یکشنبه شانزدهم تیر 1387
« به زودی همه اسیران لبنانی و تعدای از اسرای فلسطینی از بند زندان های رژیم صهیونیستی آزاد خواهند شد .»
این خبری است که در چند روز اخیر در محافل خبری دنیا دهان به دهان م
ی چرخد و عده ای را شاد و اندکی ار نیز سرخورده و خشمگین کرده است .
توافقنامه اخیر حزب الله لبنان با رژیم صهیونیستی بر سر تبادل اسرا ابعاد بسیار مهم و گسترده ای را داراست .
نخستین تبادل اسرا بین حزب الله و رژیم صهیونیستی در سال 2004 صورت گرفت . آن زمان حزب الله و رژیم صهیونیستی با واسطه گری طرف آلمانی بر سر تبادل اسرا و اجساد به توافق زسیدند . لیستی از اسیران که حزب الله خواهان آزادی آنان بود در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده شده بود و رژیم صهیونیستی نیز آزادی آنان را پذیرفته بود . همه چیز مطابق برنامه پیش می رفت تا این که مشخص شد که رژیم صهیونیستی مطابق مشی همیشگی خود که همانا خدعه و نیرنگ است ، این بار نیز خیانت کرده بود و سه تن از اسیرانی را که نامشان در فهرست حزب الله آمده بود آزاد نکرد . اما متاسفانه کار از کار گذاشته بود و نمی شد کاری کرد . زیرا که اسیران برای مبادله به طرف آلمانی تحویل شده بودند و حزب الله تا لحظه تحویل اسرا خبری از این موضوع نداشت . یکی از آن سه تن که در بند رژیم صهیونیستی باقی مانده بودند ، سمیرالقنطار بود که سید حسن نصرالله از آن با نام سرسلسله اسیران یاد کرده بود و آزادی او به آرمانی ملی و مردمی تبدیل شده بود . سید حسن نصرالله در مراسم جشنی که به مناسبت آزاد شدن اسیران برگزار شد ضمن اعلام این که سمیرالقنطار نیز باید آن روز در کنار سایر اسیران بر روی صندلی های لبنان می نشست ، ضمن احمق خواندن اسرائیلی ها به دلی
ل آزاد نکردن سمیر ، با اشاره به عکس نیروهای مقاومت اسلامی که در پشت سرش بود ، برخورد نظامی را به عنوان راه حل آزادی بقیه اسیران از چنگال رژیم صهیونیستی اعلام کرد . این سخنان سید حسن تا ژوئيه ی سال 2006 ادامه پیدا کرد تا این که نیروهای مقاومت اسلامی اعلام کردند که توانسته اند 2 تن از نظامیان صهیونیست را در مرز لبنان به اسارت در آورند . حالا حزب الله می توانست از موضع قدرت در مقابل صهیونیست ها صحبت کند . سید حسن پس از انتشار خبر اسارت نظامیان صهیونیست به دست حزب الله ، اعلام کرد که :
« این اسرا نزد ما خواهند ماند و به دیارشان بازنمی گردند مگر تنها به یک صورت ، مذاکره غیرمستقیم و تبادل اسرا »
این سخنان سید حسن به ضوح راه حل مساله را بیان می کرد . اما رژیم صهیونیستی که هیچ گاه شکست و تسلیم را برنمی تابید در پاسخ به این سخنان سید حسن اعلام کرد که تصمیم به نابودی حزب الله و حذف آن از صحنه سیاسی و نظامی لبنان گرفته است ! و همین آغازی بود بر جنگ 33 روزه حزب الله و رژیم صهیونیستی . ادامه ماجرا که بر همگان روشن است . « شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه »
پس از آن که رژیم صهیونیستی متوجه شد که توانایی شکست حزب الله را ندارد ، این روزها گویا عقب نشینی و تسلیم را راهبرد خود در برابر حزب الله قرار داده است . رژیم صهیونیستی که هیچ گاه حتی فکر تسلیم در برابر یک نیروی چند ده هزار نفری را نمی کرد امروز بیچاره و ناتوان اعلام کرده است که درخواست های حزب الله برای آزادی اسیرانش را پذیرفته است .
اما این عقب نشینی و تسلیم رژیم صهیونیستی در مقابل خواسته های حزب الله را می توان از چند دیدگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد :
نخست ، رژیم صهیونیستی سعی دارد با این اقدام خود در واقع مانع و معضل حزب الله را از سر راه خود بردارد و با آسودگی به اقدامات خود در فلسطین اشغالی و سوریه بپردازد .
دوم ، رژیم صهیونیست قصد دارد تا وجهه ای مثبت را نزد افکار عمومی جهان به دست آورده و خود را در موضع مظلومیت قرار دهد .
سوم ، می توان این اقدام رژیم صهیونیستی را در راستای همراه کردن مردم لبنان با خود در مقابل اقدامات احتمالی حزب الله که در آینده علیه این رژیم صورت خواهد داد ، توصیف کرد . به هر حال اگر اسرا لبنانی به لبنان تحویل داده شوند ، حزب الله دیگر بهانه ای برای به اجرا گذاشتن اقدامی نظامی علیه رژیم صهیونیستی را نخواهد داشت .
حال به این موضوع می پردازیم که هر یک از احتمالات بالا تا چه اندازه احتمال وقوع خواهد داشت ؟ درباره مورد اول و دوم ، یعنی برداشتن مانع حزب الله و همچنین همراه کردن مردم لبنان ، باید گفت که موضوع اسرای لبنانی تنها یکی از مسائل موجود در بین حزب الله و رژیم صهیونیستی است . حزب الله و رژیم صهیونیست در نقاط مختلفی در مقابل هم قرار دارند . مسائلی چون مساله مزارع شبعا همان طور که در کنفرانس مطبوعاتی سید حسن نصرالله اعلام شد ، همچنان بین حزب الله و رژیم صهیونیستی حل نشده باقی مانده است . بنابراین این فکر که با مبادله اسرا بین اسرائیل و حزب الله مساله حزب الله برای رژیم صهیونیسی حل شده است ، فکری باطل و غیرقابل تحقق است .
