داشتن بدنه خود را داشت . البته در این میان روزنامه کارگزاران سازندگی نیز به عنوان ارگان رسمی حزب کارگزاران سازندگی ، فعالیت می کرد . اما این روزنامه نیز به دلیل مواضع منفعلانه و همسوی خود با روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی ، چندان مورد توجه نبود . تا این که کارگزاران سازندگی با دور نهم انتخابات ریاست جمهوری به نظر جانی تازه گرفت . حضور سردار سازندگی در انتخابات نیز شور کارگزاران را برای حضور فعالانه در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر می کرد هر چند که موضع گیری های چند سویه حزب کارگزاران سازندگی در زمان انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز کاملاً مشهود بود به طوری که در دور اول انتخابات روزنامه کارگزاران با انتشار مقالاتی ، حمایت از معین را به ذهن متبادر می ساخت اما به هر حال در دور دوم انتخابات ، کارگزاران رسماً و با قدرت حمایت خود را از آقای هاشمی رفسنجانی اعلام داشت . پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد در دور دوم انتخابات و تشکیل دولت نهم اما حزب کارگزاران سازندگی و روزنامه اش توانست در یک بعد از حرکتش بالاخره جهتی مشخص را برگزیند . مخالفت و تخریب دولت نهم ! طی این بازه 3 ساله ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد مواضع این حزب در برابر دولت به وضوح بیانگر مشی تخریب گرانه ی حزب کارگزاران در برابر دولت نهم ، دارد . اما این مواضع موضوع نوشتار حاضر نیست که خود نوشتاری دیگر را می طلبد . موضوع این نوشته تحلیلی بر چگونگی لیبرال دموکرات شدن حزب کارگزاران سازندگی است .   marashi

خرداد 1385 ؛ محمد حسین مرعشی ، فردی که به تازگی به سخنگویی حزب کارگزاران سازندگی برگزیده شده بود ، طی اظهاراتی عجیب و با افتخار اعلام کرد که حزب کارگزاران ، حزبی لیبرال دموکرات مسلمان (!) است .  پس از این اظهارات عجیب بسیاری از نیروهای انقلاب با بررسی و تحلیل این سخنان به نفی و تقابل اسلام و لیبرالیسم پرداختند که در این میان روزنامه کیهان و البته محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی به طور آشکار این سخنان را در مقابل مواضع اسلامی دانستند . حبیبی درباره ادعای لیبرالیست بودن حزب کارگزاران چنین بیان می دارد :

« وقتی سردمداران این جریان به لائیک بودن خود افتخار می کنند، چطور یک حزب مسلمان که خود را پایبند به قانون اساسی، خط امام و ولایت فقیه می داند از ایدئولوژی آنها دفاع می کند؟ »

این سخنان حبیبی اما بی پاسخ نماند و مورد هجمه افرادی از درون حزب کارگزاران و سایر احزاب دوم خردادی قرار گرفت . هجمه هایی که به طور آشکار نشان از بی اطلاعی و بی منطقی آن ها داشت .

لیبرال دموکراسی را ( که جان لاک مدافع اصلی آن است و جرمی بنتام نیز در این باب نظریه هایی دارد ) بسیاری ناسازگار با اسلام و اصولش می دانند . جان لاک به اصالت فرد معتقد است و بنتام به اصالت سود . در واقع لیبرالیسم بر این باور است که اگر منافع فرد تامین شود در واقع منافع جامعه تامین شده است . که این خود در بدو امر تناقضاتی با اسلام پیدا می کند . اسلام هم به منافع فرد و هم به منافع جمع اصالت می دهد و در این حوزه در برخی موارد منافع جمع بر منافع فرد اولویت می یابد . که البته منفعت فرد در این بخش دیدگاه اخروی پیدا می کند . اما با توجه به این که لیبرالیسم به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارد ، همین امر باعث می شود که لیبرال دموکراسی با حذف منافع اخروی از صحنه به این نتیجه برسد که منافع فرد ارجعیت بر همه چیز دارد .

بگذریم ! موضوع بحث ما این نبود . فقط به جهت اشاره ای بود که روشن شود که یک مسلمان نمی تواند لیبرال دموکرات باشد . اما این که چرا یک حزب که داعیه دار پیروی از اسلام و ولایت است این چنین اظهار نظرات متناقض با اسلام را می کند ، جای سوال و بررسی دارد .

پس از این اظهارات مرعشی و مخالفت های صورت گرفته با آن انتظار می رفت که حزب کارگزاران و شخص مرعشی عقب نشینی هایی را در این مورد انجام دهند اما نه تنها عقب نشینی حاصل نشد بلکه در ادامه این اظهارات ، جبارزاده از اعضای مرکزی حزب کارگزاران به دفاع از سخنان مرعشی پرداخته و دبیرکل موتلفه را با اتهاماتی واهی مورد هجمه قرار داد !