اما مورد دوم یعنی وجهه مثبت بین المللی نیز برای رژیم صهیونیستی هرگز امکان پذیر نخواهد بود . جنایاتی که رژیم صهیونیستی هر روز در سرزمین های اشغالی مرتکب می شود لحظه ای اجازه خوش بینی انسان ها را نسبت به این رژیم نمی دهد . هر چه اسرائیل تلاش کند که با چنین اقداماتی مردم دنیا را با خود همراه سازد ، موفق نخواهد شد .
البته موضوع جمهوری اسلامی ایران را نیز می توان یکی از دلایل آزادی اسرای لبنانی برشمرد . به طور مبالغه آمیزی می توان چنین تصور نمود که رژیم صهیونیستی قصد دارد تا با تبادل اسرای خود با حزب الله مانع از حمایت حزب الله ایران در صورت اقدام نظامی این رژیم علیه ایران ، شود . البته از آن جهت این مورد را مبالغه آمیز دانستم که با توجه به شواهد و قراین احتمال اقدام نظامی رژیم ص
هیونیستی علیه ایران بسیار ناچیز است . اما نمی توان از کینه توزی های همیشگی این رژیم نسبت به جمهوری اسلامی چشم پوشید . اما موضع حزب الله در قبال ایران موضعی بسیار روشن و شفاف است . موضعی که مشخص می کند که در صورت اقدام نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران ، این رژیم چه پاسخی را از طریق یار و متحد همیشگی ایران در منطقه یعنی حزب الله دریافت خواهد کرد: « ما افتخار می کنیم که در حزب ولایت فقیه هستیم . » این جمله بار معنایی بسیاری را برای سیاستمداران و فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی دربر دارد . البته اگر بیاندیشند !
به هر حال آن چه که مسلم است فارغ از علت چنین اقدامی از جانب رژیم صهیونیستی ، حزب الله پیروزی بزرگ دیگری را در برابر رژیم صهیونیستی به دست آورده است و این اتفاق ثمره هیچ چیز نیست مگر مقاومت و پایداری مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه و مسائل پس از آن . در پایان باید گفت که امروز اگر سید حسن افتخار می کند که در حزب ولایت فقیه است ، ما نیز افتخار می کنیم که در حزب الله هستیم .
---------------------------------------------------------------------------
پ . ن
- سرمقاله این هفته شهروند امروز هم خواندنی بود . آقای قوچانی این روزها حسابی متفکر شده است و به مغزش بیش از حد فشار می آورد . نگران سلامتی ایشان گشته ام .
- این سخنان رهبری پس از وقایع 18 تیر و کوی دانشگاه را همیشه مرور می کنم :
« يك نكته هم به اين خطّ و خطوط سياسى عرض كنيم. آقايانى كه سردمداران خطوط سياسى و گرايشهاى سياسى هستيد، حالا برسيد به اين حرفى كه ما مىگوييم شما خوديها وقتى سر قضاياى بيهوده اينطور با هم درگير مىشويد، دشمن سوءاستفاده مىكند؛ بفرماييد، اين يك نمونه؛ ديديد دشمن چطور استفاده كرد؟! ديديد دشمن چگونه نيش خود را زد؟! اين مسائل را كنار بگذاريد. البته ما اصرار نداريم كه همه يك طور فكر كنند؛ اما براى كار سياسى و درگيرى سياسى، حدّى قائل شويد و خطّ قرمزى بگذاريد. بىحساب و كتاب با هم مبارزه نكنيد كه آنقدر مشغول شويد كه به دشمن اجازه دهيد اينطور بيايد و داخلِ اين ميدانها بشود. سرِ اين قضيه قانون مطبوعات و سرِ قضاياى گوناگون ديگر، چه جنجال و چه دعوايى به راه افتاد! همهاش مسائل خطّ و خطوط! براى چه؟ براى اين كه قانونى در مجلس تصويب مىشود! من به يك جريان سياسى خاص اشاره نمىكنم؛ خطاب من به همه است. براى من، آن خطّ و اين خط و هر خطّ سياسى و سليقه سياسى ديگر، تفاوت نمىكند. براى من، مناط و ملاك، راه خدا و راه امام و راه اسلام و حفظ كشور و رعايت مصالح مردم و حفظ آينده كشور مطرح است. براى من فرقى نمىكند كه فلان كس متعلق به خطّ «الف» است، فلان كس متعلّق به خط «ب» است. من به همه عرض مىكنم؛ شما هم هشيار باشيد. »
- شهادت امام هادی (علیه السلام ) را تسلیت می گوییم . امروز گزارشی را از شبکه خبر از سامرا دیدم . آدم این صحنه ها را که می بیند می فهمد که ائمه حتی در زمان حال هم چگونه مظلوم مانده اند .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:26 |
لینک
|
شنبه پانزدهم تیر 1387
با یک
بال نمی شد !
خوب بگو ببینم ، خواب را تعریف کن .
آقا ! چندی پیش در خواب دیدم که بر پشت بام خانه مان هستم و
آسمان را نگاه می کنم . دلم می خواست که پرواز کنم و تا دوردست ها بروم . بر شانه
راست خود بالی داشتم . بال می زدم ، بال می زدم ، اما هنوز از زمین جدا نشده ، فرو
می افتادم . با یک بال نمی شد . به دنبال بال دیگرم بودم . بی اختیار فریاد می زدم
« بال دیگرم کو ؟ » دستی از دور به نقطه ای اشاره می کرد . مردی را دیدم که بالی
در دست دارد . انگار لنگه دیگر بال من است . به طرفش دویدم تا بال را بگیرم اما
...
قلندر و قلعه
سید یحیی یثربی
پ . ن
- قالب جدید وبلاگ هم نصب کردم . البته شاید آن
چیزی که می خواستم نشد . اما باشد تا بعد .
- در مورد قالب هم اگر نظر بدهید ممنون می شوم .
- به زودی یک سری پست جالب در رابطه با کارگزاران سازندگی خواهم نوشت به
همراه ف . س عزیز !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 18:57 |
لینک
|
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
بسم الله
چه کسی سکان عملیات رسانه غرب (بخوانید صهیونیست) در ایران را در دست دارد ؟

خیلی وقت بود که می خواستم بحث روزنامه اعتماد ملی و عملکردش را طی این مدتی که کار خود را آغاز کرده بررسی کنم . اما خوب موقعیت و شاید ضرورت نوشتن روی مباحث دیگری بود . اما صحبت های اخیر آقای منتجب نیا و همچنین اقدام روزنامه اعتماد ملی در چاپ این صحبت ها ، برآنم داشت تا به بررسی عملکرد اعتماد ملی بپردازم .
زمانی که نتیجه دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم اعلام شد و مشخص شد که دکتر احمدی نژاد به همراه جناب هاشمی به دور دوم انتخابات راه یافته اند و بقیه کاندیداها از دور رقابت برای ریاست جمهوری خارج شده اند ، آقای کروبی فریاد تقلب در انتخابات را سر دادند و با ذکر این نکته که چطور ممکن است که با 3 ساعت خوابیدن ایشان نتیجه عوض شود ، سعی در القای نادرست بودن نتیجه انتخابات را داشتند . این پروژه ایشان با نوشتن نامه به رهبر معظم انقلاب و درخواست بازخوانی آرا برخی حوزه ها ابعاد وسیع تری به خود گرفت که البته با درایت و اقتدار رهبری ، متوقف شد . پس از این اتفاقات جناب کروبی رسماً اعلام کرد که تصمیم به تاسیس حزب به منظور حفظ جمهوریت نظام گرفته است . مقدمات تاسیس حزب با همکاری تنی چند از همراهان آقای کروبی از جمله جواد اطاعت ، الیاس حضرتی ، محمد جواد حق شناس و البته رسول منتجب نیا فراهم آمد و بالاخره در آبان ماه سال 1384 حزب اعتماد ملی رسماً اعلام موجودیت کرده و نخستین جلسه خود را در 24 آبان 84 برقرار کرد .
اما مساله در همین جا تمام نشد . حزب اعتماد ملی که هدف خود را درک و رسیدن به افکار و اندیشه های امام قرار داده بود ! برای تحقق این اهداف نیاز به رسانه ای قوی و پرمخاطب ! داشت . بدین منظور روزنامه اعتماد ملی به عنوان ارگان رسمی حزب اعتماد ملی فعالیت خود را آغاز کرد . جهت گیری های روزنامه اعتماد ملی در همان آغاز کار جهت روشن و انقلابی نبود . به طوری که بر خلاف نظر آقای کروبی که اصل تخریب هر دولتی را در سخنرانی خود در زمان اولین جلسه حزب ، مذموم می دانست ، این روزنامه از همان آغاز با همراهی تعداد زیاد روزنامه های زنجیره ای به فعالیت تخریبی علیه دولت مکتبی و مردمی نهم اقدام ورزید . اما موضع جالب این روزنامه درباره صحبت های رئیس جمهور در باب هلوکاست آغازی بود برای حرکت های صهیونیست دوستانه آن . پس از صحبت های رئیس جمهور در باب هلوکاست و درخواست بازخوانی تاریخ در این باره ، به ناگاه روزنامه اعتماد ملی به تکاپو افتاد و تلاش خود را برای اثبات درستی هلوکاست ! به کار گرفت . از جمله با انتشار مقالاتی چون بررسی تبعات انکار هلوکاست ، سعی در القای درستی هلوکاست و دروغ پراکنی رئیس جمهور را داشت . این البته اولین اقدام آشکار روزنامه اعتماد ملی در راستای حمایت از رژیم صهیونیستی بود . جنبه های حمایتی این روزنامه از صهیونیست ها همه روزه و در متن خبرهایی که از فلسطین اشغالی و تحولات آن مخابره می کند قابل رویت است . برای مثال میزان استفاده از واژه اسرائیل به جای واژه درخور رژیم صهیونیستی در این روزنامه بسیار جالب است و یا مقالاتی که در باب حزب الله و عملکردش در لبنان از طریق این روزنامه منتشر می شود دیدگاه برخی را که معتقد به صهیونیست دوست بودن روزنامه اعتماد ملی دارند ، قوت می بخشد . اما نظریه غرب گرایی روزنامه اعتماد ملی نیز نظریه ای بسیار پرقوت و مستدل است . این نظریه نیز با مصداق هایی چون اقدام جالب روزنامه اعتماد ملی در باب اسیران انگلیسی ، قابل اثبات است . پس از همراهی روزنامه اعتماد ملی با رسانه های غربی و انگلیسی درباره آزادی نظامیان انگلیسی جناب شریعتمداری که همواره پرچمدار مقابله با منحرفان و کج اندیشان داخلی بوده است با انتشار یادداشتی چنین بیان می دارند :
« ارگان حزب اعتماد ملی در شماره روز سه شنبه 21 فروردین ماه (86) خود طی مقاله ای که یادآور اطلاعیه های بست نشستگان سفارت انگلیس در زمان مشروطیت است ، به مرثیه خوانی برای نظامیان بازداشت شده انگلیسی پرداخته و مسئولان جمهوری اسلامی ایران – بخوانید توده مردم – را ملامت کرده است که چرا با دستگیری آن ها ، به گردشگری و حضور توریست های اروپایی در ایران لطمه زده اند ! »
فکر می کنید که روزنامه اعتماد ملی در آن زمان چه نوشته بود که این چنین باعث ناراحتی نیروهای انقلابی و مومن شده بود ؟
« حالا فصل سفر است ، به هر نقطه دنیا که سفر کنی ، بهار نفسی تازه به آنجا دمیده است . اما انگار هوای ایران این روزها به شدت ابری است که دیگر حتی پرنده ای هم در آسمان نمی پرد ، گل های محمدی کاشان امسال دیگر چشم های آبی که از بوی خوش گلاب مست شده اند را نمی بینند . همین داستان برای دشت های شقایق و لاله شیراز هم اتفاق می افتد ، امسال بهار ایران ابری است . »
البته تا اینجا که گویا هواشناسی پیش بینی کرده است که به هر حال کل بهار امسال (86) ایران ابری است ! اما ادامه متن را بخوانید :
« این رویا – حضور توریست های چشم آبی – همان روزها که پرونده هسته ای ایران وارد مرحله جدیدی شد به سوی دست نیافتنی شدن پیش رفت و راه های سفر به ایران را ناامن کرد تا این که با بازداشت ملوانان انگلیسی – نه نظامیان ! – در آب های ایران به طور کامل راه ها بسته و همه سفرهای اروپایی به ایران لغو شد » !