این جریان نشان از آن داشت که حزب کارگزاران سازندگی که از حضور افرادی همچون محمد هاشمی ، عطاء الله مهاجرانی ، غلام حسین کرباسچی ، محسن هاشمی ، علی هاشمی ، اسحاق جهانگیری و ... که همگی از اشخاص نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت هستند ، سود می جست ، به جریانی انحرافی در مسیر انقلاب مبدل شده است .

* در پست های بعدی به طور دقیق تری تاریخچه کارگزاران سازندگی را مورد بررسی قرار خواهیم داد .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 21:6 | لینک  | 

قرار بود لشگر هفتاد و هفت خراسان و یک لشگر دیگر ، عملیات ادغامی داشته باشند . یک روز جلسه مشترکی با فرمانده لشگر برقرار شد . رفتیم اتاق توجیه لشگر هفتاد و هفت و نشستیم به صحبت درباره عملیات .

اول رده های بالای فرماندهی شروع کردند ؛ روی نقشه ای که با دیوار زده بودند ، مانور می کردند و حرف می زدند . نوبت رسید به فرمانده تیپها . هم بچه های ارتش صحبت کرده بودند ، هم بچه های سپاه . زمینه حرف ها ، بیشتر روی جنبه های کلاسیکی و تاکتیکی بود . این که مثلاً : ما چند تانک داریم ، دشمن چند تا دارد ، ما چقدر نیرو داریم ، دشمن چقدر ، آتش تهیه چطور باید باشد ، یا چطور باید مانور کنیم و ... .

حاجی برونسی آن وقت ها فرمانده تیپ شده بود ، تیپ هجده جوادالائمه (ع) . مسئولیت رکن دوم تیپ هم با من بود . درست نشسته بودم کنارش . بالاخره نوبت رسید به تیپ ما . حاجی بلند شد و رفت جلو . با آن ظاهر ساده و روستایی اش ، گیرایی خاصی داشت . همه نگاهش می کردند . با خودم گفتم حالا حاجی چی می خواد بگه توی این جمع ؟

بعد از گفتن بسم الله و خواندن آیه و حدیث ، مکثی کرد و گفت : درباره قضایای تاکتیکی ، به اندازه کافی صحبت شد ، البته لازم هم بود ، ولی دیگه بسه . من می خوام با اجازه شما ، بزنم تو یه کانال دیگه . می خوام بگم باید مواظب باشیم خیلی غرور ما رو نگیره !

این را گفت و زد به جنگ های صدر اسلام ؛ جنگ احد . از غروری که باعث شکست نیروهای اسلام شد ، حرف زد . ادامه داد : حالا هم تاکتیک و این حرف ها خیلی نباید ما رو مغرور کنه . نگین عراق تانک داره ، ما هم داریم . نگین عراق توپ داره ، ما هم داریم . اول جنگ یادتون میاد ؟ یادتون هست چطوری پدرش رو در آوردیم . متاسفانه ما ترکش این جور چیزها رو بعضی وقت ها خوردیم ، ولی عبرت نگرفتیم . من نمی خوام بگم بحث های تاکتیکی به درد نمی خوره ، اتفاقاً خیلی هم لازمه ، ولی از عقیده و معنویات هم نباید غافل بشیم ، از این که اصلاً پایه و اساس و زیربنای جنگ ما به خاطر چی هست .

جو جلسه یکدفعه ، از این رو به اون رو شد . تو ظرف چند ثانیه ، صدای گریه از هر طرف بلند شد . همه بدون استثنا گریه می کردند ، آن هم چه گریه ای ! ...

« خاک های نرم کوشک »

« سعید عاکف »

پ . ن :

راستش وقتی داشتم این مطلب رو برای وبلاگ می نوشتم فکر کردم که چقدر با موقعیت امروز ما تطابق داره ! یه کم فقط باید دقت کنیم !  گاهی وقت ها بد نیست کانالمون رو عوض کنیم !

نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 16:59 | لینک  | 

- یحیی کمی درباره عشق برایم صحبت کن .

- عشق را از « عشقه » گرفته اند . گیاهی که در باغ در بن درخت پدید آید و در درخت پیچد . همچنان می رود تا همه درخت را فرا گیرد و چنانش در شکنجه کشد که در رگ درخت ، نم نماند . تا آنگاه که درخت خشک شود ...


« قلندر و قلعه »
« سید یحیی یثربی »

 

پ . ن

- تا آماده شدن پست های کارگزاران می خواهم اندکی جهت مطالب را عوض کنم .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 23:24 | لینک  | 

« به زودی همه اسیران لبنانی و تعدای از اسرای فلسطینی از بند زندان های رژیم صهیونیستی آزاد خواهند شد .»