این موضوع آن موقع با درایت آقای شریعتمداری برملا شد و روزنامه اعتماد ملی فردای انتشار یادداشت جناب شریعتمداری به جز توهین و فحش چیز دیگری را برای پاسخ به کیهان درچنته نداشت ! مصاحبه مهدی محمدی ، دبیر سرویس سیاسی روزنامه کیهان ، با رجانیوز پس از پاسخ اعتماد ملی خواندنی است .
این یکی از نمونه های غرب گرایی های روزنامه اعتماد ملی بود که بدان اشاره شد . اما از این نمونه ها بسیار است . چه در مقالات اقتصادی این روزنامه و چه در بخش های فرهنگی و سیاسی به ندرت می توان مطلبی را یافت که متاثر از دیدگاه های غربی نباشد .
می توان این نوع برخورد روزنامه اعتماد ملی با مسائل - غرب گرایی - را در راستای تحقق پاراگراف ششم از بند (هـ ) مرامنامه حزب اعتماد ملی دانست که در آن این نکته را متذکر شده است که باید در عرصه سیاست خارجی تنش زدایی کرد و به دنبال دوست یابی بود . اما گویا دو کلمه آخر این بند فراموش شده است « منافع ملی » !
روزنامه اعتماد ملی که عرصه را برای تاخت و تاز باز دیده است و این گونه پنداشته که گویا کسی جلودارش نیست ! ، این روزها بسیار پا را فراتر از حدش قرار داده است با انتشار مطالبی درباره دولت و اخیراً شخص رئیس جمهور این نکته را دوباره به ذهن متبادر می سازد که صهیونیست در ایران به شدت فعال است .
اما سوالی که در اینجا از آقای کروبی مطرح می شود این است که آیا ایشان در جریان اتفاقاتی که در روزنامه حزبشان می افتد هستند یا خیر ؟ اگر هستند که ایشان نیز باید در رابطه با عملکرد به شدت خلاف منافع ملی روزنامه اعتماد ملی مورد بازخواست و مواخذه قرار گیرند . و اگر نیستند در اینجا چند پیشنهاد به ایشان ارائه می گردد :
1- روزنامه اعتماد ملی را تا زمانی که نیروهایی متعهد و انقلابی برای گرداندن آن اعلام آمداگی نکرده اند ، تعطیل کرده و به بررسی عملکرد 3 ساله آن بپردازند . چه این که خود ایشان هم تلویحاً عدم موافقت خود را با مندرجات این روزنامه اعلام کرده اند . اما این که ایشان هیچ اقدام عملی را در راستای درست کردن فضای روزنامه اعتماد ملی که افرادی چون مسیح علینژاد ، رسول منتجب نیا ، حسن کریم زاده و ... در آن فعالیت می کنند ، نشان از آن دارد که هنوز به این نتیجه نرسیده اند که روزنامه اعتماد ملی ، ارگان صهیونیست در ایران است .
2- حزب اعتماد ملی را که دبیرکلی آن را بر عهده دارند به صورت گفتمان درون حزبی مورد بازخواست قرار دهند و احیاناً در صورتی که قانع شدند به ماده 37 اساسنامه حزب را به هم حزبی هایشان پیشنهاد دهند. ( ماده 37 اساسنامه حزب اعتماد ملی بحث انحلال حزب را مطرح می کند )
3- از ملت ایران برای عملکر ضدایرانی و ضد اسلامی روزنامه اعتماد ملی که صاحب امتیاز آن خود آقای کروبی هستند ، شخصاً معذرت خواهی کرده و آنان را در جریان دلایل چنین عملکردی از جانب روزنامه اعتماد ملی ، قرار دهند .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 1:17 |
لینک
|
سه شنبه یازدهم تیر 1387
بسم الله
چه کسی منحرف است ؟
هیچ وقت دوست نداشتم در فضای احساسی و به دور از منطق مطلب بنویسم . همیشه سعی کرده ام آن چه که می گویم بر مبنای عقل و منطق و با آوردن دلایل کافی برای گفته هایم باشد . اما اظهارات عجیب و غریب و دروغ ها و تهمت ها و شایعه پراکنی های اخیر آقای منتجب نیا حسابی عقل و احساسم را برآشفته است . از یک طرف احساسم می گوید که هر چه در دلت نسبت به این سخنان داری بیرون بریز و خودت را راحت کن و بگذار مردم بدانند که ایتن فردی که این چنین رئیس جمهور مکتبی و معتقد را مورد اهانت قرار می دهد ، کیست . اما از طرف دیگر عقل فشار می آورد که این گونه برخورد نکن . منطقی باش . اگر او چیزی از عثل نمی فهمد حداقل تو خودت را حفظ کن . تو با منطق جواب او را بده . مجبور شدم عقل را انتخاب کنم . و خوشا به حال آقای منتجب نیا که عقل را انتخاب کردم وگرنه ممکن بود خیلی از چیزها را بگویم . بگویم از آن که ایده های صهیونیستی در روزنامه اعتماد ملی چگونه و از طرف چه کسی دنبال می شود . اما حالا که صحبت عقل است نباید این حرف ها را زد .
به سراغ حرف های این مرد که سن و سالی از او گذشته و داعیه دار اعتقادات اسلامی و شیعی است می روم .
« یکی از عقائد شیعه که می توانست وسیله سوء استفاده شیادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدویّت و اندیشه مترقی و حرکت ساز انتظار فرج است که همه طرفداران ادیان آسمانی به نحوی این عقیده را داشته و در انتظار منجی عالم بشریت می باشند . »
عجب ! خوب این خیلی خوب است که به هر حال چنین افرادی هستند که مانع از انحراف و سو استفاده از عقاید شیعیان هستند . اما سوالی که در اینجا باید از جناب منتجب نیا پرسید این است که آیا به جز ایشان دیگر هیچ فرد و یا افرادی در کشور نیستند که جلوی این انحرافات را بگیرند . آیا این جماعت از روحانیون و مذهبی ها که در گرد دولت حلقه زدند همگی منحرف هستند ؟! افرادی همانند مرتضی آقا تهرانی ، محسنی اژه ای و ... که هر کدام از روحانیون برجسته اسلام و از افراد انقلابی هستند ، افرادی منحرف و با عقاید انحرافی در دین هستند ؟!!
« در سال اوّل ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، با دو واسطه نقل شد که ایشان در سفر استانی به سیستان و بلوچستان و در پاسخ اعتراض ... »
آقای منتجب نیا شما مردم را احمق فرض کرده اید . من از خوانندگان این مطلب عذرخواهی می کنم که از چنین الفاظ زشتی استفاده می کنم . اما اگر شما هم مطلب ایشان را خوانده باشید متوجه می شوید که نمی توان در مقابل این حرف ها سکوت کرد . جناب منتجب نیا ، شما که داعیه دار مسلمان بودن آن هم از نوع راستینش را دارید آیا نمی دانید که با انتشار این مطالب شما خودتان دارید به شایعات دامن می زنید . شما که به راحتی به مقامات دسترسی دارید . آیا نمی توانستید صحت و یا دروغ بودن این شایعات را از آن ها جویا شوید ؟ آن قدر منابع اطلاعاتی شما ضعیف شده که با دو واسطه مطالب خود را نقل می کنید ؟!!! شما که می گویید انحراف در تشیع پیش آمده ، خودتان پرچم انراف را در روزنامیتان در دست گرفته اید .
« نماینده ای از شورای اسلامی ، نقل می کرد روزی در ملاقات رئیس جمهور با مقام معظم رهبری ، نسبت به اظهارات ایشان . . . »
این یکی دیگر بسیار جالب است ! حالا کار شما به جایی رسیده که تلویحاً رهبری را هم در معرض انتقاد قرار می دهید ؟! مقام معظم رهبری در طول این سه سال مکرراً دولت نهم ، دولت اسلامی نهم را مورد حمایت قاطع خود قرار داده اند ؟ نکند که از این که رهبری این چنین از دولت حمایت می کنند ، ناراحت شده اید ؟
من باز هم از خوانندگان این مطلب معذرت خواهی می کنم . نوشته های آقای منتجب نیا به حدی بی ادبانه و زشت است که از آوردن ادامه مطالب این نوشته معذورم . در ادامه این نوشته ایشان حتی خود را از مراجع عظام هم بالاتر می بینند و آن ها را نیز برای عملکرد ضعیفشان !! در معرض سوال قرار می دهند ! فقط همین را بگویم که برادر منتجب نیا استغفار کنید !! شاید من هم باید استغفار کنم . چون که من هم به خواندن نوشته جنابعالی کمک کرده ام . اما چه می توان کرد ؟ . . . چه می توان کرد که برخی مطالب جان و دل آدمی را می سوزاند . دولت نهمی که تمام توان خود را برای ایجاد روحیه ظهور در بین شیعیان گذاشته است و همه کارها را با ذکر خدا و جمله زیبای اللهم عجل لولیک الفرج ... آغاز می کند حالا این چنین مورد تاخت و تاز افراد منحرف قرار می گیرد .
-----------------------------------------------------------------------
پ . ن
به دلیل این که این نوشته آقای منتجب نیا بسیار توهین آمیز بوده است لینک آن را در وبلاگ قرار نمی دهم . اگر نخوانده اید به شما توصیه می کنم که مطلب آقای منتجب نیا را نخوانید . جدا توصیه می کنم که نخوانید .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 17:59 |
لینک
|
دوشنبه دهم تیر 1387
بسم الله
نمی بینیم ...