این خبری است که در چند روز اخیر در محافل خبری دنیا دهان به دهان مhezbollahی چرخد و عده ای را شاد و اندکی ار نیز سرخورده و خشمگین کرده است .

توافقنامه اخیر حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی بر سر تبادل اسرا ابعاد بسیار مهم و گسترده ای را داراست .

نخستین تبادل اسرا بین حزب الله و رژیم صهیونیستی در سال 2004 صورت گرفت . آن زمان حزب الله و رژیم صهیونیستی با واسطه گری طرف آلمانی بر سر تبادل اسرا و اجساد به توافق زسیدند . لیستی از اسیران که حزب الله خواهان آزادی آنان بود در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده شده بود و رژیم صهیونیستی نیز آزادی آنان را پذیرفته بود . همه چیز مطابق برنامه پیش می رفت تا این که مشخص شد که رژیم صهیونیستی مطابق مشی همیشگی خود که همانا خدعه و نیرنگ است ، این بار نیز خیانت کرده بود و سه تن از اسیرانی را که نامشان در فهرست حزب الله آمده بود آزاد نکرد . اما متاسفانه کار از کار گذاشته بود و نمی شد کاری کرد . زیرا که اسیران برای مبادله به طرف آلمانی تحویل شده بودند و حزب الله تا لحظه تحویل اسرا خبری از این موضوع نداشت . یکی از آن سه تن که در بند رژیم صهیونیستی باقی مانده بودند ، سمیرالقنطار بود که سید حسن نصرالله از آن با نام سرسلسله اسیران یاد کرده بود و آزادی او به آرمانی ملی و مردمی تبدیل شده بود . سید حسن نصرالله در مراسم جشنی که به مناسبت آزاد شدن اسیران برگزار شد ضمن اعلام این که سمیرالقنطار نیز باید آن روز در کنار سایر اسیران بر روی صندلی های لبنان می نشست ، ضمن احمق خواندن اسرائیلی ها به دلیmoghavematل آزاد نکردن سمیر ، با اشاره به عکس نیروهای مقاومت اسلامی که در پشت سرش بود ، برخورد نظامی را به عنوان راه حل آزادی بقیه اسیران از چنگال رژیم صهیونیستی اعلام کرد . این سخنان سید حسن تا ژوئيه ی سال 2006 ادامه پیدا کرد تا این که نیروهای مقاومت اسلامی اعلام کردند که توانسته اند 2 تن از نظامیان صهیونیست را در مرز لبنان به اسارت در آورند . حالا حزب الله می توانست از موضع قدرت در مقابل صهیونیست ها صحبت کند . سید حسن پس از انتشار خبر اسارت نظامیان صهیونیست به دست حزب الله ، اعلام کرد که :

« این اسرا نزد ما خواهند ماند و به دیارشان بازنمی گردند مگر تنها به یک صورت ، مذاکره غیرمستقیم و تبادل اسرا »

این سخنان سید حسن به ضوح راه حل مساله را بیان می کرد . اما رژیم صهیونیستی که هیچ گاه شکست و تسلیم را برنمی تابید در پاسخ به این سخنان سید حسن اعلام کرد که تصمیم به نابودی حزب الله و حذف آن از صحنه سیاسی و نظامی لبنان گرفته است ! و همین آغازی بود بر جنگ 33 روزه حزب الله و رژیم صهیونیستی . ادامه ماجرا که بر همگان روشن است . « شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه »

پس از آن که رژیم صهیونیستی متوجه شد که توانایی شکست حزب الله را ندارد ، این روزها گویا عقب نشینی و تسلیم را راهبرد خود در برابر حزب الله قرار داده است . رژیم صهیونیستی که هیچ گاه حتی فکر تسلیم در برابر یک نیروی چند ده هزار نفری را نمی کرد  امروز بیچاره و ناتوان اعلام کرده است که درخواست های حزب الله برای آزادی اسیرانش را پذیرفته است .

اما این عقب نشینی و تسلیم رژیم صهیونیستی در مقابل خواسته های حزب الله را می توان از چند دیدگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد :

نخست ،  رژیم صهیونیستی سعی دارد با این اقدام خود در واقع مانع و معضل حزب الله را از سر راه خود بردارد و با آسودگی به اقدامات خود در فلسطین اشغالی و سوریه بپردازد .

دوم ،  رژیم صهیونیست قصد دارد تا وجهه ای مثبت را نزد افکار عمومی جهان به دست آورده و خود را در موضع مظلومیت قرار دهد .

سوم ، می توان این اقدام رژیم صهیونیستی را در راستای همراه کردن مردم لبنان با خود در مقابل اقدامات احتمالی حزب الله که در آینده علیه این رژیم صورت خواهد داد ، توصیف کرد . به هر حال اگر اسرا لبنانی به لبنان تحویل داده شوند ، حزب الله دیگر بهانه ای برای به اجرا گذاشتن اقدامی نظامی علیه رژیم صهیونیستی را نخواهد داشت .