داشتم به فیلم های مستندی که درباره ایران و اسلام ساخته شده است فکر می کردم . فیلم هایی چون جنگجویان خدا (Gods warriors ) ، روزگاری در ایران (once upon in iran ) و ... که نشان از اهمیت بسزای ایران اسلامی برای غرب دارند . مستند جنگجویان خدا یک مستند 30 – 40 قسمتی است که به مقایسه 3 دین بزرگ دنیا یعنی اسلام و مسیحیت و یهودیت می پردازد . این مستند کاری است از شبکه سی ان ان و با اجرای خانم کریستین امان پور . نکات جالب در این مستند بسیار است . از حدود 10 قسمتی که این مستند به حوزه اسلام می پردازد حدود 5 قسمت را صرفاً به ایران اختصاص داده و این در حالی است که در سایر قسمت ها نیز گریزی به ایران زده می شود . در ابتدای ورود به بحث ایران در این مستند سریالی ، امان پور پس از بررسی وضعیت مبارزین سنی که از کشورهایی همچون مصر و ... استفاده شده است ، به بررسی وضعیت شیعیان به پرچم داری ایران می پردازد و با گریزی تاریخی به ایران زمان شاه ، خصلت جهادی و شهادت طلبی شیعیان را نمایش می دهد . نکته جالبی که هم در مستند جنگجویان خدا و هم در روزگاری در ایران به چشم می خورد تاکید ویژه روی عاشورا و حضرت امام حسین (ع) است به طوری که در جای جای این سریال ها زمانی که هدف بررسی شهادت طلبی شیعیان باشد نام امام حسین نیز به چشم می خورد . به قول آقای طالب زاده تئوری « اسلام فوبیا » یا همان « ترس از اسلام » به شدت مشهود و مورد تاکید رسانه های غربی است .
اما هدف از این نوشته بررسی جز به جز این مستند ها نیست که خود مجالی دیگر را می طلبد . هدف نگارنده از آوردن این مطلب بررسی نکاتی است که غربی ها و رسانه هایشان در جنگ رسانه ای که در پیش گرفته اند ، به شدت تاکید می کنند و سعی در القای این مباحث به مخاطبین خود را دارند . به طور خلاصه آن چه که به عنوان هدف برای رسانه های غربی در جنگ رسانه ای تعریف شده است ، شامل نکات زیر است :
1- ترس از اسلام : این عبارت به نظر واضح ترین هدف رسانه های غربی در برنامه هایشان می نمایاند. به طوری که در اکثر مباحثی که در مورد اسلام و به خصوص شیعیان در این رسانه ها مطرح می شود همواره بحث شهادت طلبی و خشونت و ... بزرگنمایی شده است . برای مثال در جنگجویان خدا ، شهادت طلبی ایرانیان و اعتقاد به عاشورا و ... با آوردن صحنه هایی از جنگ تحمیلی و جوانان و نوجوانانی که به جبهه ها شتافته اند و یا صحنه هایی از عزاداری شیعیان برای امام حسین (ع) ، نشان داده می شود و یا در مستند روزگاری در ایران که اساسآ هدف ، به چالش کشیدن عاشورا است ، گزارشگر با همراه شدن با یک کاروان که عازم کربلا هستند تمامی اعتقادات شیعیان را در مورد عاشورا به سخره می گیرد و با همراه کردن فردی به نام کامران ، که به وضوح مشخص است که
ماموریت حضور در کاروان را داشته است ، سعی می کند که به نحوی اسلام آمریکایی را مورد تایید غرب نشان دهد . به طوری که کامران را فردی که در جبهه بوده است نشان می دهد و به مصاحبه با مادرش می پردازد . مادر او که بی حجاب در مقابل دوربین شبکه 4 انگلیس ظاهر شده است ، در جواب سوال خبرنگار که از او می پرسد که آیا حاضر است بار دیگر پسرش را به جبهه بفرستد ، می گوید : هرگز ، هرگز اجازه نخواهم داد . و سپس شروع به نقد مادرانی می کند که می گویند حاضرند بچه هایشان شهید شوند و این گفته آن ها را دروغی بیش نمی شمارد . در مقابل شخصی همچون کامران که به قول خودش در جنگ راننده آمبولانس بوده و در واقع برای جنگ نرفته است بلکه برای کمک به همنوع ! در جنگ شرکت کرده است ، افراد دیگری قرار دارند که همچنان به شهادت معتقدند و به عاشورا عشق می ورزند . و در پایان مستند به این نتیجه می رسد که راه حل پایان بحران ایران با غرب اسلام کامرانی است !! نه اسلام عاشورایی .
2- احمدی نژاد ، مشکل غرب : نکته دیگری که در برنامه های سه سال اخیر رسانه های غربی به چشم می خورد ، معرفی احمدی نژاد به عنوان اصلی ترین مشکل غرب با ایران است . این ایده به شدت از سوی رسانه های غربی به کار گرفته می شود . برای مثال قرار دادن تصویر دکتر احمدی نژاد در کنار هیتلر ، معرفی او به عنوان فردی جاه طلب و ... به طور مستقیم ایده حذف احمدی نژاد را پیگیری می کنند . در مستند روزگاری در ایران به شدت این موضوع مطرح می شود و در مستند جنگجویان خدا نیز این مسئله مشهود است . در جایی از مستند جنگجویان خدا ، زمانی که کریستین امان پور مشغول بررسی جهادگران مصری و گروه اخوان المسلمین است اشاره می کند که نداشتن رهبر مشکل اصلی اخوان برای شروع حرکت است ، و سریعاً بعد از بیان این مطلب می گوید که : البته ایرانی ها یکیش رو دارن ! و تصویر احمدی نژاد نشان داده می شود .
این نوع برخورد در بسیاری از رفتار های رسانه های غربی مشهود و واضح است .
3- معرفی اسلام آمریکایی به عنوان اسلام مورد تایید غرب : اسلام آمریکایی اسلامی است که در آن شیرین عبادی ها و شادی قدیریان ها و صانـــ... ها و ... عزیز شمارده م
ی شوند . در بخشی از مستند جنگجویان خدا امان پور به سراغ شیرین عبادی می رود و احوالات حقوق زن در ایران را از او جویا می شود . خودتان می دانید که ایشان چه پاسخ داده اند !! در بخش دیگری نیز به سراغ خا
نم عکاسی !!! به نام شادی قدیریان می رود . او که کارش سانسور عکس هاست !!! اعتقاد دارد که زن در ایران بسیار مظلوم و کوچک شمرده می شود ! و نگرانی خود را در مورد قوانین اسلام رسماً اعلام می دارد . اثری که در مقابل می بینید یکی از آثار ارزشمند خانم قدیریان است ! البته ایشان بسیار تلاش می کند که انگلیسی صحبت کند اما در مستند صحبت هایی که ایشان به زبان انگلیسی انجام داده اند به صورت انگلیسی زیرنویس شده است !!
سبک دیگری از اسلام آمریکایی هم که زندگی خانواده کامران است که در مستند روزگاری در ایران به تصویر کشیده شده است .
4- حذف رهبر معظم انقلاب از صحنه : اما درد آورترین نکته ای که شاید کمتر مورد توجه قرار گیرد ، حذف چهره آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر جهان اسلام ، از محافل خبری است . در تمامی مستند هایی که در مورد ایران ساخته می ش
ود از جمله جنگجویان خدا ، روزگاری در ایران ، راقه در ایران و ... نامی از رهبر انقلاب برده نمی شود .
این سبک از رفتار نشان از آن دارد که غربی ها مهمترین مشکل را شناخته اند . آن ها می دانند که حذف احمدی نژاد و امثال آن پایان راه نخواهد بود . آن ها به خوبی مشکل را شناخته اند . یک بار این مسئله را در زمان امام خمینی (ره) تجربه کرده اند و فهمیده اند که اگر امام خامنه ای هم مانند امام خمینی به مردم دنیا شناسانده شود ، با چه مشکلات عظیمی مواجه خواهند شد . می دانند که در صورتی که امام خامنه ای به عنوان رهبر جهان اسلام در بین کشورهای اسلامی جا بیفتد دیگر کسی نمی تواند در مقابل اتحاد و همدلی مسلمانان قرار گیرد . نتیجه ای که غربی ها از رفتارشان با امام خمینی گرفتند این بود که به جای این که فردی که سالها می تواند در صدر نظام اسلامی در ایران قرار گیرد را هدف قرار دهند افرادی را مورد هجمه قرار دهند که ممکن است صحنه نظام را زودتر ترک گویند و در واقع آن ها را به عنوان رهبری شیعیان معرفی کنند که در صورت این که موفق به حذف آن ها از صحنه شدند ، در واقع ضربه ای بزرگ را به جهان شیعه وارد آورند و خلا رهبری را در بین شیعیان فریاد بزنند . اما غافل از این که نور ولایت با این رفتارها از دل شیعیان جهان بیرون نخواهد رفت . غربی ها باید بدانند که اگر امروز احمدی نژاد در برابر آن ها قرار گرفته است به خاطر عشق و ارادتی است که به اسلام و انقلاب و ولایت دارد .

اینها فقط بخشی از مسائلی است که در رفتارهای رسانه های غربی در مورد ایران به چشم می خورد . بسیاری از عملکردهای این رسانه ها متاسفانه مورد غفلت ما در داخل قرار گرفته است . نمی بینیم که احمدی نژاد خار چشم رسانه های غربی است و در داخل او را به خاطر گرانی متهم و بازخواست می کنیم . نمی بینیم که آرزوی غربی ها کنار رفتن احمدی نژاد از قدرت است و خودمان در داخل به کنار رفتن احمدی نژاد کمک می کنیم و ناخواسته آلت دست غربی ها می شویم . نمی بینیم که رهبری چگونه مورد سانسور و بایکوت خبری در غرب واقع شده است و خودمان هم در داخل کمتر به معرفی شخصیت عظیم و گرانقدر ایشان می پردازیم . و بسیاری دیگر از این ندیدن ها و غافل شدن ها !
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن :
لطفاْ این مطلب را به دوستان خود هم برسانید تا ببینند . فکر می کنم که خیلی از مشکلات حل می شود اگر این مطالب را به همه برسانیم .
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 19:22 |
لینک
|
یکشنبه نهم تیر 1387
بسم الله
مدتی که نبودم گویا اتفاقات زیادی در بین برادران وبلاگ نویس رخ داده است !! بحمدالله دوستان دست به کار شده اند و مطالبی را در باب حماسه سوم تیر نگاشته اند که جای بسی خوشحالی و خرسندی است . ان شاالله به زودی کار را ادامه خواهم داد .
پ . ن :
- این چند روز به علت یک سفر نیمه کاری !! با برخی از دوستان در روزنامه کیهان دیدار داشتم که برایم بسیار جالب و ماندنی بود . شاید در مورد این موضوع نیز نوشتم .
- دوستان ما هم که سراغی از این بنده حقیر نگرفتند در این مدت . ان شاالله ما هم جبران می کنیم !!
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 9:15 |
لینک
|
یکشنبه دوم تیر 1387
بسم الله
۳ تیر ، انقلابی برای انقلاب (۳)
انسان تعجب می کند از برخی افراد که چگونه چنین اقدام خوب و ارزشمندی را زیر سؤال می برند
یادم می آید که در زمان انتخابات ۲۷ خرداد و پس از آن ۳ تیر دکتر احمدی نژاد روی این جمله همواره تاکید می کردند که " دولت برای همه مردم ایران است " . آن موقع فکر می کردم که دولت چگونه می تواند اثبات کند که متعلق به همه مردم است و تنها به تهران محدود نمی شود . هر چند که رئیس جمهور برخی اوقات اشاراتی به این موضوع کرده بودند . اما این راه حل زمانی برای من روشن شد که اولین جلسه کابینه دولت نهم در کنار بارگاه مطهر حضرت امام رضا (ع) برگزار شد و آنجا بود که متوجه شدم که چگونه یک دولت می تواند برای همه مردم باشد ؟ !