 حال به این موضوع می پردازیم که هر یک از احتمالات بالا تا چه اندازه احتمال وقوع خواهد داشت ؟ درباره مورد اول و دوم ، یعنی برداشتن مانع حزب الله و همچنین همراه کردن مردم لبنان ، باید گفت که موضوع اسرای لبنانی تنها یکی از مسائل موجود در بین حزب الله و رژیم صهیونیستی است . حزب الله و رژیم صهیونیست در نقاط مختلفی در مقابل هم قرار دارند . مسائلی چون مساله مزارع شبعا همان طور که در کنفرانس مطبوعاتی سید حسن نصرالله اعلام شد ، همچنان بین حزب الله و رژیم صهیونیستی حل نشده باقی مانده است . بنابراین این فکر که با مبادله اسرا بین اسرائیل و حزب الله مساله حزب الله برای رژیم صهیونیسی حل شده است ، فکری باطل و غیرقابل تحقق است .

اما مورد دوم یعنی وجهه مثبت بین المللی نیز برای رژیم صهیونیستی هرگز امکان پذیر نخواهد بود . جنایاتی که رژیم صهیونیستی هر روز در سرزمین های اشغالی مرتکب می شود لحظه ای اجازه خوش بینی انسان ها را نسبت به این رژیم نمی دهد . هر چه اسرائیل تلاش کند که با چنین اقداماتی مردم دنیا را با خود همراه سازد ، موفق نخواهد شد .

البته موضوع جمهوری اسلامی ایران را نیز می توان یکی از دلایل آزادی اسرای لبنانی برشمرد . به طور مبالغه آمیزی می توان چنین تصور نمود که رژیم صهیونیستی قصد دارد تا با تبادل اسرای خود با حزب الله مانع از حمایت حزب الله ایران در صورت اقدام نظامی این رژیم علیه ایران ، شود . البته از آن جهت این مورد را مبالغه آمیز دانستم که با توجه به شواهد و قراین احتمال اقدام نظامی رژیم صrahbariهیونیستی علیه ایران بسیار ناچیز است . اما نمی توان از کینه توزی های همیشگی این رژیم نسبت به جمهوری اسلامی چشم پوشید . اما موضع حزب الله در قبال ایران موضعی بسیار روشن و شفاف است . موضعی که مشخص می کند که در صورت اقدام نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران ، این رژیم چه پاسخی را از طریق یار و متحد همیشگی ایران در منطقه یعنی حزب الله دریافت خواهد کرد: « ما افتخار می کنیم که در حزب ولایت فقیه هستیم . » این جمله بار معنایی بسیاری را برای سیاستمداران و فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی دربر دارد . البته اگر بیاندیشند !

به هر حال آن چه که مسلم است فارغ از علت چنین اقدامی از جانب رژیم صهیونیستی ، حزب الله پیروزی بزرگ دیگری را در برابر رژیم صهیونیستی به دست آورده است و این اتفاق ثمره هیچ چیز نیست مگر مقاومت و پایداری مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه و مسائل پس از آن . در پایان باید گفت که امروز اگر سید حسن افتخار می کند که در حزب ولایت فقیه است ، ما نیز افتخار می کنیم که در حزب الله هستیم .

---------------------------------------------------------------------------

پ . ن

- سرمقاله این هفته شهروند امروز هم خواندنی بود . آقای قوچانی این روزها حسابی متفکر شده است و به مغزش بیش از حد فشار می آورد . نگران سلامتی ایشان گشته ام .

- این سخنان رهبری پس از وقایع 18 تیر و کوی دانشگاه را همیشه مرور می کنم :

rahbar« يك نكته هم به اين خطّ و خطوط سياسى عرض كنيم. آقايانى كه سردمداران خطوط سياسى و گرايشهاى سياسى هستيد، حالا برسيد به اين حرفى كه ما مى‏گوييم شما خوديها وقتى سر قضاياى بيهوده اين‏طور با هم درگير مى‏شويد، دشمن سوءاستفاده مى‏كند؛ بفرماييد، اين يك نمونه؛ ديديد دشمن چطور استفاده كرد؟! ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد؟! اين مسائل را كنار بگذاريد. البته ما اصرار نداريم كه همه يك طور فكر كنند؛ اما براى كار سياسى و درگيرى سياسى، حدّى قائل شويد و خطّ قرمزى بگذاريد. بى‏حساب و كتاب با هم مبارزه نكنيد كه آن‏قدر مشغول شويد كه به دشمن اجازه دهيد اين‏طور بيايد و داخلِ اين ميدانها بشود. سرِ اين قضيه قانون مطبوعات و سرِ قضاياى گوناگو