سفرهای استانی دولت امری بودکه از همان ابتدا در دستور کاردولت نهم قرارداشت والبته از همان ابتدا نیز در دستور کار روزنامه های زنجیره ای مخالف دولت قرار گرفت . روزنامه هایی که سعی داشتند با کوچک و پرهزینه شمردن سفرهای استانی آن را اقدامی تبلیغاتی جلوه دهند . اما از همان ابتدا با حمایت های بی دریغ رهبری انقلاب و همچنین پافشاری دولت نهم بر آرمان ها و اهدافش ، کم کم این روزنامه ها دست از نقدهای غیرمنصفانه و تخریبی خود برداشتند و اخیراً که اصلاً سمت و سویی دیگر از دولت را نشانه رفته اند و دیگر روی بحث سفرهای استانی مانور چندانی نمی دهند .
این سفرها که برکات زیادی را برای ایران اسلامی در پی داشته است ، همواره مورد تایید رهبری انقلاب و مردم ایران بوده ، به طوری که مقام معظم رهبری در دیدار با رئیس جمهور و کارگزاران نظام در تیرماه ۸۶در راستای حمایت از سفرهای استانی چنین آورده اند :
<< انسان تعجب می کند از برخی افراد که چگونه چنین اقدام خوب و ارزشمندی را زیر سؤال می برند در حالی که با سفرهای استانی، دولت از نزدیک با حقایق و مشکلات نقاط مختلف کشور آشنا می شود. >>
تنها در دور اول سفرهای استانی دولت ، بیش از ۷۸۰ جلسه کارشناسی برای بررسی مشکلات و مسائل هر استان برگزار شده که این حجم از جلسات برای بررسی جزیی ترین مسایل استان ها بی نظیر است .
اهمیت سفرهای استانی از چند جهت قابل ارزیابی و تامل است :
نخست آن که در این سفرها بالاترین مسوولین دولتی می توانند از نزدیک و به طور مستقیم با پایین ترین سطوح جامعه برخورد داشته باشند و مسائل آن ها را از نزدیک مشاهده و مورد بررسی قرار دهند . به قول یکی از دوستان که توفیق زیارت از نزدیک رئیس جمهور را در یکی از همین سفرهای استانی داشت ، این دیدارها حداقل به مردم این امید را می دهد که مسوولینشان از درد آن ها اگاهند . حتی اگر مشکل نشود همین امر به خودی خود تسکینی برای دردهای بی شمار مردم خواهد بود .
هر چند که بسیاری از جزیی ترین مشکلات مردم در همین سفرهای استانی و توسط وزیران و شخص رئیس حمهور ، بررسی و حل و فصل شده است .
دوم آن که این سفرها باعث ایجاد برقراری رابطه عاطفی میان دولت و مردم خواهد شد . آن چیزی که اسلام از ابتدای تشکیل نخستین حکومت اسلامی خواهانش بوده است .
یادم می آید که خانم مسیح علینژاد در یاداشتی مردم در سفرهای استانی را به دلفین هایی تشبیه کرده بود که فقط برای حل مشکلاتشان به دور رئیس جمهورشان حلقه زده اند ! گویا ایشان این خاطره از سفر رئیس جمهور به اراک را نشنیده اند که مردم ساعت ۲ شب فقط برای بدرقه رئیس جمهور به فرودگاه آمده بودند . نه برای بیان مشکلاتشان . .jpg)
سوم آن که این سفرها در عرصه بین الملل نیز برکات بسیاری را نصیب ایران اسلامی کرده است . اتحاد و همدلی که در این سفرها به رخ جهانیان کشیده می شود هماره خار چشم رسانه های غربی است . به طوری که بسیاری از این رسانه ها از پوشش خبری این سفرها خودداری می کنند و یا اگر مجبور شوند خبری را انعکاس دهند از تصاویر آرشیوی و کادرهای بسته برای همراه سازی خبر با تصویر استفاده می کنند . حرفی که رئیس جمهور می گفت که دولت برای همه مردم است از این جهت نیز قابل ارزیابی است که وقتی که رئیس جمهور در هر جای ایران می رود صدای " انرژی هسته ای ، حق مسلم ماست " به گوش می رسد ، غربی ها متوجه می شوند که ایرانیان چگونه بر سر مسایل ملی یکپارچه و منسجم ایستاده اند . و این خود به خوبی اتحاد ایرانیان را فریاد می زند .
چهارم بحث مصوباتی است که در این سفرها برای حل مشکلات استان های مختلف در جلسات هیئت دولت به تصویب می رسد . این مصوبات تا کنون پیشرفت های بسیاری را برای ایران اسلامی به ارمغان آورده است . و بیانگر این است که رئیس جمهور به پیشرفت عادلانه و همه جانبه ایران می اندیشد و نه فقط چند استان خاص جلو رفته و بقیه در محرومیت باقی بمانند . ترتیب سفرهایی که رئیس جمهور برای این سفرها پیش بینی کرده بودند نیز خود شاهد این مدعاست . رهبر معظم انقلاب در مورد اجرای مصوبات اس
تانی چنین می فرمایند :
(( مصوباتى هم كه در استانها تصويب ميشود، اگر فرض كنيم بعضى از اين مصوبات هم اجرا نشود، آنچه كه اجرا ميشود، براى استانها مغتنم است و باارزش است. بايد تلاش كنند . ))
هر چند که با توجه به گزارشاتی که مکررا بعد از سفرهای استانی دولت به گوش می رسد ، مصوباتی که در جلسات هیئت دولت در مراکز استان ها به تصویب می رسند با سرعت در راه عملیاتی شدن هستند .
به تعبیر رهبر معظم انقلاب سفرهای استانی برکات بسیار را برای ایران اسلامی داشه که چند نکته بالا فقط بخشی از این برکات بود .
---------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن
در همین رابطه بخوانید :
>>> 3 تیر انقلابی برای انقلاب (2)
>>> 3 تیر ، انقلابی برای انقلاب (1)
>>> 3 تیر ، انقلابی برای انقلاب
>>> راه روشن است تو چشمانت را باز کن !
نوشته شده توسط حسین سلیمانی در ساعت 21:2 |
لینک
|